آموزش زبان انگلیسی Extra آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
مشاوره انتشار مقاله ISI
دکتر جلالیان: روش تحقیق، آمار
تولید مقاله از پایان نامه، ویرایش مقاله
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 21 بهمن ماه سال 1388 ساعت 07:26 AM


تمام قرائن نشان دهنده آنست که فرماندهان سپاه و علی خامنه ای، در بیت رهبری یک نقشه نظامی برای تسخیر خیابان انقلاب و سپس فتح میدان آزادی کشیده و به اجرا گذاشته اند. با اطمینان از پیروزی در این نقشه جنگی است که علی خامنه ای در آخرین سخنرانی خود برای عده ای از نظامیان نیروی هوائی مدعی پیروزی در نبرد 22 بهمن شد. این نظامی ها را برای تداعی بیعت"همافران" ارتش شاهنشاهی، با آیت الله خمینی در آخرین روزهای پیش از سقوط شاه نزد او برده بودند.

سرداران جنگ ندیده و ستادی سپاه که سرلشگر سنگین وزن "فیروزآبادی" عنان آنها را دراختیار دارد، خیال رهبر را آسوده کرده اند که در مصاف با مردم در روز 22 بهمن، آنها خبر فتح میدان آزادی را برایش خواهند آورد. به احمدی نژاد هم گفته اند برود پشت میکرفن و از موشک و اتم و غنی سازی بگوید. از مردم نترسد، زیرا بسیج و سپاه و اوباش، میدان و یا حداقل شعاعی از آن را با اتوبوس و چماقداران خودی پر می کنند تا دست کسی به وی نرسد.

اما اوضاع از چه قرار است:

بر اساس رویه ای سی ساله، تمام نیروهای نظامی، انتظامی و اطلاعاتی در ایام دهه فجر در شرایط آماده باش به سر می برند تا بتوانند در صورت لزوم از پس تهدیدهای احتمالی برآیند، و این رویه ای است که تخطی پذیر نیست. در نتیجه به دلیل ضرورت حضور نیروها در پست خدمتی شان، انتقال نیروهای نظامی و انتظامی به تهران برای مقابله با تظاهرات سبزها، این آماده باش را با مشکلات جدی مواجه می کند. خصوصا که اخیرا تحرکات منطقه ای آمریکا و هم پیمانانش بیش از پیش بر اهمیت آماده باش دهه فجر افزوده است. از این رو اینان فقط باید روی نیروهای بسیجی شهرستانی حساب کنند که آنها نیز به دلیل بی تجربگی برای مقابله با امواج انسانی در بیست و دو بهمن، کارآیی نخواهند داشت .

از میدان امام حسین تا میدان آزادی حدود 153 تقاطع اصلی و فرعی وجود دارد. از این میان حدود 56 تقاطع مانند ولی عصر، کارگر، اسکندری، نواب، بهبودی و ... (با احتساب شمال و جنوب آنها)، به نیرو وتجهیزات بسیار زیادی برای مسدود کردن و حتی کنترل جمعیت نیاز دارند و هرگز چنین نیروی را حکومت برای استقرار در این دهانه ها ندارد.

حتی شکستن سد نیروهای حکومتی در کمتر از ده تقاطع موجب قطع ارتباط فیزیکی نیروهای کودتاگر شده و تجمع تصاعدی تظاهرکنندگان در آن نقاط به سوی میدان آزادی شکل خواهد گرفت. 

از تعداد کل این تقاطع ها حدود هفتاد تقاطع اصلی و فرعی (با احتساب شمال و جنوب آنها) در حد فاصل نواب تا میدان آزادی وجود دارند که به دلیل نزدیکی به میدان آزادی حفظ آنها برای کودتاگران بسیار مهم و حیاتی است.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 12:36 PM
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 12:27 PM


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 12:22 PM


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 12:15 PM


ایده چیست؟ ایده کاملا بی خطر اما روحیه بخش است. کافی است یک سوت از همانهایی که داوران فوتبال در بازی با خود دارند به همراه داشته باشید. صدای این نوع سوت ها به دلیل اینکه، بسامد بالایی دارند به خوبی قابل شنیدن، و از طرفی تعیین محل دقیق آن بشدت مشکل است. پس به سادگی می توان در صورت پراکنده شدن جمعیت توسط مزدوران خامنه ای و گاردی ها با صدای بوق ماشین ها و سوت هایمان به جان اعصابشان بیفتیم. خوبی سوت این است که در خانه هم می توان از پشت پنجره ها از آن استفاده کرد. و تعیین محل دقیق آن بشدت سخت است. حال جمعیتی را تصور کنید که در سطح شهر پخش شده اما صدای سوتهایشان شهر را از خانه ها و خیابان ها در بر گرفته. باور کنید فضای رعب آوری که صدای سوت ها ایجاد می کند برای ما علامت پیروزی است و برای مزدوران خامنه ای ترس و آشفتگی ایجاد می کند. در ضمن در صورت حضور مزدوران ساده می شود از شر سوت خلاص شد. در ضمن در میان صدای سوت ها آنها که موفق به تهیه سوت نشده اند،وقتی صدای بوق ها و سوت ها بلند است می توانند از انگشتها و دهانشان استفاده کنند. با صدای سوت همه با هم هر کجا که هستیم ، باشیم آسمان ایران 22 بهمن مال ماست.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:31 AM


بیش از صد و پنجاه تن از روشنفکران و دانشگاهیان ایران و جهان فراخوان جهانی در دفاع از آزادی بیان و پایان خشونت ها علیه مردم، روشنفکران و نویسندگان ایران منتشر کردند.

در این بیانیه که به زبان های فرانسوی، فارسی، انگلیسی، اسپانیایی و عربی تهیه شده و قرار است  از فردا دوشنبه به طور همزمان در جراید بین المللی منتشر شود آمده است : "هشت ماه پس از اعلام نتایج مخدوش انتخابات ریاست جمهوری ایران، مردم این کشور هنوز به اعتراض پرخورش شان ادامه می دهند. برغم تهدیدات حکومتی، صدها هزار تن به خیابان ها می آیند تا اعتراض برحق خود را علیه دستگاه های حکومتی اعلام دارند."

بیانیه روشنفکران جهان سپس روش حکومت اسلامی ایران را در کاربرد ارعاب و خشونت علیه مردم معترض مورد سرزنش قرار داده و افزوده است : "برغم زندانی کردن چند هزار نفر و پخش اعترافات زیر فشار و شکنجه در رسانه ها، مردم دست از اعتراض شان نکشیده اند و با اتکا به راهبرد عدم خشونت اعتراض خود را نسبت به وضع موجود بیان می کنند."   

در جای دیگری از این بیانیه می خوانیم : "امروز موج اختناق و سرکوب خونبار تازه ای جامعۀ مدنی ایران را در معرض خطر قرار داده است و بر تمامی روشنفکران و آزاداندیشان سراسر جهان است که در مقابل چنین خطری بیدرنگ و با تمامی توان به پشتیبانی از مردم آزادی خواه ایران برخیزند."

امضاکنندگان فراخوان جهانی در دفاع از آزادی بیان و پایان خشونت ها علیه مردم ایران ضمن اعلام پشتیبانی خود از آزادی بیان و مطبوعات در این کشور خواستار آزادی همه روشنفکران، روزنامه نگاران و فعالان سیاسی زندانی و شکنجه شده شده اند.

از میان امضاکنندگان این فراخوان جهانی می توان به اسامی زیر اشاره کرد : یرواند آبراهمیان، جیورجیو آگمبن، آنتونیو نگری، حسین آیت احمد، عزیز العظما، کریم لاهیجی، اتین بالیبار، علی بنوعزیزی، ناصر پاکدامن، ژاک بیده، ارنستو لاکلو، ژان-لوک نانسی، سعید رهنما، داریوش آشوری، امانوئل والرشتین، مایکل والزر، اسلاووج جیجک....

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:30 AM


وزیر دفاع آمریکا رابرت گیتس از اعضای جامعۀ بین المللی خواست که "برای اعمال فشار بر حکومت ایران" با یکدیگر متحد شوند، درست زمانی که محمود احمدی نژاد به رئیس سازمان انرژی اتمی کشورش دستور داد تا مقدمات غنی سازی اورانیوم تا سطح بیست در صد را تدارک ببیند.

رابرت گیتس که این سخنان را در یک کنفرانس مطبوعاتی در رُم و با حضور همتای ایتالیایی اش، ایگنازیو لاروسا، ایراد می کرد، اضافه داشت که در صورت اتحاد جامعۀ جهانی مجازات ها و فشارها می توانند حکومت ایران را از دست یابی به اهداف اتمی اش بازدارند.

اگر چه وزیر دفاع آمریکا توضیحی در مورد نوع مجازات ها علیه حکومت تهران نداد، اما تصریح نمود که هدف آنها حکومت اسلامی خواهد بود و نه مردم ایران. رابرت گیتس تأکید کرد که جامعۀ جهانی مایل نیست که مردم ایران بیش از این در نتیجۀ مجازات های بین المللی متحمل رنج و دشواری شوند.

محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران امروز یکشنبه با اشاره به عدم توافق میان کشورش و غرب بر سر مبادلۀ سوخت اتمی دستور آغاز غنی سازی اورانیوم تا سطح بیست در صد را در داخل کشور صادر کرد.

با این حال، چند روز پیش رئیس جمهوری ایران اعلام کرده بود که کشورش مسأله ای با مبادلۀ اورانیوم غنی شدۀ خود با غلظت پائین در ازای دریافت سوخت نیروگاه تهران ندارد. در پی این سخن، وزیر خارجۀ جمهوری اسلامی منوچهر متکی مدعی شد که توافقی در این زمینه میان ایران و غرب در حال شکلگیری است. همزمان با این ادعا علاوه بر وزیر خارجۀ آلمان، مشاور امنیتی رئیس جمهوری آمریکا و نیز وزیر دفاع این کشور اعلام کردند که ایران هیچ میلی به رسیدن به توافق بر سر برنامۀ اتمی اش ندارد. مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز اظهار داشت که در ملاقات با منوچهر متکی هیچ راه حل تازه ای از سوی ایران برای بحران اتمی این کشور دریافت نکرده است.    

در این حال، وزیر خارجۀ انگلستان دیوید میلی باند نگرانی عمیق خود را پس از اعلام دستور رئیس جمهوری ایران مبنی بر آغاز غنی سازی اورانیوم تا سطح بیست درصد اظهار داشت و افزود که این تصمیم نقض آشکار قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل است.

وزیر خارجۀ انگلستان تصریح کرد که در واکنش به اقدام تهران کشورش با همکاری آژانس بین المللی انرژی اتمی و دیگر اعضای گروه پنج به علاوه یک تصمیم های مقتضی را خواهد گرفت. 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:30 AM


 حجت الاسلام حیدر مصلحی وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی امروز یکشنبه مدعی شد که هفت نفر که به طور منظم با رسانه های اسرائیلی و به قول وی "آشوبگران" ارتباط داشته اند، دستگیر شده اند.

حیدر مصلحی گفته است که دستگیر شدگان در استانبول و دوبی و در ارتباط با یک رادیوی فارسی زبان آموزش دیده اند و با پخش شایعه و اقدامات خرابکارانه علیه امنیت ملی کشور اقدام کرده اند.

وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی در جای دیگری از اظهاراتش افزوده است که شماری از دستگیر شدگان رسماً برای سازمان اطلاعاتی آمریکا، سیا، کار میکرده اند.

او هدایت اعتراض های مردمی در ایران را به جریانی خارج از نظام اسلامی نسبت داد و گفت : "به کارگیری آقازاده ها و ارتباطات فامیلی" در راه اندازی ناآرامی ها نقش داشته است.

وزیر اطلاعات در جای دیگری از سخنانش حتا "از حضور افراد با سابقه اطلاعاتی و نظامی" در تظاهرات اعتراضی مردم بعد از انتخابات سخن گفت که به گفته وی با "صدور بیانیه های مختلف سعی در تشویش اذهان عمومی داشته اند."

حیدر مصلحی سپس بی آنکه صریحاً نامی از علی اکبر هاشمی رفسنجانی ببرد، تأکید کرد : خطاب های رهبر جمهوری اسلامی به خواص صریح و روشن بود، ولی با کمال تأسف این آقایان هیچ واکنش درخوری از خود نشان ندادند.  
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:27 AM

حمید تکاپو


شبکه جنبش راه سبز(جرس): کانون توحید لندن، روز شنبه ۱۷ بهمن ماه ۸۸ میزبان دکتر عبدالکریم سروش، فیلسوف و محقق برجسته بود تا به تحلیل دو مفهوم "انقلاب و اصلاح" پرداخته و این دو روش ایجاد تحول و دگرگونی جوامع را، در راستای شکوفائی جنبش سبز و همچنین در آستانۀ سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب ۱۳۵۷مورد ارزیابی قرار دهد. وی انقلاب اسلامی 1357 را انقلابی "فاقد تئوری" دانست که "در آن هیچ فیلسوفی در بطنش نبود و  اصولا از فلسفه و فکر بریده بود و در آن از تئوری نیز خبری نبود". لذا "با توجه به همین فقدان تئوری و محاسبات، انقلاب ایران بعد از سالها به نقطه ای رسید که مردم آن دوباره همان مطالبات اولیۀ انقلاب را دارند." به نظر دکتر سروش "حکومت جمهوری اسلامی اگر فضا را بیش از این ببندد، جنبش اصلاحی را به جنبشی انقلابی تبدیل خواهد کرد و گله ای هم از کسی نباید داشته باشد؛ چرا که یک حرکت کوچک در یک نظام بسته، می شود یک انقلاب بزرگ." وی یکی از وظایف جنبش سبز را "تحقق این وعدۀ انقلاب" - یعنی خاتمۀ استبداد - ذکر کرد.

 

دکتر سروش در مقدمه سخنان خود با تاکید بر اینکه یکی از دلایل عمدۀ برگزیدن این بحث را "تقارن زمانی" با سالگرد پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ذکر کرد و خاطرنشان نمود عنوان و محور گفتار را بنا به جهاتی "انقلاب و اصلاح" مورد انتخاب قرار دادم و نه "انقلاب یا اصلاح"؛ چرا که بحث انتخابِ "یا انقلاب" "یا اصلاح"، از گفتمان های (discourse) قبل از انقلاب ۵۷ بود و ما اینک «یا» را حذف کرده و به جای آن «و» گذاشته ایم که دلیل آن را هم خواهیم گفت. ایشان همچنین تصریح کرد "دراین اندیشه بودم که چه بر سَرِ ما آمده است که بعد از سه دهه که از انقلاب گذشته، هنوز محتاجیم که در باب انقلاب و اصلاح سخن بگوییم و ابهامات موجود را بزداییم. آیا سی سال تجربۀ انقلابی کافی نبوده است که ما در مورد انقلاب ذهن روشنی پیدا کرده و خصائص آن را شناخته باشیم؟ "

 

وی سپس بعنوان پیش نیاز بحث، به کتاب "انقلاب یا اصلاح*" حاوی گفتگوهای کارل پوپر (طرفدار پارادایم اصلاحات) و هربرت ماکوزه (حامی نظریۀ انقلاب و عضو مکتب فرانکفورت**) اشاره کرده و خاطرنشان ساخت در آن دوران (سه دهه پیش و قبل از آن)، نظریۀ انقلاب گفتمان غالب و برتر جامعه محسوب می شد و واژۀ انقلاب همه جا با ارزش مثبت همراه بود و اصلح و ارزش برتر و "نسخۀ علاج" دردهای جوامع فتوا داده می شد و هرجا نیز که قرار بود عمل یا فردی مورد ستایش قرار گیرد، وصف انقلابی برای وی آورده می شد.

 

دکتر سروش سپس افزود "اما یکی از دلایلی که ما در جا نزده و قدری از موضع پیشین خود فراتر آمده ایم، این است که گفتمان آن دوران اکنون زیر سوال رفته و اگر روزی توجیه اعمال یا افراد با وصف انقلابی امکان پذیر بود، امروز چنین چیزی امکان پذیر نیست و این محصول تجربه ای ست که بر ما هویدا شده است."

 

دکتر سروش همچنین جنبش سبز مردم ایران را ادامۀ همین تلاشی خواند که در صدد است به دیگران تفهبم و تاکید کند "به دنبال یک انقلاب مجدد نیستند؛ بلکه در پِیِ اصلاح وضع موجودند و این نه تماما به خاطر ترس از حکومت و نه به خاطر این است که مبادا حکومت آنها را به برانداز بودن متهم کند -که البته چنین واهمه ای هم هست- بلکه یک تجربۀ تازه ای پدید آمده است و ما درسی جدید از تاریخ خودمان گرفته ایم که به چنین نقطه ای رسیده ایم."

 

ایشان در این زمینه تاکید کرد که حکومت در ایران بسیار زیرک تر از آن است که گول الفاظ انقلاب یا اصلاح را بخورد و اگر کسانی در کشور بنام انقلاب یا اصلاح یا کمتر از آن در صدد تغییر وضع موجود باشند، سریعا و به سهولت توسط حکومت شناسائی خواهند شد، بنابراین "نفی انقلاب ولی ملتزم به اصلاحات بودن"، فلسفۀ دیگری دارد که تماما سیاسی نیست بلکه حکایت از یک نوع پختگی و بلوغ عقلانی می کند که ما –بویژه جوانان ما- آنرا حاصل کرده ایم و همین نسل جوان نمونۀ بسیار واضحی در این زمینه می باشد که به خوبی مُراقب و مُناظر اوضاع است تا تجربه های تلخ پیشین تکرار نشود.

 

دکتر سروش در ادامه سخنان خود به شخصیت تحسین برانگیز مرحوم مهندس مهدی بازرگان در زمینه پارادایم اصلاح طلبی اشاره کرد و نکتۀ بارزی که در تمام مراسم برزگداشت وی ذکر و تکرار شده را، تاکید بر اصلاح طلب و اصلاح طلب بودنِ مرحوم بازرگان دانست که "با بسیاری از انقلابیون سنخیت و همراهی نداشت و به همین دلیل سه دهه پیش مورد اتهام پیر و جوان- حتی برخی همراهان سیاسیش- قرار گرفته بود که چرا تندیِ انقلابیون را ندارد؛ ولی امروز به او نمره ای دیگر و رتبه ای پر فضیلت اعطا می شود که دیگران نمی دیدند یا آنرا انکار می کردند."

 

این متفکر در ادامه سخنان خود انقلاب سال ۱۳۵۷ را –در مقایسه با انقلابهای بزرگ جهان - انقلابی "بدون تئوری" دانست و خاطرنشان کرد "در این انقلاب همواره رهبران ادعا می کردند که می خواهیم اسلام را پیاده کنیم و این اسلامِ مورد ادعای آنها، هیچ چیزش بر همگان روشن نبود و فقط در کلام می آمد؛ و اگر سوال می شد این اسلامِ مورد ادعا چه چیزی برای اقتصاد و آموزش و پرورش و سیاست ارائه می دهد، هیچ جواب روشنی وجود نداشت و روحانیون و رهبران جامعه که انقلاب را در دست گرفتند و مخاطبین اصلی این سوالات بودند، تا کنون نیز جواب آنرا نداده اند."

 

دکتر سروش در این زمینه به "تاکید رهبران کشور –پس از سی سال- بر تجدیدنظر در دروس علوم انسانی و لزوم تدوین مجدد این دروس از متون قرآن" را مثال زده و آنرا دلیل آن دانست که "آقایان لاجرم دریافته اند کاری در خور و نتیجه بخش طی این سالها صورت نگرفته است."

 

ایشان در ادامه بحثِ «بی تئوری بودن انقلاب ایران» خاطرنشان کرد "نزد رهبران انقلاب واضح و مسلم بود که همه چیز وجود دارد و آنچه را که عالمان دینیِ گذشته نوشته و گفته اند، جواب همۀ مشکلات را خواهد داد و کافیست قوۀ مجریه تحت کنترل قرار گیرد. "

 

سروش در این زمینه خاطرنشان کرد که تمام رهبران انقلاب –حتی امام خمینی- معتقد بودند که "همۀ قوانین از قبل وجود دارد و فقها تمام قوانین مربوط به معاملات و مملکت داری و سیاست را نوشته اند و چیزی در این زمینه نقصان ندارد" و در باب قوه قضائیه هم کتابی فقهی بنام «کتاب قضا» در دست آنها بود و این رهبران فقط نیاز به مجری برای پیاده کردن موارد فوق را حس می کردند و تسلط بر قوۀ مجریه، خواستِ رهبران انقلاب بود و بعد از سالها اگر به نقصان و مشکلات پی بردند، به خاطر جبر زمان بود و جبر حکومت بر جامعه و سوالاتی که جامعه پیشِ روی آنها قرار داد.

 

دکتر سروش با طرح مطالبات انقلاب کبیر فرانسه یعنی «برابری برادری آزادی»، آنها را مواردی دانست که "به آسانی بدست نیامده و دستاورد سالها تحقیق و عمل فلاسفه و اندیشمندانی بوده که نتیجۀ کارِ آنها انقلاب کبیر فرانسه نام گرفت." ایشان انقلابهای دیگری را نیز در این زمینه مثال زدند که متفکران و فلاسفه ای چون مارکس و ... ذهنیت آنرا ایجاد نموده بودند. و در همین زمینه به انقلاب ایران اشاره کرد و خاطرنشان نمود "اما در این انقلاب، هیچ فیلسوفی در بطن و مغز کاری نبود و این انقلاب اصولا از فلسفه و فکر بریده بود و از تئوری نیز خبری نبود؛ فقط بحثهای مطرح این بود که ما می خواهیم به اسلام برگردیم یا اینکه مردم به دین بازگردند و در واقع نگاهی بود که به گذشته و دوران پیامبر وجود داشت و قصد پی افکندن طرحی نو و جهانی نو مطرح نبود و بدون هیچ برنامه ای برای امروز و دنیای متجدد امروز و راهی برای گنجاندن آن جهان سنتی در دنیای مدرن امروز، فقط بازتولید حکومت ۱۴۰۰ سال پیش و عصر طلائی اسلام دغدغه شده بود و حداعلای مطلوب آنها نیز عمل به احکام دینی بود."

 

ایشان در این زمینه تصریح کرد "من خوب به یاد دارم که همه جا این سخن آیت الله خمینی مطرح بود که گفت روزی که تمام احکام اسلام اجرا بشود، کار ما پایان یافته است."

 

دکتر سروش همچنین خاطرنشان نمود البته اکثر همین احکام دینی هم که در کتب فقهی موجود است، مربوط به زندگی شخصی آدمیان است و بنابراین حکومت هم برای رسیدن به مرادِ خود، تمرکز خود را روی احکام جزائی و مجازات آدمیان قرار داد... و برای اینکه جامعه ای ساخته شود که کسی دروغ نگوید...جُرم مرتکب نشود...رشوه ندهد...، هرگز چیزی در ذهن بانیان و رهبران انقلاب نگذشت."

 

این فیلسوف و محقق دانشگاهی، همچنین بر این نکته تاکید کرد که "با توجه به همین فقدان تئوری و محاسبات، انقلاب ایران بعد از سالها به نقطه ای رفت که مردم آن دوباره همان مطالبات اولیۀ انقلاب را دارند."

 

دکتر سروش در ادامه سخنان خود، دلیل وقوع انقلاب های جهان را "انباشت یاس مردم از اصلاح و تغییر امور جزئی کشور" ذکر کرد و خاطرنشان ساخت "اگر روزی به این نتیجه برسید که تمام اوضاع کشور نابسامان است و همه چیز خراب است، آنزمان فتوا به انقلاب خواهید داد...و روزی اگر مردم و مُصلحان از اصلاحاتِ پاره ای مایوس شده و به این باور برسند که همۀ اجزا بطور بدنه ای به هم مرتبط و وابسته اند که اصلاح بخشی، مستلزم تغییر بخش های دیگر می باشد، آن زمان انقلاب رخ خواهد داد." ایشان در این زمینه تاکید کرد "در زمان شاه، جز اکثریت چپ ها، بقیه رهبران و حتی رهبران مذهبی، انقلاب و تغییر کل ساختار را مطالبه نکرده و اصلا در این گفتمان کار نمی کردند."

 

دکتر سروش در ادامه سخنان خود پیرامون «انقلاب و اصلاح»، به مطلبی از علامه نائینی-از بانیان فکری انقلاب مشروطه- اشاره کرد که بیش از صدسال پیش گفت –"که البته نسل های بعدی آنرا نشنیدند"- که "استبداد دینی بدترین نوع استبداد است و اگر ما پادشاهی را بدلیل اینکه حقّ فقیه را در حکومت کردن غصب کرده است، از کار برداریم و یک فقیه را به جای او بنشانیم که همان استبداد را ادامه دهد، در همان نقطه اول همچنان ایستاده ایم."

 

سروش همچنین از اینکه رهبران مذهبی ایران طی سه دهه اخیر صدها سمینار پیرامون خُردترین و کلان ترین مسائل برگزار کرده و هزینه نموده ولی در عوض برای مبارزه با استبداد و حتی پیرامون واژۀ استبداد، تئوری و حتی سمینار ارائه نداده اند، انتقاد کرد و این مورد را اتفاقی ندانست؛ چرا که به زعم وی، این مهمترین فلسفۀ انقلاب می توانست باشد که همه هم روی آن اتفاق نظر داشتند که "به خاطر استبداد شاهی انقلاب صورت گرفت." ایشان در این جا خاطرنشان و تاکید کرد "به همین دلایل، انقلاب ایران حتی اهداف کوچک و اولین خودش را یا فراموش کرده یا زیر پا نهاده است."

 

این استاد محقق در ادامه سخنان خود خاطرنشان نمود که امروز در سیاست باید طبابت نمود و مانند وضعیت یک بیمار به علاج پرداخت؛ نه اینکه حکم مرگ بر بیمار داده و کل او را با کلّی دیگر معاوضه کنیم." ایشان در این زمینه به سخنان برخی از بزرگان در آستانۀ انقلابهای مشروطه و ۱۳۵۷ اشاره کرد که معتقد بودند "ما خواستیم باران بیاید، سیل آمد" و این مسئله را دقیقا تجربۀ یک انقلاب معرفی کرد که در یک نظام بسته وقتی ما باران می خواهیم، بدون ارادۀ ما به سیل تبدیل خواهد شد.

 

دکتر سروش در بخش دیگری از سخنان خود خاطرنشان کرد "حکومت جمهوری اسلامی اگر فضا را بیش از این ببندد، جنبش اصلاحی را به جنبشی انقلابی تبدیل خواهد کرد و گله ای هم از کسی نباید داشته باشد؛ چرا که یک حرکت کوچک در یک نظام بسته، می شود یک انقلاب بزرگ. "

 

ایشان همچنین برخی افراد را که معتقدند هدف وسیله را مباح می سازد مورد انتقاد قرار داده و آنرا به دو دلیل «اخلاقی» و «روش شناختی» اشتباه دانست و از اینکه گروهی می خواهند "به زور مردم را دیندار کرده و به سعادت برسانند"، شدیدا انتقاد نمود.

 

وی در قسمت دیگری از کلام خود یکی از دلایل "اصلاحی" نامیدن جنبش سبز و "نه انقلابی" بودن آنرا، هم پرهیز از روشهای خشونت بار و هم "عدم کل نگری" به قضایا ذکر کرد و گفت "تمامی فعالان و مردم، حداقل در یک خواسته از انقلاب ۵۷ مشترک بودند که آن نفی و رفع استبداد بود و یکی از دلایل سقوط نظام شاه بود که آنهم محقق نشد."

 

ایشان در این زمینه تصریح کرد "اما آقایانِ رهبرانِ ما عوض اینکه به استبداد بعنوان درد اصلی جامعه حمله کنند، به موهای زنان، پوشش انسانها، زندگی خصوصی و لذت های مشروع مردم و...حمله کردند و درد اصلی و اهداف گم شد و دوباره اینها دست از آستین استبداد درآوردند برای تصرف در اموری که خودش باید در جامعه حل می شد... در واقع ما یک انتظار از انقلاب داشتیم که آن یک وعده را هم عملی نکردند و نتوانستند غول مهیب استبداد را در شیشه جای دهند یا دفن کنند . والله این استبداد اکنون فربه تر نیز شده است."

 

ایشان در ادامه سخنان خود ضمن بیان این نکته که "نظامهای استبدادی هم می توانند سکولار باشند و هم مذهبی"، به یکی از تفاوتهای این دو نظام پرداخته و خاطرنشان ساخت "اگر یک نظام سکولار دیکتاتوری هم بشود، شخص دیکتاتور این دیکتاتوری را حق خودش می داند؛ اما در یک نظام دینی، رهبران دیکتاتوری را تکلیف خود می دانند و به همین دلیل دیکتاتوری مهیب تر و مخوف تری را هم برقرار خواهند کرد."

 

دکتر عبدالکریم سروش در بخش پایانی اظهاراتشان یکی از وظایف جنبش سبز را "تحقق این وعدۀ انقلاب" -یعنی خاتمۀ استبداد- ذکر کرد و خاطرنشان نمود "این جنبش اگر می خواهد این وعدۀ انقلاب را محقق کند، بدین معنا انقلابی خواهد بود چرا که دنبالۀ انقلاب سال ۵۷ خواهد بود و کاری را که آن انقلاب نتوانست انجام دهد، باید تکمیل کند؛ اما انقلاب هم نیست، چون کل نگر نیست، چون اتوپیائی فکر نمی کند، چون متوسل به خشونت هم نیست...لذا یک اصلاح است."

 

وی با یک ابراز امیدواری سخنان خود را خاتمه داد و خاطرنشان کرد "امیدوارم این انقلاب اصلاحی یا اصلاح انقلابی به نتیجه برسد."

 

قبل از آغاز سخنرانی دکتر سروش، فیلمی از روزهای اولیۀ انقلاب سال ۵۷  پخش شد و در پایان نیز جلسۀ پرسش پاسخ برگزار شد.   

 

 

*کتاب انقلاب یا اصلاح مجموعه گفتگوهای کارل ریموند پوپر (فیلسوف علم و متفکر دانش اجتماعی) با هربرت مارکوزه (نئو مارکسیست و پدر معنوی جنبش دانشجوئی دهه ۶۰ فرانسه) است که چهل سال پیش توسط انتشارات خوارزمی تهران به فارسی منتشر شد.

 

**مکتب فرانکفورت، مکتبی فکری در زمینه فلسفه علوم اجتماعی که توسط گروهی از نئومارکسیستها در قالب یک مؤسسهٔ تحقیقات اجتماعی در شهر فرانکفورت تأسیس شد .
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:26 AM



جنبش راه سبز(جرس): در پی پخش سخنان گزینشی آیت الله خمینی (ره) از سیمای حکومتی و پخش سخنان غیر واقعی و موهن فلاحیان در مورد آیت الله منتظری ، سید حسن خمینی نوه آیت الله خمینی و احمد منتظری فرزند آیت الله منتظری، درحمایت از افکار دو معمار جمهوری اسلامی با ارسال نامه های جداگانه ای به ضرغامی رئیس صداو سیما، نسبت به این برنامه ها اعتراض کردند. این دومین نامه حجت الاسلام احمد منتظری در اعتراض به ادامه اهانت و توهینهای صدا و سیما علیه این مرجع عالیقدر طی دوهفته گذشته است.    

 سیدحسن خمینی در نامه‌ای به رییس سازمان صداوسیما، به ذکر نکاتی درباره برنامه ” شاخص” که در ایام دهه فجر پخش می‌شود، پرداخت و گفت معتقدم اگر حقیقتا به دنبال شناخت واقعی امام هستید، باید از یاران نزدیک امام دعوت نمایید تا هم شأن نزول سخنان پخش شده را بیان نمایند و هم ناگفته‌های زندگی امام را بیان کنند.


متن کامل این نامه که درایسنا منتشر شده، به این شرح است:
 

بسمه تعالی
جناب آقای عزت الله ضرغامی
رییس سازمان صداو سیمای جمهوری اسلامی
با تبریک سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، لازم است نکاتی را پیرامون برنامه‌های صدا وسیمای جمهوری اسلامی در ایام دهه فجر یادآوردی نمایم. خوش داشتم این مطالب را مثل سابق و به طور شفاهی متذکر شوم ولی احساس می‌کنم اثر سخنان شفاهی کم شده و عمق تاثیرگذاری برنامه‌های تلویزیون به گونه‌ای است که محتاج تذکر کتبی است.
چنانکه از منابع موثق شنیده‌ام، برنامه‌ای تحت عنوان شاخص در تلویزیون پخش می‌شود و به گونه‌ای غیر صادقانه و تحریف‌آمیز، شخصیت جامع عارف کامل و مهربان و رهبری مقتدر امام خمینی(س) را مخدوش نموده است. جامعه‌ جوان امروز ما به وسیله آن‌چه در این برنامه پخش می‌شود، شخصیت واقعی امام را نمی‌شناسد و تنها با شخصیت دست ساخته‌ صداوسیما آشنا می‌شود که متاسفانه فرسنگ‌ها با حقیقت امام که به فرموده‌ رهبری انقلاب همه هویت جمهوری اسلامی است، فاصله دارد.
در شرایطی که دشمنان قسم خورده انقلاب و امام با استفاده از رسانه‌های بیگانه، هر لحظه چهره‌ای خشن و غیرانسانی و صد البته غیرواقعی از انقلاب شکوهمند اسلامی می‌سازند، انتظار بیهوده‌ای نیست اگر چشم انتظار تبیین شخصیت جامع امام و امت امام در صداوسیما باشیم و ابعاد بلند معرفتی و ماهیت انسانی انقلاب را که بی‌شک در میان همه انقلاب‌های قرن حاضر، بیشترین ارزش‌های اسلامی و بشر دوستانه را آفریده، تصویر نماییم.
جای تاسف است که در صداوسیما از هزاران هزار جلوه رأفت و محبت که با اتکا‌ی به جوهره اسلامی و روح بلند مذهب شیعه اثنی عشریه آفریده شد، چشم پوشیده می‌شود و بدون اشاره به شرایط زمانی خاص به بزرگ نمایی غلط و تحریف گونه قضایای گذشته همت می‌گمارید و به غلط درصدد مشابه‌سازی تاریخی هستید.
اینجانب جناب‌عالی را از علاقمندان امام راحل می‌شناسم و به حکم وظیفه فرزندی امام نسبت به این اشتباه فاحش صداوسیما و تصمیم گیرندگان چنین موضوعاتی، اعتراض جدی دارم و معتقدم اگر حقیقتا به دنبال شناخت واقعی امام هستید، باید از یاران نزدیک امام دعوت نمایید تا هم شأن نزول سخنان پخش شده را بیان نمایند و هم ناگفته‌های زندگی امام را بیان کنند.
امیدوارم احتیاجی به تصدیع بیشتر نباشد و دوستان واقعی امام وظیفه خویش را در قبال امام و تحلیل انقلاب اسلامی به انجام برسانند.
سید حسن خمینی


 
88/11/15

نامه انتقادی احمد منتظری به ضرغامی در رابطه با پخش سخنان فلاحیان

 


 بدنبال اظهارنظرهای غیر واقعی علی فلاحیان در برنامه تلویزیونی، احمد منتظری با ارسال نامه ای به ضرغامی با انتقاد از پخش این سخنان پرسیده است آیا تخریب شخصیت دوم انقلاب اسلامی به معنای تخریب اصل انقلاب نیست؟ در چنین شرایطی نسل دوم و سوم انقلاب چه قضاوتی در مورد انقلاب اسلامی و رهبر فقید آن خواهند داشت؟ آیا تخریب شخصیت یک عالم وارسته که مسئولین بلند مرتبه نظام شاگرد ایشان بوده اند به معنای تخریب نظام وانقلاب نیست؟ آیا تخریب شخصیت یک مرجع تقلید شیعه به معنای تخریب روحانیت و مرجعیت شیعه نیست؟


این نامه که در وبسایت آیت الله منتظری منتشر شد به شرح ذیل است :


ریاست محترم صدا و سیمای جمهوری اسلامی جناب آقای مهندس ضرغامی

پس از سلام _ پیرو پخش برنامه موهن "دیروز امروز فردا" از شبکه 3 سیما در تاریخ 17/11/88 موارد ذیل را یادآور می شوم:







مرحوم امام خمینی در جلد دوم "تحریر الوسیله" مساله 8 فرموده اند: "یکی از شرایط صحت و نفوذ اقرار، داشتن اختیار و عدم اکراه شخص است." همچنین در مساله 4 فرموده اند:" اقرار هیچکس بر علیه دیگران اعتباری ندارد."
با این حال چگونه شما برنامه ای تنظیم و پخش می کنید که مخالف روایات معصومین(ع) و فتوای مرحوم امام خمینی (ره) و دیگر مراجع معظم تقلید می باشد؟!







جناب آقای ضرغامی، اگر به لوازم و عوارض کار خود واقف باشید و به پخش این نوع برنامه ها ادامه دهید این شائبه پیش می آید که به نظامی که خود از مسئولین آن محسوب می شوید اعتقادی ندارید. امید است که چنین نباشد و در تدارک خسارتهایی باشید که به اعتقادات جوانان وارد آمده و سازمان شما موجب آن بوده است.
والسلام علی من اتبع الهدی.
1 - پس از پخش برنامه های مناظره که علیرغم وجود خط قرمزهایی که رعایت می شد، بسیار مفید و باعث امیدواری بسیاری از مردم شده بود اما متاسفانه اقدام به پخش برنامه های یک طرفه نمودید و تنها به قاضی رفتید و راضی برگشتید. امیدوارم این رضایت، خودتان را گمراه نکند و امر بر خودتان مشتبه نشود. 2 - آقای فلاحیان سالها وزیر اطلاعات بوده است و بعید است اطلاع نداشته باشد که نامه آیت الله منتظری در مورد کشتار مجاهدین خلق در تابستان 67 و به تاریخ 9/5/67 نوشته شده و به شکل کاملا محرمانه برای امام خمینی و سران سه قوه ارسال گردیده است و پخش این نامه از بی بی سی در تاریخ 5/1/68 هیچ ارتباطی با دفتر آیت الله العظمی منتظری نداشته است و آن مرحوم در خاطرات خود مفصل به آن پرداخته و توضیح داده اند که چرا این نامه پس از 7 ماه و درست یک روز قبل از برکناری ایشان از قائم مقامی رهبری از بی بی سی پخش می شود(خاطرات آیت الله منتظری، صفحه 669 تا 672). 3 - شما چندین بار اقدام به پخش نامه 6/1/68 امام خمینی نمودید، اگر واقعا امام خمینی را قبول دارید و نوشته های ایشان برای شما حجت است، در این زمینه 2 نامه به ایشان منتسب است؛ یکی 6/1/68 و دیگری 8/1/68. پس چرا و با چه هدفی از نامه دوم که آخرین نامه امام خمینی به آیت الله العظمی منتظری است صحبتی نمی کنید؟ آیا اگر نظرات مختلفی در مورد مساله ای ابراز شده باشد؛ آخرین نظر و آخرین نامه ملاک نیست؟ 4 - مستند اصلی پخش شده تنها اعترافاتی است که مطابق روایات معصومین (ع) و فتاوای فقهای شیعه هیچ اعتبار شرعی ندارد. از باب نمونه، امام صادق(ع) از حضرت علی (ع) نقل کرده اند که آن حضرت فرمودند: "هر کس در حال تهدید و تخویف و حبس و کتک خوردن به چیزی اقرار نماید حدی بر او جاری نمی شود و اقرار او نافذ نمی باشد." (وسایل الشیعه، باب 7 از ابواب حد سرقت و دعائم الاسلام، جلد2صفحه 466) 5 - این که آیت الله منتظری گفته باشند امام خمینی نامه ای نوشته که خواب را از چشم من گرفته و من هم نامه ای نوشتم تا خواب را از چشم ایشان بگیرم کذب محض است و بارها آیت الله منتظری به صراحت آن را تکذیب کرده اند و هیچ مدرکی برای اثبات آن غیر از ادعای رنج نامه و خاطرات وزیر وقت اطلاعات وجود ندارد که ادعایی بدون دلیل است. 6 - بیش از 20 سال است که روزنامه ها و صدا و سیما به طور یکطرفه علیه آیت الله منتظری مطلب پخش می کنند و تهمت های ناروا و دروغهای فراوان گفته اند، ولی هیچ گاه جوابیه های آن مرحوم و دفتر ایشان را منعکس نکرده اند، با این حال هنوز پس از اربعین آن مرحوم، احساس وظیفه می کنید ناجوانمردانه به ایشان حمله کنید. آیا این خود دلیل بر مظلومیت و حقانیت معظم له نمی باشد؟! 7 - تخریب شخصیت دوم انقلاب اسلامی در سالگرد پیروزی انقلاب جای توجه و سوال بسیار دارد. آقای فلاحیان که می گوید سرویس های اطلاعاتی جهان در سازمانهای حساس نفوذ دارند، آیا صدا و سیمای جمهوری اسلامی را جزء آن سازمانهای حساس نمی دانند؟ آیا تخریب شخصیت دوم انقلاب اسلامی به معنای تخریب اصل انقلاب نیست؟ در چنین شرایطی نسل دوم و سوم انقلاب چه قضاوتی در مورد انقلاب اسلامی و رهبر فقید آن خواهند داشت؟ آیا تخریب شخصیت یک عالم وارسته که مسئولین بلند مرتبه نظام شاگرد ایشان بوده اند به معنای تخریب نظام وانقلاب نیست؟ آیا تخریب شخصیت یک مرجع تقلید شیعه به معنای تخریب روحانیت و مرجعیت شیعه نیست؟

 

فلاحیان چه گفت؟!



گفتنی است علی فلاحیان در این برنامه در برنامه تلویزیونی به مساله مهدی هاشمی و عزل آیت الله منتظری پرداخته بود.



علی فلاحیان درباره اقدامات مهدی هاشمی سخن می گفت با اشاره به اینکه قتل هایی که بعد از انقلاب اتفاق افتاد به کشف و دستگیری مهدی هاشمی منجر شد افزود: خیلی ها می گویند شما زود با آنها برخورد کردید چرا که هاشمی سینه اش پر از اسرار بود.

وی با اشاره به اینکه برخورد با مهدی هاشمی کار اصلاحی بود اظهار داشت: درست است که ابتدا منتظری مخالفت کرد ولی این منجر به عزل ایشان نشد و بعد از اعدام چند بار به بیت ایشان رفتم و یک بار هدیه ای به ایشان دادیم و ایشان با اصرار بنده یک تشکری از سربازان گمنام کردند و مساله تمام شد.


وی درباره فاصله ای که ایت الله منتظری ایجاد کرد گفت: می خواستیم که بیت ایشان با گروههایی مثل نهضت آزادی و منافقین ارتباط نداشته باشد و این شائبه ها را از بیت ایشان برطرف کنیم.


فلاحیان با اشاره به آیت الله ری شهری که در آن زمان وزیر اطلاعات بود و خودش گفت: تلاش کردیم آقای (ایت الله )منتظری برای تداوم رهبری حفظ شود.

وی افزود: قضیه مرصاد که پیش آمد امام دستور قاطع برای برخورد با منافقین دادند؛ در مورد افرادی که هنوز بر نظر قبلی شان بودند و می خواستند به خط مشی مسلحانه ادامه بدهند. ولی آقای منتظری مخالفت کرد و نامه داد و آن نامه به دست رادیو بی بی سی رسید. در آن شرایط ایشان به امام اعتراض کردند و در اینجا امام تحمل نکردند و امام پاسخ دادند که شما مسئولیتی ندارید و به درس و بحث بپردازید.

وی با اشاره به ادامه فعالیتهای علمی آیت الله منتظری در دوران مسئولیت اش در وزارت اطلاعات اظهار داشت: تا زمانی که من مسئولیت داشتم ایشان سخنرانی داشت و اجازه پخش نمی دادیم؛ چند بار سخنان ایشان پخش شد و واکنشهایی داشت ولی بعد از ما ایشان سخنرانی تندی کرد و حزب الله قم و جاهای دیگر به ایشان حمله کرد و محدودیت برای ایشان ایجاد شد.

فلاحیان درباره اقداماتی که آیت الله منتظری انجام می داد با اشاره به جو عجیب و غریبی که منافقین، جنگ و ترورها ایجاد کرده بود گفت: با منافقین برخورد می شد و برخی از خانواده های ایشان به بیت آیت الله منتظری می رفتند تا جایی که هیاتهایی از سوی آقای منتظری به زندان ها اعزام شدند در یکی از اینها با آقای لاجوردی برخوردهایی از سوی هیات بررسی ایشان شد.


وی افزود: فضایی در آن زمان ایجاد شده بود که با هر کس برخورد می شد به آنجا می رفت و نهضت آزادی ها که مورد قبول امام نبوده بودند در آنجا حضور داشتند و این نگرانی ایجاد شده بود که در آینده مسائلی برای جمهوری اسلامی پیش بیاید.


وی با بیان اینکه برای ایجاد امنیت رنج های زیادی برده شده بود با اشاره به برنامه های سرویس های جاسوسی گفت: کار جاسوسی و سرویس های اطلاعاتی این است که بتوانند در جاهای کلیدی منبع داشته باشند. بیوت علما و وزارت خانه ها از جمله این مراکز است و هر سرویس موفق تر است که ارتباط بیشتری داشته باشد.

فلاحیان درباره برنامه های سرویسهای اطلاعاتی افزود: حضور در منطقه حریف از برنامه های سرویس های اطلاعاتی است و اینکه کارهایشان را بتوانند از زبان حریف بزنند و چون نهاد اساسی در جمهوری اسلامی مرجعیت است لذا این نهاد مورد توجه سرویس های اطلاعاتی است.

وی در پاسخ به اینکه مردم چگونه عزل آقای منتظری را قبول کردند گفت: مردم بین امام و فرد دیگر فاصله قائل هستند؛ الان هم این مساله هست که همه امام را دریا می دانند و خود را کویر.

وی درباره یکی از ویژگی های امام خمینی گفت: امام عنصر فوق العاده با هوشی بودند که یک قدم جلوتر از ما بودند.
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:25 AM



یلدا آراسته


شبکه جنبش راه سبز(جرس): حسن کامران نماینده اصفهان صبح امروز بخشی از نطق  خود را به «بحث درباره دادستان سابق تهران» اختصاص داد و با اشاره به گزارش مجلس از حوادث پس از انتخابات گفت: با توجه به گزارش تفحص مجلس، اسنادی از کهریزک و فروش سوالات کنکور موجود است که نشان از نقش دادستان سابق تهران دارد.

 

وی بی آنکه از سعید مرتضوی نامی ببرد، ادامه داد: او یک متهم است و دادگاه باید اتهامات آن را بررسی کند.

 

با این سخنان کامران، برای چندمین بار،قوه قضائیه  بعد از آنکه مرتضوی توسط هیات تحقیق و تفحص مجلس متهم اصلی جنایات کهریزک شناخته شد ،در خصوص برخوردش با او مورد انتقاد قرار گرفت .

کامران در ادامه سخنانش ضمن ابراز گلایه  ادامه داد: توقع نداشتیم که دولت به ایشان [مرتضوی] منصب جدید بدهند!

 

نام کهریزک این روزها دیگر با نام سعید مرتضوی گره خورده است؛

فردی که اگرچه یکی از جوانترین مسوولان قضائی نظام بود، ولی رد پایش در بسیاری از فجایع سالهای اخیر به چشم می خورد.

 

او کیست ؟

 

سعید مرتضوی سال 1346 در شهرستان میبد به دنیا آمد.  سال 1365 کارش را در قوه قضائیه آغاز کرد. پس از چندی به شهربابک رفت و به عنوان دادیار در این شهر مشغول به کار شد در  سن نوزده سالگی دادیار شد و پس از نه ماه در سن بیست سالگی به مقام ریاست دادگاه حقوقی دو مستقل رسید. او پنج سال رئیس دادگستری این شهر در استان کرمان بود. در همین دوره، مرتضوی توسط معاونت سیاسی قوه قضائیه به کار گرفته شد.مرتضوی پس از ورود به تهران در سال 1373 رئیس شعبه 9 دادگاه عمومی تهران شد و مدتی بعد به شعبه 34 مجتمع قضایی ویژه کارکنان دولت منتقل شد. پس از آن قاضی مرتضوی به شعبه 1410 رفت، این شعبه مختص تخلفات مطبوعات بود.

او 120 نشریه را در طول هشت سال توقیف کرد.

 

چهارم و پنجم اردیبهشت 1379 و به دنبال ترور سعید حجاریان و کنفرانس برلین  مرتضوی 18 نشریه را  توقیف کرد.

بسیاری از مدیران و نویسندگان مطبوعات کشوردر بهار 1379 با حکم وی بازداشت شدند.

 یکی از مهم ترین پرونده های قاضی مرتضوی مرگ مشکوک  زهرا کاظمی، عکاس ایرانی - کانادایی بود که در تیرماه سال 1382 پس از  دستگیری در حین عکاسی، توسط مرتضوی بازجویی شد و در حین بازجویی بر اثر  ضربه مغزی کشته شد.

 

کهریزک کجاست ؟

 

 

سوله کهریزک  بازداشتگاهی در شهر سنگ از توابع شهرری استان تهران است که در دوران فرماندهی قالیباف بر نیروی انتظامی تاسیس شد و در عملیات‌های مختلف از جمله تخریب محله «خاک سفید» مورد استفاده قرار گرفت  . این بازداشتگاه تا  تابستان امسال چندان شناخته شده  نبود اما در جریان اعتراضات بعد از انتخابات ریاست جمهوری شهرت جهانی پیدا کرد.

 

در ۶ مردادامسال  پس از مرگ محسن روح‌الامینی، این بازداشتگاه به دستور آقای خامنه‌ای به دلیل آنچه که « نداشتن استانداردهای لازم برای نگهداری زندانیان »  بود بسته شد .

 

گزارش ها از منابع مختلف حاکی از جنایت هایی در این بازداشتگاه بود که پیش از آن هیچ گاه در دولت جمهوری اسلامی سابقه نداشته است .

 

رازی که بر ملا شد

 

مهدی کروبی در نامه ای به علی اکبر رفسنجانی ضمن تذکر نسبت به رفتاری که با مردم در تجمعات می شد صراحتا به شکنجه های افراد رها شده اشاره کرد و  اخبار فجایع  کهریزک بالاخره از زبان یکی از چهره های سیاسی  تائید شد و از حد شایعه فراتر رفت.  وی در نامه خود آورد :

«آنچه در این میان مطرح است در خصوص برخی از رفتارهای [...] است که اگر به‌طور متواتر از افراد مختلف که در روزهای اخیر آزاد شده‌اند، نشنیده بودم، باورشان حداقل برای من و شما که در طول قریب به نیم قرن سردی و گرمی روزگار را چشیده‌ایم سخت بود. از برخوردهای خشن و بی‌محابا، آنچنان که بعد از گذشت قریب به 40 روز همچنان اوضاعشان غیرعادی است و عوارض آن روی بدنشان قابل مشاهده است. هتاکی و ابراز دشنام و فحاشی رکیک به افراد و نوامیس بازداشت‌شدگان و مردمی که برای نماز جمعه آمده بودند صورت گرفت. رفتارهایی که در فرهنگ دینی و اسلامی هیچ یک از گروه‌ها جایی ندارد و نشان‌دهنده آن است که افرادی برای این کار استخدام شده‌اند که حتی با اصول بدیهی اسلام آشنایی ندارند و البته شایعاتی نیز مطرح شده که فعلا به آن نمی‌پردازم."به دنبال این افشاگری بود که  مجلس   پیشنهاد مصطفی کواکبیان عضو فراکسیون خط امام(ره) را برای تشکیل   هیات  تحقیق و تفحص از وضعیت بازداشتگاه ها در کمیسیون حقوق و قضایی  تائید کرد .

 

موج خبرهایی از تجاوز جنسی و دیگر شکنجه های غیر انسانی به  جایی رسید که بخش خبری 20:30 که به تهیه و انتشار اخبار یکسویه شهرت دارد ،‌در اقدامی نادر ،‌ گزارشی نسبتاً‌ مفصل از بازداشتگاه کهریزک و جنایت های صورت گرفته در آن را پخش کرد به گونه ای که این بخش خبری کوتاه ،‌این بار تا دقایقی بعد از ساعت 21 نیز ادامه یافت.

 

در این گزارش ،‌ برای اولین بار تصاویری نزدیک از بیرون و درون بازداشتگاه مخوف کهریزک به نمایش در‌آمد که نشان می داد ،‌این مکان ، نه یک بازداشتگاه متعارف که مجموعه ای از سوله ها و بناهای احداث شده در یک محیط بیابانی بوده است .

 

تکذیب و انکار

 

با انتشار عمومی  اخبار کهریزک اما  برخی از سران نظام آن را امری کوچک خواندند.

سرداراحمد رضا رادان، جانشین فرماندهی نیروی انتظامی فحایع زندان کهریزک را "یک اشتباه کوچک" خواند.

 

غلامعلی حدادعادل، نماینده اصولگرای مجلس هفتم نیز در این خصوص   گفت: باید مراقب باشیم تا  این ماجرا که 3 نفر در کهریزک مرده‌اند به مساله اصلی تبدیل نشود.

 

اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی کشور نیز اظهار داشت : موضوع بازداشتگاه کهریزک به یک موضوع حاشیه‌ای تبدیل شده و به نظر می‌رسد که برخی در تلاش‌ هستند که آنرا بزرگنمایی کنند. وی همچنین مدعی شد که  در کهریزک به کسی تجاوز نشد و این موضوع هرگز به اثبات نرسید .

  وی در اظهاراتی دیگر نیز گفت : بنده به عنوان مسئول ارشد پلیس و یا جانشین من (سردار رادان) در این پرونده متهم نیست و دلیلی هم ندارد، ابعاد مساله معلوم است، گزارش مجلس هم داده شد. یک تخلفی بوده درسطح یک واحد صورت گرفته است.

 

سید مسعود جزایری معاون فرهنگی ستادکل نیروهای مسلح نیز در اظهار نظری آن چه در کهریزک اتفاق افتاد، راچماقی دانست که به ناحق بر سر پلیس فرود می  آید.

 

تقصیری که گردن گرفته نشد

 

سرانجام پس از ماه ها انتظار  هیات تحقیق و تفحص مجلس، تقصیر اصلی را متوجه سعید مرتضوی؛ دادستان سابق تهران  که  به دستور رییس وقت قوه قضاییه اختیار بازداشتگاه کهریزک را بر عهده داشته است، دانست و اعلام کرد : دستور اعزام بازداشت شدگان 18 تیرماه 88 به کهریزک را مرتضوی شخصا صادر کرده بود. در اثر رفتارهای خشونت بارماموران با بازداشت شدگان،  محسن روح‌الامینی، امیر جوادی‌فر و  محمد کامرانی جان باختند. این گزارش برای پیگیری بعدی به کمیسیون اصل نود و قوه قضاییه ارجاع داد ه شد.

 

 کمتر از یک هفته بعد از این اعلام  سعید مرتضوی، به اتهامات پاسخ گفت : هیچ گونه مسئولیتی را در رابطه با زندان کهریزک و آزار و شکنجه و قتل زندانیان در آن، نمیپذیرم.

 او در جوابیه اش آورد :

 

 اساسا عمده مدتی که ‌١٤٧ نفر از متهمین آشوب‌های ‌١٨ تیر در کهریزک به سر می‌بردند اینجانب در مرخصی لذا انتساب مطالب مورد اشاره برخی رسانه‌ها به فردی که در ایام مذکور در مرخصی بوده اشتباهی است که از روی غرض ورزی طراحی می‌گردد.»

 

والبته اینها بعد از آن بود که در بخش هایی دیگر از این جوابیه به قانونی بودن بازداشتگاه کهریزک اشاره کرده است .

 

حکم تشویقی

 

اندکی بعد از این اتهامات و جوابیه در حالی که هنوز هیچ مرجع قضائی پاسخگویی نکرده بود مرتضوی با حکم احمدی نژاد سمتی جدید یافت.

 

وی به عنوان نماینده ویژه رییس جمهور و رییس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز منصوب شد.

جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های اصفهان و علوم‌پزشکی اصفهان جنبش عدالت‌خواه دانشجویی از جمله تشکل هایی بودند که در نامه هایی سرگشاده به رئیس دولت  به انتصاب سعید مرتضوی به عنوان رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ادامه فعالیت وی در این سمت اعتراض کردند. اما این حکم بی توجه به افکار عمومی تغییری نیافت.

 

 

در حالی که  هنوز اخباری در رابطه با قربانیان کهریزک  به گوش می رسد ، شنیده ها حکایت از بیماری روحی و صدمات جسمی جبران ناپذیر این قربانیان می دهد.

 

متهم اصلی این پرونده به حکم مقام دوم جمهوری اسلامی ،با حکمی جدید مشغول به کار است و شنیده ها حاکی از آن است که وی پذیرفتن پست ریاست ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز را مشروط به در اختیار گرفتن ریاست گمرک  نیزکرده بود.

 

حال ماهها پس از افشای فجایع کهریزک، بالاخره مشخص نشد که آمران  و مسببان فاجعه کهریزک چه کسانی بوده اند؟  این نگرانی همچنان وجود دارد که فجایع کهریزک همانند جنایت کوی دانشگاه تهران در تیر 78 در انتها به یک ریش تراش خاتمه یابد
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:24 AM



نادر برنا


شبکه جنبش راه سبز (جرس):کلیه صاحب‌نظران روی این مطلب متفقند که جامعه ایرانی در حال انفجار است. حتی دولتمردان کنونی که از طریق رسانه‌های عمومی، وضعیت کشور را گل و بلبل نشان می‌دهند در جلسات خصوصی می‌گویند که کشور در وضعیت خطرناکی قرار دارد، اما نباید عامه مردم از این واقعیت مطلع شوند.

 

برای برون‌رفت از وضعیت بحرانی فعلی، هرجمعی، به تناسب فهم و درک و چشم‌اندازی که از جامعه آرمانی ترسیم می‌کند ، راه حل خاص خود را ارائه می‌دهد.

جریان افراطی اصولگرا و کیهانیان، بر این باورند که اگر با جریان منتقد برخورد قاطع صورت بگیرد، مثلا سران آنها دستگیر و چند صد نفر از افراد کلیدی اعدام شوند، امور مملکت سامان می‌یابد.

 

درست در نقطه مقابل، جریان افراطی منتقد بر این باور است که نه تنها قانون اساسی، بلکه نظام جمهوری اسلامی مهمترین عوامل بحران‌های امروزین است. هرگونه اقدامات اصلاح طلبانه بدون تغییر نظام و قانون اساسی  منبعث از آن راه به جایی نخواهد برد.

به بیان دیگر جریان‌های افراطی اصولگرا و اصلاح‌طلب، هرکدام به دنبال یک "انقلاب جدید" در کشورند، اما در دو سوی کاملا متضاد . روی سخن من با جریان افراطی اصولگرا نیست، چرا که جامعه آرمانی آنها، حتی اگر شکم مردم را سیر کند ( که هرگز نمی تواند)، عقل و اندیشه آنان را تعطیل می‌کند و خودکامگی حاکمیت فعلی را دو چندان خواهد کرد.

 

در مورد جریان افراطی منتقد باید گفت که جامعه ایرانی تحمل یک انقلاب دیگر را ندارد و اصولاً انقلابی به سبک 22 بهمن 57 دیگر در دنیای امروز جایگاهی ندارد و به عبارت دیگر انقلاب 57 آخرین تجربه بشری برای کنارزدن یک نظام دیکتاتوری بوده است. حتی بسیاری بر این باورند که ای کاش شاه صدای مردم را زودتر شنیده بود و با پذیرش خواست های آنان از وقوع انقلاب 57 جلوگیری می‌شد. در چنان صورتی، با اصلاحاتی در قانون اساسی مشروطه، برگزاری انتخابات آزاد و رعایت شئونات و ارزش‌های اسلامی، امروز از نظر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در جایگاهی بسیار والاتر قرار داشتیم. بدون تردید امروز قدرت بلا منازع منطقه می بودیم و از نظر اقتصادی ، در کنار ژاپن و در صدر کشورهای آسیائی قرار می داشتیم . به هرحال بی‌توجهی رژیم شاه به خواسته‌های مردم و تداوم خود کامگی، وقوع انقلاب را اجتناب ناپذیر کرد و در این رهگذر خسارات سنگینی بر کشور وارد آمد.

 

نقد روش افراطیون انقلابی

کسانی که امروز حل مشکل کشور را در وقوع انقلابی جدید جستجو می‌کنند وخواستار تغییرات  بنیادین در اصل نظام و قانون اساسی هستند ، به فرض آنکه در نهایت با آن ها هم نظر باشم ، اما در شرایط فعلی وبا توجه به ملاحظات زیر ،  چنین اندیشه ای را غیر عملی می دانم:

 

اولاً- جامعه ایرانی امروز (برخلاف جامعه سال 57) آمادگی چنین تغییری را ندارد. در سال 57 اکثریت قاطع مردم به انقلاب پیوسته بودند و بنابراین جابجائی قدرت و استقرار نظام جدید به راحتی و با رای قاطع مردم انجام شد . اما امروز اینگونه نیست. به عبارت دیگر اگر فردا در یک همه پرسی آزاد از مردم درمورد تغییر نظام جمهوری اسلامی، و حتی در مورد قانون اساسی سؤال نمائید هیچ معلوم نیست که بتوانید پاسخ مثبت بگیرید.

 

ثانیاً – در جامعه ایرانی امروز، جمعیتی وجود دارد که به‌ دلیل برخوردار‌ی‌های اقتصادی و یا به دلیل فریبکاریهای حکومت و یا به دلیل اعتقادی، از نظام ولایت مطلقه فقیه پشتیبانی می‌کنند. مقابله با این جمعیت و حاکم کردن نظامی دموکراتیک بسیار خونین خواهد بود و هر حکومتی که روی کار بیاید باید منتظر شکل گیری گروه های تروریستی" فدائی ولایت فقیه" در درون خود باشد.

 

ثالثاً – حاکمیت فعلی به خوبی می‌تواند چنین حرکتی را به عنوان حرکت‌های غیر قانونی و ضد نظام سرکوب نماید.

 

رابعاً- خسارات ناشی از یک انقلاب را بایستی حاکمیت جدید و مردم تا سالیان دراز بپردازند. تردید نمی توان داشت که ابعاد خسارات این انقلاب بسیار گسترده تر و وسیعتر از انقلاب 57 خواهد بود. زیرا وفاقی که در میان مدافعین انقلاب در سال 57 شکل گرفته بود و حمایتی که در اقشار فرودست وجود داشت الان وجود ندارد و این امر خود بخود هزینه جابجائی قدرت را چند برابر می کند .

 

نتیجه‌گیری: تحقق مطالبات حداقلی نخستین قدم هر اقدامی است

 

شما هر نظری در مورد جامعه آرمانی و ایدآل داشته باشید، به دلیل مشکلات برشمرده در بالا، باید روش‌های انقلابی و جهشی را از ذهن بیرون کنید. گریزی نیست که باید با صبوری پله‌های نردبان را یکی یکی بالا بروید. اولین پله‌این است که ببینید بیشترین وفاق موجود در جامعه ایرانی و در اعتراض به وضع موجود ، روی چه مسائلی است.

 

من تصور می‌کنم خواسته‌هایی که میرحسین موسوی و کروبی در آخرین بیانیه‌های خود به عنوان "کف مطالبات مردم"  مطرح کردند می‌تواند نقطه آغازی برای پیوستن مردم به یکدیگر و حرکت‌های اصلاح‌طلبانه باشد.

 

شما هر اندیشه‌ای برای جامعه آرمانی داشته باشید الزاماً باید قبل از هر چیز و برای شروع حرکت، این حداقل‌ها را تحقق بخشید (مسئولیت پذیری حاکمیت ، آزادی مطبوعات، آزادی اجتماعات و احزاب ،آزادی زندانیان سیاسی، انتخابات آزاد و ....)

 

پیروزی منتقدین وضع موجود، نه در بیان خواسته‌های متنوع و احیاناً مطالب تفرقه‌انگیز، که در طرح موضوعات مورد وفاق است. بیائید با حمایت از خواسته‌های حداقلی که توسط موسوی و کروبی مطرح شده است اولین قدم‌ها را برای تحقق آرمانهای خود برداریم.

شرکت در راهپیمایی 22 بهمن با نماد سبز اولین جلوه ظهور این حرکت مقدس و مبارک است. شعارهای گفتاری و نوشتاری ما در 22 بهمن بایستی یک نقطه و فصل مشترک داشته باشد و آن طرح مطالبات حداقلی ملت است که در بیانیه 17 میرحسین موسوی آمده است.
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:23 AM

جنبش راه سبز(جرس): با نزدیک شدن به 22 بهمن موج جدیدی از بازداشت روزنامه نگاران ، هنرمندان و دانشجویان آغاز شده است.

 

 


بر اساس گزارشهای رسیده شب گذشته ماموران امنیتی با یورش به خانه روزنامه نگاران تعدادی از آنان را بازداشت و لوازم شخصی آنان را ضبط کردند.

از سوی دیگر بنا به گزارش های رسیده بسیاری از روزنامه نگارانی که پیش از این بازداشت شده بودند اما بعد از چند ماهی آزاد شده اند دوباره به وزارت اطلاعات احضار شده اند.

 

بازداشت احمد جلالی فراهانی توسط نیروهای امنیتی



 احمد جلالی فراهانی دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری مهر یک روز پس از اخراج از خبرگزاری مهر شب گذشته توسط نیروهای امنیتی که خود را ضابط قوه قضائیه معرفی کردند دستگیر و روانه زندان اوین شد.
به گزارش جرس، این افراد که هشت نفر بودند با یورش به خانه شخصی فراهانی بعد از دستگیری وی کیس کامپیوتر، کتابها و دستنوشته های او را نیز همراه با خود بردند.


احمد جلالی فراهانی از اواسط سال 87 به عنوان دبیر سرویس اجتماعی در خبرگزاری مهر مشغول بود و به صورت ناگهانی و بدون علت خاصی در روزهای گذشته از سوی مدیران خبرگزاری از وی خواسته شد رابطه خود با این خبرگزاری را قطع کند.

 


این اتفاق شائبه همکاری مسئولان خبرگزاری مهر که وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی است را با نیروهای امنیتی تقویت می کند. به نظر می رسد اخراج احمد فراهانی از این خبرگزاری نیمه دولتی به منظور کاستن از تبعات دستگیری وی صورت گرفته است.


فراهانی پیش از این و در زمان دولت اصلاحات در روزنامه ایران فعالیت می کرد که پس از پیروزی دولت احمدی نژاد و سپردن سکان این روزنامه به کاوه اشتهاردی از این روزنامه اخراج شد.

 

 احسان محرابی بازداشت شد


به گزارش جرس، احسان محرابی که سابقه فعالیت بسیار زیادی در روزنامه های اصلاح طلب دارد اخیر عضو تحریریه روزنامه فرهیختگان بود. محرابی همچنین سابقه خبرنگار پارلمانی روزنامه اعتماد ملی بود.


اکبر منتجبی دبیر سیاسی روزنامه اعتماد ملی بازداشت شد


اکبر منتجبی روزنامه نگار ساعت سه بامداد امروز بازداشت شد. به گزارش "میزان خبر"این روزنامه نگار قدیمی از همکاران روزنامه های شرق، هم میهن، همشهری و مجله شهروند امروز بود.


منتجبی در زمان انتخابات ریاست جمهوری مسئول بخش سیاسی روزنامه اعتماد ملی بود و در کمپین مهدی کروبی قرار داشت. پس از توقیف روزنامه اعتماد ملی، اکبر منتجبی در نشریه "ایران دخت" به صاحب امتیازی فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی فعالیت می کرد. که توانست به همراه همکارانش و محمد قوچانی این نشریه را به یکی از مهمترین نشریات کنونی تبدیل کند.


اکبر منتجبی سابقه فعالیت در بیش از 27 روزنامه مطرح کشور دارد که تقریبا تمام این روزنامه ها توقیف شده اند.

  

بازداشت روزنامه نگاران زن


زینب کاظم خواه خبرنگار یک خبرگزاری دولتی ساعت 3 بامداد امروز یکشنبه با یورش 9 تن از ماموران وزارت اطلاعات به محل سکونت وی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. ماموران وزارت اطلاعات در مراجعه به منزل این خبرنگار با نشان دادن حکمی که اتهام ایشان را شرکت در تجمعات نوشته بود بازداشت و کلیه لوازم شخصی وی را ضبط کردند.

سمیه مومنی روزنامه نگار نشریه نسیم بیداری و از همکاران کمپین یک میلیون امضا نیز در لیست بازداشتی های امروز قرار داشته است.

همچنین از اصفهان خبر رسیده است ساعاتی پیش مهسا جزینی از همکاران روزنامه ایران (بخش اصفهان) و از فعالان حقوق زنان نیز بازداشت شده است.


بازداشت روزنامه نگاران و فعالین سیاسی و مدنی بر آستانه سالگرد انقلاب مردم ایران با شدت تمام در دستور کار نیروهای اطلاعاتی و امنیتی قرار دارد و در این میان تاکنون 50 تن از آنها بازداشت شده اند.

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:22 AM


شبکه جنبش راه سبز(جرس): حمید‌رضا ترقی در ارزیابی خود از نامه علی مطهری به میرحسین موسوی گفت: آقای مطهری در سطحی نیست که بخواهد برای کلیت نظام، رهبری و قوای سه گانه تعیین تکلیف کند.

 


رئیس مرکز سیاسی حزب موتلفه اسلامی در گفت‌وگو با آفتاب ادامه داد: اظهار نظر مطهری به عنوان یک نماینده مجلس در امورات مملکتی جایز است اما این اظهارات باید در حد و اندازه‌های خود فرد باشد.


این فعال سیاسی اصولگرا افزود: حرف‌های ایشان همان حرف‌های موسوی است. تحلیل ایشان هم با واقعیت متفاوت است و این نوع تحلیل هیچ پذیرشی در بین اصولگرایان ندارد.


ترقی با بیان این نکته که تاکیدات مطهری بر مسائلی مانند آثار سوء کش دادن اتفاقات اخیر و جداکردن راه از بیگانگان حرف‌ تازه‌ای نیست، افزود: این موضوع را که ادامه اقدامات


گروهی محدود موجب جلوگیری از رسیدگی به مشکلات مردم به ویژه در حوزه اقتصاد می‌شود را قبول دارم اما نکاتی مانند خودکامگی رئیس‌جمهور، خطاهای افراطی و بحرانی بودن شرایط کشور با هیچ منطقی سازگار نیست.


وی افزود: نامه آقای مطهری یکی از مصادیق دو پهلو صحبت کردن است که مدنظر مقام معظم رهبری است. چرا که بعد از نامه ایشان هر دو طرف دعوا با ایشان برخورد کرده‌اند.


رئیس مرکز سیاسی حزب موتلفه اسلامی در پاسخ به این سوال که "آیا حرف‌های مطهری در زمینه استقبال از اظهارات موسوی در مورد خارج نشینان را قبول دارد؟" گفت: طبیعتا برداشت آقای مطهری خوش‌بینانه ‌است. چون اگر هم این تبری انجام شده باشد زمانی انجام شده که تخریب‌ها صورت گرفته‌است و الان دیگر برای تبری جستن دیر شده‌است. البته باز هم می‌توان این را به عنوان یک نکته مثبت تلقی کرد. ولی این افراد بعد از تبری جستن باز هم مایل به شعله‌ور کردن آتش هستند. این نشان می‌دهد که مسیر آنان در اجازه دادن به بیگانگان برای دخالت در امور کشور تداوم می‌یابد.


وی در مورد راه حل این وضعیت گفت: نمی‌دانم راه حل چیست. راه حلی به جز چیزی که رهبری فرموده‌اند وجود ندارد. این افراد باید به نتیجه انتخابات تن دهند و از مجرای قانونی پیگیر خواسته‌هایشان باشند و ارتباطاتشان با بیگانگان را قطع کنند و در قالب‌های رسمی به فعالیت ادامه دهند. البته پیش از آن باید در مورد خساراتی که به کشور زده‌اند پاسخگو باشند.

 

گفتنی است روز شنبه علی مطهری در نامه ای سرگشاده به‌ موسوی نوشته بود که موسوی و کروبی تبدیل به مانعی برای اصلاحات مورد نظر خود شده اند! وی گفت که حدس قوی دارم که اگر رهبر جمهوری اسلامی خیالش از ناحیه موسوی و کروبی راحت شود به سراغ خودکامگی ها و لجاجت های رئیس جمهور و خطاهای برخی افراطی های مدعی اصولگرایی خواهند رفت.

 

فرزند آیت الله مطهری طی ماههای اخیر تلاش کرده تا در جهت حل بحران جاری قدمهایی بردارد. این اقدامات با واکنش تند حامیان احمدی نژاد روبه رو شده است. روزنامه کیهان و جناح افراطی اصولگرا از جمله مخالفان جدی علی مطهری هستند.
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:22 AM



شبکه جنبش راه سبز(جرس): صالح نقره کار، خواهر زاده زهرا رهنورد و دبیرکمیته حقوقی ستاد موسوی از سوی نیروهای امنیتی به دادسرای زندان اوین احضار شد.

 

 

به گزارش کلمه، ماموران که امروز به صورت تلفنی با نقره کار تماس گرفته اند، علت احضار او را عنوان نکرده و فقط گفتند که وی باید صبح دوشنبه خود را به زندان اوین معرفی کند.

 

صالح نقره کار، کارشناس ارشد حقوق تا چند هفته پیش مسوول روابط عمومی دادستانی کل کشور بود که به خاطر نسبت فامیلی با زهرا رهنورد و میرحسین موسوی از کار برکنار شد. در حوادث پس از انتخابات این دومین عضو از خانواده زهرا رهنورد است که احضار یا زندانی می شود .

 

پیش از این مهندس شاهپور کاظمی، برادر زهرا رهنورد، در پی دستگیری های پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری به مدت پنج ماه در بازداشت بسر برد و در دادگاه بدوی به یکسال حبس تعزیری محکوم شد.

 

کاظمی همچنین در موج بازداشت های پس از عاشورا نیز دوباره بازداشت و برای دو هفته روانه زندان شد. فعالان حقوق بشر زندانی کردن شاهپور کاظمی را با توجه به اینکه وی هیچ گونه فعالیت سیاسی نداشته تنها به منظور تحت فشار قرار دادن مهندس میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد ارزیابی کرده بودند .

 

احضار صالح نقره کار نیز در ادامه فشارهای وارده به مهندس میرحسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد ارزیابی می شود.
هنوز مشخص نیست هدف از احضار نقره کار به زندان اوین فقط بازجویی از اوست و یا بازداشت وی.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:21 AM


در یک جنجال جدید، که هدف از آن فضا سازی برای کنترل راهپیمائی 22 بهمن است، احمدی نژاد به رئیس سازمان انرژی اتمی، دستور فرمود غنی سازی اورانیوم 20 درصدی از سه شنبه آغاز شود.

البته، او جای اما و اگر را باز گذاشت تا زیاد هم اوضاع خطرناک نشود و جا برای عقب نشینی از فردای 22 بهمن باقی بماند. یعنی گفت که برای تحویل دادن اورانیوم زیر 4 درصد و گرفتن اورانیوم 20 درصد هنوز ایران آماده است، اما بدون چانه زنی.

این درحالی است که ظرف سه روزگذشته، مطبوعات و دیپلمات های غربی، سرگرم بالا و پائین کردن سخنان منوچهر متکی وزیر خارجه جمهوری اسلامی در کنفرانس امنیتی مونیخ در آلمان بودند، که طی آن آمادگی جمهوری اسلامی برای تحویل اورانیوم را طبق شرایط آژانس بین المللی اتمی پذیرفته شده بود.

بعد از به هوا فرستادن موشک در آستانه 22 بهمن که ایجاد هیجان ملی هدف اصلی آن بود، اینک فرمان تولید اورانیوم 20 درصدی در برنامه تبلیغاتی کودتاچی ها قرار گرفته است.

شاید بسیاری بر این عقیده باشند که ژست جدید اتمی احمدی نژاد برای خنثی سازی انتقادهای شدیدی است که از جانب بخشی از جناح راست و همچنین اصلاح طلبان پس از سخنرانی متکی در مونیخ آغاز شده و زیر پای راهپیمائی دولتی 22 بهمن را سست کرده است. اما، حتی اگر این برداشت و ارزیابی نیز تا حدودی به واقعیت نزدیک باشد، بخش دیگری از این جنجال سازی جدید متوجه انحراف افکار عمومی جهان از توجه به راهپیمائی 22 بهمن است که آن را نوعی وزن کشی بین کودتاچی ها و سبزها تلقی کرده اند.

احمدی نژاد که از حضور در میدان آزادی در روز 22 بهمن ترسیده و هنوز تردیدها برای سپردن بلندگوی روز 22 بهمن به او در ابهام است، و همچنین فرماندهان سپاه با علم کردن جنجال غنی سازی اورانیوم 20 درصدی، اولا سعی کردند توجه جهانی روی 22 بهمن را کم کنند و دوم، با تهدیدهای جدید غرب و امریکا و اسرائیل که قطعا از امروز آغاز می شود، خطر خارجی را بزرگ کرده و توجه راهپیمایان را به خطر خارجی معطوف کنند و "وحدت ملی" را ابزار سرکوب تظاهرات کنند.

ضمن آنکه، همین جنجال جدید که 4 روز مانده به 22 بهمن آغاز شد، نشان داد که ارزیابی خود کودتاچی ها نیز اینست که راهپیمائی 22 سبز خواهد بود و چون سرکوب و مقابله نظامی با آن هزینه سنگین داخلی و بین المللی دارد، با این اقدام می خواهند سعی کنند شعارها را در چارچوب دفاع از کشور و حتی به نوعی حمایت از قوای نظامی کشور برای دفاع از حمله خارجی منحرف کنند.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:20 AM


سخنان منوچهر متکی در کنفرانس امنیتی شهر مونیخ در آلمان بازتاب های متفاوتی داشته است.

برخی کشورها آن را کمی تا قسمتی جدی تلقی کردند و برخی آن را یک بازی تازه. اما چه بازی باشد و چه جدی، آنچه قطعی است، کم اهمیت بودن نقش و موقعیت وزیر خارجه جمهوری اسلامی درجهان است.

1- سیاست های اصلی در جمهوری اسلامی فصلی است نه قطعی. یعنی به دلائل مختلف می تواند سیاست ها تغییر کند و حتی زیر قرار داده هائی که بسته اند بزنند. دلائلی هم دراین زمینه وجود دارد که عمده ترین آن نقش چندگانه و در واقع تزلزل های  سیاسی خود رهبر جمهوری اسلامی است. ایشان، برای مثال میدان می دهد وزیر امور خارجه و یا رئیس شورایعالی امنیت ملی و یا حتی احمدی نژاد یک حرف هائی بزنند و یک مذاکراتی بکنند و بعد نگاه می کند به بازتاب آن در داخل و خارج از کشور. اگر در داخل کشور انتقادها بالا گرفت و مثلا فرماندهان سپاه از فلان سخنرانی رئیس دولت و یا وزیر خارجه و یا رئیس شورای عالی امنیت ملی انتقاد کردند و مردم در کوچه و بازار هم از آن انتقاد کردند و یا آن را مسخره کردند، آنوقت خیلی زود وارد میدان شده و با یک سخنرانی همه حرف هائی که آنها زده بودند و یا سخنرانی  هایی که کرده بودند  و یا حتی قراردادهائی که بسته بودند را لغو می کند. به همین دلیل شیوه او همیشه اینگونه است که مستقیم حرف نمی زند و نمی گوید که نظر قطعی اش درباره فلان مسئله چیست. بلکه در دیدارهای غیر رسمی یک حرف هائی می زند که احمدی نژاد و یا قبلا خاتمی و یا وزرای خارجه و یا دبیران شورای عالی امنیت ملی مثل لاریجانی و یا حسن روحانی و یا اکنون جلیلی یک برداشتی از آن می کنند و براساس آن برداشت موضع گیری و یا سخنرانی می کنند. بعد که نتایج این موضع گیری ها خوب نبود،؛ رهبر از روی سر آنها وارد شده و با در یک سخنرانی طوری حرف می زند که انگار از ابتدا نظر دیگری داشته است!

ما درجریان توافق وین که جلیلی آن را امضاء کرد شاهد آخرین نمونه از این دست بودیم. بنابراین،

باید صبر کرد و دید ومدتی بعد از بازگشت متکی به تهران واکنش ها به آنچه در مونیخ گفته چه خواهد بود. آیا گوشش را می کشند و یااشاره میکنند کنند که ادامه بدهد.

2- وزیر خارجه در جمهوری اسلامی نقش چندانی در سیاست خارجی ندارند. عملا جمهوری اسلامی دو وزیر خارجه دارد. یک وزیر خارجه دائم است که علی اکبر ولایتی است و رئیس نهاد سیاست خارجی در بیت رهبری است و یک هم وزیر خارجه که در دولت های مختلف می آیند و می روند. مثلا همین آقای متکی معلوم نیست چند روز یا چند هفته و یا چند ماه دیگر مهمان است و سپس مرخص می شود. حتی چند بار قرار بود احمدی نژاد او را عوض کند. همچنین باید در نظر داشت که در جمهوری اسلامی یک بدعت آشنا نیز حاکم است. یعنی با عوض شدن دولت ها و یا حتی مقامات دولتی، سیاست ها عوض می شوند. چه در زمینه مسائل داخلی و چه درعرصه سیاست خارجی. گوئی هر دولتی یک جزیره مستقل در جمهوری اسلامی است. با رفتن هاشمی رفسنجانی، سکان سیاست ها با دوران خاتمی همسو شد و در دوران احمدی نژاد زیر همه قراردادها و گفتگوهای دو دولت هاشمی و خاتمی زده شد. بنابراین جهان تردید ندارد که با تغییر دولت احمدی نژاد نیز، یکبار دیگر جمهوری اسلامی زیر قراردادها و گفتگوها و مذاکرات دولت ها خواهد زد. حتی در طول مسئولیت یک دولت هم ما شاهد همین وضع بوده ایم. برای مثال شورای عالی امنیت ملی که ظاهرا باید مستقل از سیاست های روزانه دولت ها باشد، وقتی حسن روحانی رئیس آنست یک نگاه و سیاستی دارد، وقتی لاریجانی رئیس آنست سیاستی دیگر و وقتی جلیلی جانشین لاریجانی می شود سیاستی دیگر بر آن حاکم شد. درحالیکه لاریجانی و جلیلی در دولت احمدی نژاد جابجا شدند.

3- حرف های آقای متکی تا حدودی دنباله روی از مصاحبه احمدی نژاد است که هفته پیش از تلویزیون پخش شد. درباره معامله اورانیومی . یعنی اورانیوم زیر 4 در صد را بدهند و اورانیوم 20 درصدی را بگیرند.

یعنی بعد از 5 سال هیاهو و سه قطعنامه شورای امنیت و ضربات مهلک اقتصادی که به ایران وارد آمد، تازه می خواهند هرچه را تولید کرده اند تحویل بدهند و در عوض سوخت 20 درصدی برای راکتور تحقیقاتی تهران بگیرند. راکتوری که همیشه با همین سوخت کار می کرده و این نکته ایست که اتفاقا میرحسین موسوی هم بعد از فاش شدن توافق وین آن را گفت. حتی در زمان او که 8 سال نخست وزیر بود، همین سوخت 20 درصدی را غربی ها به ایران میدادند و این راکتور تحقیقاتی که امور داروئی در آنجا تحقیق می شود کار می کرد. حالا سوخت همین راکتور را با منت و با تحویل گرفتن 1200 کیلو اورانیوم غنی شده ایران می خواهند تحویل بدهند. یعتی بازگشت به نقطه صفر.

4- قطعا تحویل اورانیوم با واکنش هائی از جانب برخی فرماندهان سپاه و حتی رهبران جنبش سبز روبرو خواهد شد و ممکن است زیر فشار همین واکنش انتقادی، رهبر دوباره سخنرانی کند و حرف های متکی را نفی کند و بازی به شکل دیگری ادامه پیدا کند.

5- اما اگر هیچکدام این فرضیات هم مطرح نباشد، و متکی یک سیاست ثابت و ابلاغ شده ای را در مونیخ اعلام کرده باشد، آنگاه ما باید نگاه کنیم به آن اجبارهائی که جمهوری اسلامی را علیرغم موشک پرانی ها و هلوکاست بازی ها و تهدید به بستن خلیج فارس و تنگه هرمز به اینجا رسانده است.

در اینجا در درجه اول ترس از یک قطعنامه جدی تر در شورای امنیت سازمان ملل مطرح است که اتفاقا وزیر خارجه روسیه هم به محض ورود به آلمان نسبت به آن هشدار داد. این قطعنامه می تواند علاوه بر تحریم فروش بنزین به ایران، به تحریم خرید نفت ایران بیانجامد و این یعنی فروپاشی کامل جمهوری اسلامی وحتی کشور.

6- نکته بعد خطر جنگی است. گفته می شود بزودی 4 ناو جنگی امریکا راهی خلیج فارس می شوند. آنها می آیند که نصب سپرموشکی در 4 کشور خلیج را کامل کنند. روسیه در کنفرانس مونیخ با صراحت و تندی گفت که این موشک ها را امریکا علیه روسیه نصب می کند و بهانه اش ایران است. چین هم همین نظر را دارد. اگر این نظرات را جدی تلقی کنیم، آنوقت می رسیم به این نقطه که سیاست های احمدی نژاد عملا به سود امریکا برای محاصره روسیه و چین، فروش میلیاردها دلار اسلحه به کشورهای خلیج و استقرار سپر موشکی در خلیج فارس تمام شده است. سیاست هائی که علی خامنه ای آنها را بارها انقلابی توصیف کرده بود. روسیه نگران نصب سپری است که برای نصب آن امریکا مدت ها با لهستان و جمهوری چک و رومانی درگیر بود و بالاخره هم نتوانست آن ها را در جمهوری چک و لهستان نصب کند. حال آنکه اکنون به راحتی در خلیج فارس می خواهد نصب کند. آیا سیاستی بهتر از آنچه احمدی نژاد دنبال کرد به سود امریکا سراغ دارید؟ این سیاست ها به نفع اسرائیل هم عمل کرده است. نگاه کنیم به منطقه.

تقریبا همه کشورهای عربی به نوعی چشم خودشان را بر سیاست های اسرائیل در فلسطین بسته اند و از ترس تهدیدهای ایران پشت اسرائیل جمع شده اند و به نوعی اتحاد با اسرائیل دست یافته اند. همیشه باید به عمق شعارها و سیاست ها و نتایج آنها توجه کرد نه به هیاهوهای خبری که چند روزی و یا چند ماه و یا حتی سالی مطرح اند.

7- طبیعی است که جمهوری اسلامی از تشدید بحران اقتصادی وحشت کرده است. اگر توافق بر سر تحویل اورانیوم زیر 4 در صدی مانور برای خرید وقت و عبور از تنگنای موجود سیاسی نباشد و جدی باشد، متاثر از همین ترس از بحران و گسترش شورش ها درایران است.

اما سئوال بزرگ اینست که این ترس و این عقب نشینی دراینجا خاتمه می یابد؟

به هیچ وجه. جمهوری اسلامی هنوز باید امتیازهای بزرگی به امریکا و اروپا بدهد تا پرونده اش را از شورای امنیت بیرون بکشد. علاوه بر عرصه جهانی و منطقه ای، در داخل ایران و در سیاست داخلی هم باید امتیازها و تضمین هائی به امریکا و اروپا بدهد. امتیازهائی که شاید فکر کنند اگر آنها را بدهند امریکا و غرب راضی خواهند شد مشروعیت حکومت کودتائی را به رسمیت شناخته و برای تثبیت موقعیت آن کمکشان می کنند.

این  امتیازها چیست؟

دلهره اصلی امریکا روی کار آمدن یک دولت ملی در ایران است که به سیاست تجاری و وارداتی ایران خاتمه بدهد و برود به سمت تولید ملی. سیاستی شبیه سیاست هندوستان. از نظر امریکا حتی احتمال شکل گیری چنین دولتی باید نابود شود، تا امریکا خیالش راحت شود. و این ممکن نیست مگر خاتمه بخشیدن کامل به همه شعارها و آرزوهائی که مردم از انقلاب 57 تاکنون در سر دارند.

یعنی بستن کامل دفتر انقلاب 57 و تبدیل ایران به ژاندارم منطقه، تحت امر امریکا و ناتو.

دراینصورت است که باید نگران دستگیری امثال موسوی و خاتمی و اعدام های ناگهانی و گسترده سیاسی درایران بود. یعنی در خون غرق کردن جنبش سبز و مردم ایران. به شعارهای امریکا و رهبران اروپائی در حمایت از اعتراضات مردم نباید زیاد اهمیت داد. این روی آب است، نه عمق آب. آنها در اعماق منافع خود را جستجو می کنند و دولتی که بشدت در داخل کشور ضعیف شده، مردم آن را نمی خواهند و از نظر اقتصادی نیز در تنگنای شدید است، دولتی که اعتبار مردمی قدرت نظامی کشور را تقریبا نابود کرده و در منطقه تقریبا در محاصره سیاسی است، بمراتب دولتی قابل معامله تر و دست آموزتر است تا دولتی که روی شانه های چند ده میلیون ایرانی بر سر کار بیآید. دولتی با  شعارها و برنامه های برقراری عدالت اجتماعی در کشور، حاکمیت قانون، آزادی مطبوعات و بالا بردن آگاهی مردم از امور و کارهای دولتی و کاهش هزینه های نظامی به سود شکم مردم و درعین حال، رفتن به سوی تولید داخلی و بستن دروازه های گشوده ایران به روی کالاهای خارج باشد.

دراینصورت باید از خود سئوال کرد که امریکا و کشورهای سرمایه داری اروپا و حتی روسیه و چین، طالب و مدافع کدام دولت اند؟ دولت سیاه احمدی نژاد و یا دولت سبز موسوی؟

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:19 AM


اخبار چند روز اخیر شاهد بر این واقعیتند که اینترنت و خطوط تلفن همراه در چند روز آینده و بخصوص در روز 22 بهمن قطع خواهند شد. محبت فرموده اطلاعات زیربا درج در پیک نت  در اختیار دیگران نیز بگذارید تا شاید بتوان شبکه ارتباط مردمی را تقویت کرد.

اکثر تلفنهای همراه جدید دارای سیستم بلوتوث هستند. بلوتوث بشکلی طراحی شده که خود سیستمی برای مخابرات بدون احتیاج به شبکه تلفنی است. یعنی اینکه بوسیله بلوتوث هر تلفن دستی یک فرستنده و در عین حال یک گیرنده است. تنها مشکل بلوتوت شعاع محدود در پوشش است. استاندارد بلوتوث پوشش حد اقل 10 متر را پیشنهاد میکند. اما در فضای باز و یا کنار پنجره پوشش تا چند برابر آزمایش شده. نویسنده این خطوط بین 50 تا 300 متر را نیز آزمایش کرده. اما پوشش تا 500 متر هم قابل دسترسی است. این بدین معناست که در هر محله ای بدون شناسایی میتوان شعار, زمان  و مکان را هماهنگ کرد. و یا در تظاهرات یک پیغام ضروری را بوسیله 2 تا 3 نفربه شعاع  تا یک کیلومتر و یا بیشتر  پخش کرد. این سیستم با رعایت چند نکته ساده بسیار امن است و تعقیب فرستنده و گیرنده آن تقریبا غیر ممکن است. سیستمی که در ذیل توضیح داده خواهد شد در فظای اینترنتی  با نامBluejacking   مشهوراست.

یک: تلفن دستی را خاموش کنید و پس از برداشتن باتری سیم کارت را در آورید. این کار بسیار مهم است. بدون سیم کارت تعقیب فرستنده محدود به ردیابی امواج می شود که بدلیل ازدحام تعداد فرستندگان نیز کاری غیر ممکن است.

دو: هر تلفن دستی نامی برای اعلام هویت دارد که صاحبان آنها آن را تغییر داده و نام های شخصی مانند نام خودشان به آن میدهند. حتما نام تلفن را تغییر دهید تا گرفتار تعقیب نشوید.

سه: پیغام مورد نظرتان را بشکل کانتکت و یا نام نشانی تازه وارد کتابچه نام ونشانی تلفن دستی وارد کنید.

چهار: با استفاده از منیو کتابچه کانتکت پیغامتان را که به شکل نام و نشانی حفظ کرده اید, با استفاده از بلوتوث بفرستید. بعضی از تلفن ها بجای بلوتوث از نام بیم استفاده میکنند. هر دو یکی هستند. هنگام فرستادن تلفن شما آن تلفن هایی را که قابل مشاهده هستند پیدا کرده و برای انتخاب در اختیار شما می گذارد. شما می توانید پیغامتان را به همه تلفن های مشاهده شده نیز بفرستید. فراموش نکنید که دوست و دشمن هر دو پیغام شما را دریافت خواهند کرد.

سیامک

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:18 AM


90 روزنامه نگار، هنرمندان، روحانی، دانشگاهی و نویسنده لبنانی طی بیانیه ای همبستگی خود را با مردم ایران و اصلاح طلبان اعلام کردند.

آنها در نامه خود نوشتند:

زبان مردم ایران زبان آزادی است. ما آنها را درک می کنیم. ما از جنبش سبز ایران و از زندانیانی که جرمشان آزادی خواهی است دفاع می کنیم.

این بیانیه را افراد زیر امضاء کرده اند:

ابراهیم اللقیس (کوشنده سیاسی)، أحمد الأیوبی (نویسنده)، احمد بیضون (محقق)، احمد سویسی (جامعه شناس)، احمد عیاش (روزنامه نگار)، احمد مطر (روزنامه نگار)، ادی متى (کوشنده سیاسی)، اسماعیل شرف الدین (پزشک)، الیاس عطالله (نماینده سابق مجلس لبنان)، انطوان الخوری طوق (نویسنده)، ایلی الحاج (روزنامه نگار)، ایمن ابو شقرا (خبرنگار)، ایمن جزینی (خبرنگار)، ایمن شروف (روزنامه نگار)، بشار حیدر (استاد دانشگاه)، بشارة شربل (روزنامه نگار)، بشیر هلال (نویسنده)، بلال خبیز (روزنامه نگار)، جاد یتیم (روزنامه نگار)، جان بیار قطریب (فعال حقوق بشر)، جوزف ابو خلیل (سر دبیر روزنامه "العمل")، حازم الأمین (روزنامه نگار)، حازم صاغیة (نویسنده و روزنامه نویس)، حسن عباس (روزنامه نویس و نویسنده)، حسن محسن (صنعتگر)، حسین عبد الحسین (روزنامه نگار)، حنین غدار (روزنامه نگار)، خلیل زهر الدین (مهندس)، خیر الله خیر الله (روزنامه نگار)، دانیال جرجس (روزنامه نگار)، دلال البزری (محقق)، رضوان الأمین (روزنامه نگار)، رمزی کلاب (مهندس)، رولى موفق (روزنامه نگار)، ریاض طوق (روزنامه نگار)، ریم الجندی (هنرمند)، زهوة مجذوب (استاد دانشگاه)، زیاد ماجد (محقق و نویسنده علوم سیاسی)، زیاد مخول (روزنامه نگار)، زینه الرز (خبرنگار)، سعد کیوان (روزنامه نگار)، سلیم الیاس (روزنامه نگار)، سمیر فرنجیه (نماینده سابق مجلس)، سمیر یوسف (کارگردان)، سناء الجاک (روزنامه نگار)، سهیل شهاب (کوشنده سیاسی)، شارل جبور (روزنامه نگار)، شوقی داغر (وکیل)، شیرین عبد الله (کوشنده سیاسی)، طونی نیسی (دبیرکل شورای ملی انقلاب سرو)، عبد السلام موسى (روزنامه نگار)، عدنان الزیباوی (کوشنده سیاسی)، السید علی الأمین (مفتی صور)، علی الأمین (روزنامه نگار)، عمر حرقوص (روزنامه نگار)، غسان جواد (شاعر و نویسنده)، فادی توفیق (نویسنده)، فادی طفیلی (شاعر)، فارس سعید (نماینده سابق مجلس)، فیدیل سبیتی (شاعر و روزنامه نویس)، کریم مروه (نویسنده)، کمال ریشا (روزنامه نگار)، لقمان سلیم (نویسنده وناشر)، لیال ابو رحال (روزنامه نگار)، مالک مروه (شغل آزاد) محمد أبی سمرا (نویسنده)، محمد حرفوش (روزنامه نگار)، محمد حسین شمس الدین (نویسنده)، محمد سوید (سینماگر)، محمد علی مقلد (استاد دانشگاه)، مسعود محمد (روزنامه نگار)، مسعود یونس (دار "المسار")، مصطفى فحص (خبرنگار)، ملکار خوری عواد (مدافع حقوق بشر)، منى فیاض (محقق و استاد دانشگاه)، میاد حیدر (وکیل)، میشال حاجی جورجیو (روزنامه نگار)، میشال توما (روزنامه نگار)، ناجی رضا (مهندس)، ندى ابی عقل (روزنامه نگار)، ندیم قطیش (خبرنگار)، نزیه درویش (خبرنگار)، نسیم ضاهر (نویسنده)، نصیر الأسعد (روزنامه نگار)، نوفل ضو (روزنامه نگار)، هادی الأمین (محقق)، هند درویش (کوشنده سیاسی)، وسام الأمین (روزنامه نگار)، وسیم الیمن (پزشک)، یوسف بزی (روزنامه نگار)

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:17 AM



گوگل نیز به پیشواز راهپیمایی با شکوه 22 بهمن میرود. در اینکه گوگل گرفتار غضب کشورهایی مانند ایران ویا چین شده شکی نیست ولی دلیل این غضب را شاید در سرویس تازه گوگل بتوان کشف کرد. براوزر خود را باز کنید و ادرس http://translate.google.com/#en|fa را وارد کنید. درخانه متن انگلسی تایپ کنید :  22 Bahman حتی گوگل نیز به اهمیت 22 بهمن پی برده و ترجمه فارسی را چنین بر میگرداند: راهپیمایی با شکوه 22 بهمن

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:16 AM



برنامه های امسال سیمای جمهوری اسلامی بمناسبت 22 شده سخنرانی و مصاحبه با این و آن. آن هم این و آنی که یا نقشی در پیش و درجریان انقلاب نداشته اند و یا اصلا سن و سالشان به انقلاب نمی خورد. از فیلم های انقلاب، امسال در سیما خبری نیست. نه از راهپیمائی های بزرگ تاسوعا و عاشورا و نه از روزهای پیوستن سربازان و نظامی های ارتش شاه به مردم و سقوط پادگان ها و زندان ها و سازمان اطلاعات و امنیت شاه. نمایش همه این صحنه ها ممنوع است، زیرا بسیار شباهت دارند به آنچه امروز، پس از 31 سال درخیابان ها مردم شاهدند. در این 31 سال، هرچه بود نمایش فیلم های انقلاب 57 بود و امسال مردم تماشاچی فیلم ها نیستند، بلکه خود انقلاب اند و در خیابان!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:15 AM



اگر کسی بخواهد خارج از سبک کاروان انقلاب وارد شود با آن بشدت برخورد می شود

شبکه جنبش راه سبز(جرس): فرمانده سپاه تهران بزرگ تاکید کرد :همه کسانی که در مسیر راهپیمایی و برگزاری سالگر انقلاب شکوهمند انقلاب اسلامی شرکت می کنند خواهر و برادر هستند، بنابراین یکدیگر را تحمل کنند.

 

 

به گزارش ایلنا سردار حسین همدانی در پاسخ به سوالی مبنی بر نقش بسیجیان سپاه محمدرسول الله (ص) تهران بزرگ در راهپیمایی 22 بهمن ماه اظهارداشت: نقش بسیجیان حضور گسترده در این روز باشکوه است که امیدواریم همه مردان و زنان تهرانی در روز 22 بهمن حتی کسانی‌که نسبت به بخشی از عملکرد دولتمردان ما اعتراضی دارند به صورت گسترده یک حرف بیشتر نداشته باشند و آن هم انقلاب اسلامی و تحقق آرمان‌های امام (ره) است.

 

وی اظهار داشت: مردم و همه افرادی که در مسیر راهپیمایی و برگزاری سالگرد انقلاب شکوهمند اسلامی شرکت می‌کنند همه خواهر و برادر بوده و از یک کاروان هستند و نه از دو کاروان. بنابراین یکدیگر را تحمل کنند و سعی کنند شعارهایی بدهند که شعارهای ملی و انقلاب اسلامی است و شعاری که خارج از قاعده و اصول که شکاف ایجاد می‌کند، مطرح نشود.

 

فرمانده سپاه محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ همچنین در خصوص این پرسش که ممکن است عده‌ای قصد داشته باشند 22 بهمن را مصادره گروهی و جناحی نمایند تاکید کرد: ما چنین اجازه‌ای نمی‌دهیم، زیرا اعتقاد داریم که هر ‌کسی که در روز 22 بهمن می‌آید از جمله 70 میلیون جمعیت کشور و هشت میلیون جمعیت تهران بزرگ است که همگی یکپارچه‌اند.

 

وی ادامه داد: البته طبیعی است که ما از ابتدا دشمن داشتیم ودر همان دهه اول انقلاب نیز در راهپیمایی‌های خود شاهد ترور و انفجارها بوده‌ایم، بنابراین نیروهای امنیتی به دنبال آن هستند امنیت راهپیمایی را برقرار کنند ، تا اگر کسی بخواهد خارج از سبک کاروان انقلاب وارد شود با آن به شدت برخورد کنند.

 

سردار همدانی در پایان این گفت‌و‌گو تاکید کرد: ما معتقدیم که 22 بهمن متعلق به 70 میلیون جمعیت ایران است.
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:14 AM





سه روز مانده  به 22 بهمن ایجاد ناامنی برای فعالان و روزنامه نگاران به ترتیبی که همه آن ها از ماندن در محل سکونت خود احساس ناامنی کنند،  پخش مدام مصاحبه های ضد و نقیض تهدید کننده برای ایجاد ترس در مردم و انصراف معترضان از شرکت در مراسم و تظاهرات موضوع اصلی بحث و گفتگو ها در خیابان و تاکسی ها و پارک هاست. به نظر می رسد دولت همه ابزار و توان خود رابرای کنترل راهپیمایی سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و مقابله با هواداران جنبش سبز به کار گرفته است.

این در حالیست که  سران جنبش سبز و گروه های اصلاح طلب از مردم دعوت کرده اند تا با هویت خود  در این راهپیمایی شرکت کنند.

 گزارش ها و اخبار ارسالی خبرنگاران "روز" از تهران و سایر شهرهای ایران حاکی از آن است که اقشار مختلف مردم قصد دارند از 22 بهمن به عنوان فرصتی دیگر جهت اعلام اعتراض های خود بهره گیرند. همین اطلاع مراکز امنیتی و اطلاعاتی را واداشته که با استفاده از رسانه های حکومتی به ایجاد وحشت درمردم بپردازند.

یک کارشناس مسائل سیاسی اظهار عقیده کرده حکومت که امیدوار بود با برخوردهای خشن صورت گرفته در عاشورای خونین تهران، بازداشت های فله ای و اعدام آرش رحمانی پور و محمدرضا علیزمانی، شکست جنبش سبز و معترضان مردمی را در 22 بهمن جشن بگیرد و در این راستا خبر از دعوت بیش از سیصد خبرنگار خارجی برای پوشش خبری مراسم 22 بهمن داده بود، اکنون در هراس از گزارش واقعیات این روز، مجوز چند خبرنگار خارجی را نیز لغو کرده است.

گزارش ها حاکی است به برخی از خبرنگاران نشریات و رسانه های خارجی به طور غیررسمی گفته شده مجوز فعالیت آنها در ایران از 18 بهمن معلق شده است. از سوی دیگر قرائن چنین نمایان می کند که با پیش بینی یک سکو معین در میدان آزادی وزارت ارشاد قصد دارد خبرنگاران را به داخل این محوطه راهنمائی کند تا از گزارش و فیلمبرداری و عکسبرداری از خارج از میدان محصور محروم شوند.

 

حکومت در صدد بایکوت خبری 22 بهمن

همزمان بسیاری از مراکز خبری جهانی ادعای خبرگزاری فارس را مبنی بر حضور سیصد روزنامه نگار برای پوشش خبری 22 بهمن، با دیده تردید می نگرند. چنان که گزارش ها نشان می دهد هیچ یک از خبرنگاران سرشناس بین المللی در شرایط فعلی در ایران نیستند.

این در حالیست که از یک هفته مانده به 22 بهمن، خطوط اینترنت در ایران به شدت مختل شده، سرعت اینترنت کاهش یافته و دسترسی به بسیاری از سایت ها و سرویس ایمیل ها دشوار شده است. از سوی دیگر سرویس انتقال پیام کوتاه (اس ام اس) نیز دچار اختلال شده است.

موج بازداشت فله ای روزنامه نگاران و فعالین عرصه رسانه نیز طی روزهای گذشته چنان تشدید شده که به گفته ناظران، حکومت تمام تلاش خود را به کار بسته تا با انسداد رسانه ای از روند اطلاع رسانی جلوگیری و اگر 22 بهمن برخلاف میل و تصور گردانندگان دولت پیش رفت، اخبار این روز را کاملا بایکوت کند.

 

تهدید فعالان؛ تهران باشید بازداشت می شوید!

در همین راستا طی روزهای گذشته علاوه بر بازداشت گسترده روزنامه نگاران و احضار روزنامه نگاران آزاد شده به وزارت اطلاعات، مسولان امنیتی در تماس با فعالان سیاسی و مطبوعاتی، آنها را تهدید کرده اند که اگر شب 22 بهمن منزل باشند قطعا بازداشت خواهند شد. یکی از این فعالان که مورد تهدید قرار گرفته به "روز" گفت: به من گفته اند که 22 بهمن به نفع من است که از تهران خارج شوم و در تهران نباشم در غیر این صورت بازداشت خواهم شد.

با وکلای دادگستری و حقوقدانان سرشناس نیز تماس گرفته و به آنها گفته اند حق هیچ گونه مصاحبه ای در چند روزآینده ندارند و در غیر این صورت بازداشت خواهند شد.

فردی که با فعالان شناخته شده و همچنین وکلا و حقوقدانان سرشناس تماس گرفته، خود را «هادوی» معرفی کرده است.

 

پخش اعترافات در 21 بهمن؟!

همزمان برخی اخبار از تحت فشار بودن اعضای دفتر تحکیم وحدت برای حضور در تلویزیون و اعترافات تلویزیونی درروزهای 20 و 21 بهمن حکایت دارد. به گزارش خبرنگار "روز" مقامات امنیتی تصور میکنند با پخش اعترافات تلویزیونی چهره های شناخته شده دفتر تحکیم وحدت، جو ترس و ارعاب ایجاد و دانشجویان را از حضور در 22 بهمن منصرف میکنند.

 

تدارکات عجیب و بی سابقه

برخی گزارش ها نیزاز تدارکات بی سابقه حکومت برای روز 22 بهمن حکایت دارد. بر اساس این گزارش ها کسانی که طی روزهای اخیر از خیابان ازادی عبور کرده اند، متوجه نصب داربست هایی در مسیر ویژه اتوبوس های تندرو، از میدان آزادی تا انقلاب و به فاصله هر 50 متر شده اند. از روز شنبه، بر روی این داربست ها بلندگوهایی نصب شده است. به این ترتیب مسیر طولانی مذکور مجهز به سیستم صوتی شده است.
سایت امروز گزارش داده  این اقدام در طول 30 سال گذشته و در جشن های پیروزی انقلاب بی سابقه بوده است. در سالهای گذشته پوشش صوتی مراسم راهپیمایی 22 بهمن در تهران، سطح میدان آزادی و چند ده متر از ابتدای خیابانهای آزادی و محمدعلی جناح از سمت میدان آزادی را شامل می شد. این اقدام به همراه اخبار منتشر شده اخیر مبنی بر برنامه ریزی برای انتقال نیرو از استانهای مختلف کشور در روز 22 بهمن به تهران و تقسیم بندی و توزیع مناطق مختلف در مسیر راهپیمایی تهران بین گروههای اعزامی از استان ها، حاکی از آن است که دولت با هزینه هنگفت، تدارک وسیعی برای کنترل جمعیت راهپیمایی کننده روز 22 بهمن دیده است.
نصب بلندگو در مسیر طولانی راهپیمایی، به منظور پخش هماهنگ شعار و سایر اصوات با صدای بلند در طول راهپیمایی است به گونه ای که امکان دادن شعار از سوی مردم و شنیده شدن آن را ندهند.

 

حصار کشی آزادی
همچنین طی روزهای اخیر سطح میدان آزادی، به طرز عجیب و بی سابقه ای در حال حصارکشی و محدود شدن است. به گونه ای که تا حال حاضر، کل محوطه چمن وسط میدان آزادی بوسیله داربست محصور شده و قسمت هایی از پیاده روهای میدان نیز به وسیله داربست درحال محصور شدن است. هنوز مشخص نیست محدوده های محصور شده مذکور، برای استقرار گروههایی خاص تعبیه شده یا قرار است مردم امکان استقرار در این مناطق را نداشته باشند و عملاً جای محدودی در سطح میدان برای حضور راهپیمایان دولتی وجود داشته باشد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:13 AM


با وجود آنکه تنها سه روز تا راهپیمایی اعتراض آمیز جنبش سبز در 22 بهمن ماه باقی مانده است، یکی از فرماندهان سپاه پاسداران با تشریح آنچه که "جزئیات برنامه ترور محمد خاتمی و توطئه کشته‌سازی" نامید، محافل سیاسی را نسبت به احتمال سوء قصد به جان یکی از رهبران معترضان در روزهای آتی نگران و حساس کرد.

خبرگزاری فارس، خبرگزاری نزدیک به سپاه پاسداران که سخنان این فرمانده سپاه در نشستی به نام "بصیرت" را در قم بازتاب داده، به نقل از وی نوشته است که زمان این عملیات تروریستی سال گذشته و در جریان سفر بهمن ماه 87 محمد خاتمی به اهواز بوده و عاملان آن نیز "منافقین" بوده اند.

ابراهیم جباری، فرمانده سپاه علی بن ابیطالب در این باره می گوید: "پیش از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و زمانی که خاتمی به شهر اهواز سفر کرده بود، منافقان درصدد ترور وی و اسطوره‌سازی و مظلوم‌نمایی فتنه سبز برآمدند".

سخنان این فرمانده سپاه معطوف به مقطعی است که هنوز میرحسین موسوی آمادگی خود را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم اعلام نکرده و رنگ "سبز" نیز به عنوان نماد انتخاباتی هواداران او انتخاب نشده بود.

بر اساس تاریخ رسمی انصراف محمد خاتمی از انتخابات ریاست جمهوری که در روز 26 اسفند87 اعلام شد، او تنها 6 روز پس از اعلام کاندیداتوری میرحسین موسوی از انتخابات کناره گیری کرد و به اعتقاد آگاهان در بهمن ماه که فرمانده سپاه علی بن ابیطالب مدعی  وقوع  این عملیات تروریستی است، قاعدتا مجاهدین خلق نمی توانسته اند به دنبال آنچه که وی "مظلوم‌نمایی فتنه سبز و پروژه  کشته سازی" می نامد، باشند.

بنا به ادعای فرمانده سپاه علی بن ابیطالب که مقر اصلی آن در قم قرار دارد، سازمان مجاهدین خلق عامل بمبگذاری در هواپیمای حامل رئیس جمهور سابق ایران در جریان سفر انتخاباتی اش به خوزستان بوده است.

او البته در بخش دیگری از سخنان خود، بمب گذاران را "دوستان" محمد خاتمی نامیده است.

وی در تشریح عملیات تروریستی ای که یکسال پس از وقوعش  فاش شده می گوید: "آنها در هواپیمای اهواز ـ تهران که خاتمی و هیئت همراه او در آن جای داشتند بمب‌گذاری کردند و قرار بود که نیم ساعت پس از پرواز آن بمب در هوا منفجر شود و اینگونه دشمنان به اهداف شوم خود دست یابند. اما خاتمی که حدود نیم ساعت زودتر به فرودگاه رسیده بود از سوی سرگروه تیم مطلع شد که هواپیمایی زودتر از موعد مقرر قصد پرواز به سمت تهران را داشته و اتفاقا در جلوی هواپیما نیز جای خالی وجود دارد، از این رو تصمیم به پرواز با آن هواپیما را گرفت."

وی در ادامه تشریح سناریوی خود می افزاید: "پس از نجات خاتمی از مهلکه‌ای که به ظاهر دوستان او برایش ترتیب داده بودند، مهماندار هواپیمای بمب‌گذاری شده در حالی که حدود یک ربع از پرواز هواپیما از فرودگاه اهواز گذشته بود، یادداشتی را در گوشه‌ای از هواپیما پیدا کرده بود که نسبت به بمب‌گذاری در دستشویی هواپیما هشدار داده بود. پس از مطلع شدن خلبان و مسئول امنیت پرواز از این جریان، آنها با توکل به خداوند تصمیم به بازگشت به فرودگاه گرفته و پاسدار فداکار امنیتی با گرفتن بمب در آغوش جان خود را برای محافظت از مسافران در طبق اخلاص قرار می‌دهد وهنگامی که هواپیما به سلامت به فرودگاه می‌رسد، همان مسئول امنیتی به سرعت بمب را از هواپیما خارج کرده و به سمت فضای باز منتقل می‌کند."

این فرمانده سپاه سناریوی خود چنین تمام کرده است: "پس از آنکه آن پاسدار بمب را در فضای باز رها می‌کند و در هنگام بازگشت آن بمب منفجر شده و موج انفجار او را زخمی می‌کند".

گفتنی است، این فرمانده سپاه از جزئیات عملیات تروریستی ای سخن گفته است که پیش از وقوع آن در سال گذشته، روزنامه کیهان، ارگان تحت نظارت نماینده آیت الله خامنه ای آن را پیشگویی کرده بود. جالب این است که عملیات تروریستی مورد اشاره این فرمانده سپاه در زمان وقوع هیچ انعکاس رسانه ای نداشته است؛امری که شائبه غیر واقعی بودن آن را تقویت می کند. پس از راهپیمایی های اعتراض آمیز مردم در روزهای پس از انتخابات نیز وزارت اطلاعات از وقوع انفجاری در مقبره آیت الله خمینی خبر داد که پس از چندی دفتر موسسه تنظیم و نشر آثار آیت الله خمینی این خبر را تکذیب کرد.

از سوی دیگر سناریوی "ترور محمد خاتمی" سال گذشته در 24 بهمن ماه از سوی روزنامه کیهان و در سرمقاله نماینده ولی فقیه در این ارگان مطرح شد. حسین شریعتمداری در این روز در سرمقاله روزنامه متبوع اش  و زمانی  که محمد خاتمی کماکان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری بود، ضمن مقایسه خاتمی و بی نظیر بوتو نوشت: "هدف تندروها از حضور در عرصه انتخابات بالا بردن هزینه نظام است و نه سود رساندن به روند آن و به رسمیت شناختن نتایج انتخابات".

او افزوده بود: "آیا آنان وقتی در یک روش به بن‌بست می‌رسند به روش دیگر روی نمی‌آورند؟ آمریکایی‌ها در پاکستان ابتدا تلاش وافری کردند تا از طریق تبلیغات و دیپلماتیک، بی‌نظیر بوتو را به قدرت برسانند و از طریق او پاکستان را بدوشند ولی زمانی که دریافتند به هیچ قیمتی حزب او توان به دست آوردن اکثریت را ندارد به روش دیگری متوسل شدند. این یک عبرت است. بعضی از اصلاح‌طلبان سابقه روشنی! در این خصوص دارند".

یک فعال مطبوعاتی درباره سخنان اخیر فرمانده سپاه قم و سناریوی ترور خاتمی در سال گذشته و ارتباط این اظهارات با سرمقاله مشهور روزنامه کیهان می گوید: "به نظر می رسد که این فرمانده سپاه سناریویی را تشریح کرده است که هم به لحاظ زمانی و هم به لحاظ نوع روایت، هماهنگ با روزنامه کیهان است و نه با سیر حوادث قبل از انتخابات".

وی می افزاید: "کنار هم قرار دادن مجاهدین خلق و جنبش سبز یکی از خطوط اصلی روزنامه کیهان است اما بر اساس زمان ادعایی فرمانده سپاه قم  یعنی بهمن ماه 87، نمی توان این دو جریان را به واسطه ترور خاتمی به هم مرتبط کرد چرا که در آن مقطع نه جنبش سبزوجود داشت و نه غیر از کیهان، منبعی از احتمال ترور خاتمی خبر داده بود".

گفتنی است پیش از این نیز جهان نیوز، یک پایگاه خبری نزدیک به سپاه پاسداران در تیرماه گذشته و دو روز قبل از تظاهرات اعتراض آمیز مردم در 18 تیر از "بازداشت تیم ترور موسوی و کروبی" خبر داده بود.

این سایت نوشته بود: "یک منبع آگاه از دستگیری تیم تروریستی کارکشته ای که برای ترور موسوی وکروبی به کشور وارد شده بودند خبر داد. این افراد که در قالب پنج تیم و از طریق مرزهای خوزستان وارد کشور شده بودند قبل از آنکه بتوانند اقدامی مرتکب شوند توسط ماموران امنیتی کشور دستگیر و روانه زندان شدند".

جهان نیوز نیز عوامل این ادعای خود را "منافقین" معرفی کرده و نوشته بود: "دستگیری این افراد و بازجویی های به عمل آمده نشان داد که پنج تیم که چهار تیم آنان دستگیر و یک تیم از آنان متواری شده است از عوامل منافقین بوده و در اردوگاه اشرف عراق تعلیم دیده بودند. هدف از ورود این افراد به کشور ترور میرحسین موسوی ومهدی کروبی و نسبت دادن آن به نهادهای انقلاب بود که با اطلاع به موقع دستگیر و از خرابکاری آنان جلوگیری به عمل آمد".

گفتنی است در تجمع معترضان در هجدهم تیر ماه در میدان هفت تیر، عوامل لباس شخصی وابسته به بسیج مهدی کروبی را مورد حمله قرار داده بودند.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:11 AM

جاشووا پراگر

در روز 20 ژوئن، در جریان اعتراض گسترده به نتایج انتخابات که منجر به ریاست جمهوری مجدد محمود احمدی نژاد شد، یک دختر جوان کشته شد. میلیون ها نفر در سرتاسر جهان فیلم جان دادن ندا آقا سلطان در خیابان کارگر را دیدن و چهره او تبدیل شد به چهره تراژیک و زیبا و درخشان جنبش اصلاح طلبی ایران.

شاهدان می گویند که ندا آقا سلطان بدست یک بسیجی کشته شد. اما یکی از سفرای ایران به عجله مرگ او را به گردن سیا و دوستانش که در تظاهرات او را همراهی کرده بودند انداخت و تلویزیون دولتی ایران هم در مستندی که ماه گذشته پخش کرد، عامل مرگ ندا را رسانه های غربی و شخص خودش عنوان کرد.

سی سال پیش، یک تص.یر سمبولیک از کشته شدن مردم در جهان منتشر شد. تصاویر اعدام دستجمعی که توسط دولت نوپای جمهوری اسلامی، تکذیب شد.

تکذیب آن عکس ها نشان می دهد که رهبران جمهوری اسلامی، در مقابل مرگ ندا آقا سلطان چه واکنشی نشان دادند. آن تصاویر نشان داد که دروغ های حکومت نمی تواند از تاثیر یک تصویر بکاهد.

در ماه اوت سال 1979، هفت ماه بعد از سقوط شاه، شادمانی بعد از انقلاب جایگزین واقعیت بنیادگرایی اسلامی شد، چادر های سیاه، بطری های شکسته مشروب، سانسور، اعدام در ملا  عام. اعتارض ها در تهران با حضور جمعیت زیادی از مردم شکل گرفت و در کردستان، جدایی  طلبان خواستار جدایی کردستان شدند. روز 16 اوت، آیت الله روح الله خمینی، نظامیان را برای سرکوب این جنبش روانه کرد.

نظامیان به مدت 11 روز کرد ها را کشتند و در روز 27 اوت، 11 نفر از "ضد انقلابیون" را در سنندج به اعدام محکوم کردند.

احسان و شهریار ناهید هم جزو محکومان به اعدام بودند. احسان که در تهران مهندس بود، بعد از انقلاب به سازمان جدایی طلب کردستان پیوست و به سنندج نقل مکان کرد. شهریار، دانشجوی پزشکی بود و در زمان دستگیری به دیدار برادرش رفته بود.

مادر آنها  از تهران برای کمک به پسرانش شتافت. او آنها را در بیمارستانی در نزدیکی فرودگاه پیدا کرد. اما وقتی به آنجا رسید که دو پسر جوانش را به همراه نه نفر دیگر در محوطه خاکی به جوخه اعدام سپرده بودند. او قرآنی را که زیر لباسش حمل می کرد به زمین انداخت و به زبان کردی گفت:« من دیگر مسلمان نیستم.»

بعد از ظهر روز بعد، عکس صحنه اعدام به روزنامه اطلاعات، قدیمی ترین روزنامه ایران رسید. ناگهان 500 نفری که گفته می شد قربانیان جوخه های اعدام آیت الله هستند، صاحب چهره شدند. روزنامه در کیوسک ها نایاب شد. روز بعد، عکس به صفحه اول روزنامه های جهان رسید.

یک هفته بعد از اینکه برادران ناهید در قبرستان تاله سنندج به خاک سپرده شدند، برادرشان، فرهاد، تمام پس اندازش را برای فتوکپی کردن عکس اعدام برادرانش خرج کرد؛ او و دوستانش عکس را در همه جای تهران پخش کردند. بعد از آن مادرش در جلسه ای که نخست وزیر وقت، مهدی بازرگان، محمود طالقانی و حاج سیدجوادی حضور داشتند، عکس را نشان داد.

دولت پاسخی که منیر ناهید در انتظارش بود را نداد. صادق خلخالی، قاضی که پسرانش را به مرگ محکوم کرده بود، در تلویزیون اعلام کرد که او این عکس را ساخته است و یکی از بستگان خواهر شاه مخلوع است. چنین چیزی نبود. بعد ها، قاضی بار دیگر به تلویزیون رفت و اعلام کرد که این عکس را اسرائیلی ها ساخته اند. در روز 9 سپتامبر، احمد آذری قمی، دادستان انقلاب، با اشاره به این عکس معروف گفت:« به دستور امام  خمینی، خبرنگاران باید از نوشتن جملات و تیتر ها و عکس های خشن که موجب آزار مردم می شود، بپرهیزند.»

در 8 اکتبر، یک روز بعد از اینکه مادر برادران ناهید در جمعی در دانشگاه تهران سخنرانی کرد، پلیس به خانه اش در خیابان سیدخندان هجوم برد. اما او شش صبح همان روز با نام خانوادگی خودش به  آلمان پرواز کرده بود. بیست روز بعد به آمریکا رفت و اکنون ساکن لس آنجلس است.

در آوریل 1980، این عکس برنده جایزه پولیتزر شد. جهانگیر رزمی، برنده جایزه، ناشناس باقی ماند تا اینکه من با اجازه خودش در سال 2006، داستانش را در وال استریت ژورنال منتشر کردم. سال بعد، خانم ناهید در مراسم شامی در نیویورک، مردی را که لحظه مرگ فرزندانش را عکاسی کرده بود، در آغوش گرفت.

شش ماه پیش، منیر ناهید، که 84 ساله است، تصاویر مرگ  ندا آقاسلطان را دید و دروغ های حکومت  را هم شنید. او می گوید که بعد از مرگ پسرانش، مردم ایران فهمیده اند که دولت به آنها دروغ می گوید و دولت هم می داند که مردم از حقیقت آگاه هستند.

اما، او به یک تفاوت اشاره می کند. در سال 1979، مردم ایران دلشان می خواست که دروغهای حکومت را در مورد مرگ پسرانش باور کنند چون این حکومتی بود که خودشان بر سر کار آورده بودند. امروز، دروغ هایی که در مورد مرگ ندا آقا سلطان می گویند، به گوش کسی نمی رود چون ازجانب دولتی گفته می شود که بسیاری از ایران برای تغییر آن به پای صندوق های رای رفتند و رایشان نادیده گرفته شد. خانم ناهید می گوید که دولت برای ترس خود دلایلی دارد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:11 AM

ژرژ مالبرونو

شیخ تمیم آل ثانی، شاهزاده قطری که از سفر تهران و دیدار با رییس جمهور محمود احمدی نژاد بازمی گشت، روز چهارشنبه مهمان نیکولا سارکوزی در کاخ الیزه بود.

دوحه که به طور مشترک با تهران دارای یک ذخیره گاز طبیعی است، با هر دو کشور فرانسه و ایران روابط خوبی دارد. این دو کشور درحال حاضر به دلیل اختلافات هسته ای، تخلفات حقوق بشری از سوی تهران و بازداشت یک محقق فرانسوی روابط تقریباً تیره ای با یکدیگر دارند.

یک منبع دیپلماتیک در پاریس در مورد سفر شیخ تمیم گفت که وی حامل هیچ پیامی از سوی محمود احمدی نژاد به نیکولا سارکوزی نبوده. با این حال احتمالاً طی این دیدار صحبت هایی در مورد کلوتیلد رایس، محقق فرانسوی، میان تمیم و سارکوزی انجام شده است.

همین منبع در ادامه می گوید: "فرانسه همچنان در انتظار آزادی خانم رایس است. اگر من جای تصمیم گیرندگان جمهوری اسلامی بودم، او را آزاد می کردم. بدین ترتیب یک مانع از سر راه برداشته می شد و امکان ازسرگیری مذاکرات به وجود می آمد."

بخاطر داریم که قطر در سال ۲۰۰۷ نقش مهمی برای آزادی پرستاران بلغاری زندانی شده در لیبی ایفا کرد. پاریس پس از نتیجه نگرفتن از میانجیگری سوریه در مورد آزادی رایس، بی شک اکنون می خواهد شانس خود را از طریق قطری ها که مهارت دیپلماتیک شان شهره است امتحان کند تا بلکه تهران حرفش را بشنود.

به هرحال، هفته های آینده بسیار سرنوشت سازند. قوه قضاییه جمهوری اسلامی محاکمه خود را به پایان رسانده و پاریس در انتظار حکم نهایی که همین روزها صادر می شود نشسته است. وکیل مدافع خانم رایس در این خصوص اظهار "خوش بینی" کرده.

ولی از سوی دیگر دولتمردان جمهوری اسلامی تا زمانی که دو ایرانی در فرانسه زندانی اند حاضر به دادن چنین امتیازاتی نیستند. و این درحالی است که دادگستری فرانسه روز ۱۰ فوریه حکم خود را در مورد یکی از آنها صادر می کند: علی وکیلی راد که ۱۸ سال زندان خود را به جرم قتل شاپور بختیار، نخست وزیر سابق ایران سپری کرده. وکیل او درخواست آزادی مشروطش را تسلیم کرده و قاضی اجرای احکام روز دهم همین ماه حکم خود را در این رابطه صادر خواهد کرد.

یک هفته بعد، یعنی ۱۷ فوریه، دومین ایرانی که از مارس ۲۰۰۹ در فرانسه در بازداشت بسر می برد، در برابر قاضی ادیت بوازت محاکمه خواهد شد و ممکن است به کشور خود بازگردد. مقامات امریکایی مجید کاکاوند را به ارتباط داشتن در پرونده هسته ای ایران متهم کرده اند و خواستار تحویل او به ایالات متحده شده اند. او پس از گذراندن چند ماه در زندان اکنون با آزادی مشروط در پاریس زندگی می کند. وکلای فرانسوی وی اتهامات امریکا را رد کرده اند و خواهان آزادی او هستند.

البته هیچ کس در فرانسه مطمئن نیست که با آزاد شدن این دو نفر، محقق فرانسوی در ایران نیز آزاد شود. او درحال حاضر در سفارت فرانسه در تهران زندگی می کند.

روز ۲۷ ژانویه، ژان داوید لویته، مشاور دیپلماتیک نیکولا سارکوزی، در حاشیه نشست دافوس با منوچهر متکی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، دیدار کرد. این دیدار از سوی الیزه تأیید شده است. پرونده هسته ای، کلوتیلد رایس، تحریم و مجازات: تمامی این موضوعات در این فرصت مورد بازبینی قرار گرفته اند.

سران قطری می گویند: "قطر معتقد است که باید با ایران به گفتگو پرداخت و مطمئناً حمله نظامی راه حل مناسبی نیست."

از سوی دیگر، فرانسوا فیون، نخست وزیر فرانسه اظهار داشت که موضع فرانسه در برابر ایران تغییر نکرده و در صورت عدم پیشرفت پرونده هسته ای، ممکن است تحریم های شدیدتری در شورای امنیت به تصویب برسد. 

 

مشکل این است که چین، به عنوان یکی از پنج عضو دائم شورای امنیت، با اعمال تحریم های بیشتر مخالف است و وزیر امور خارجه این کشور این مسأله را به روشنی در برابر برنارد کوشنر مطرح کرده. یک دیپلمات فرانسوی می گوید: "ما منتظریم ببینیم آیا پس از صحبت های احمدی نژاد پیشنهاد جدیدی از سوی ایران ارائه خواهد شد یا خیر. ما با گفتگو مخالف نیستیم، ولی باید زمینه آن فراهم شود."

پاریس فعلا در انتظار آزادی رایس نشسته و هنوز انتقادات شدید خود را نسبت به حکومت جمهوری اسلامی بر زبان نیاورده...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:10 AM

عکس:ساندرا رودبارکی

به دعوت "کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی"، دیروز ایرانیان مقیم فرانسه ضمن یک راهپیمایی، اعتراض خود را به سیاست های جمهوری اسلامی اعلام کردند و خواستار آزادی همه زندانیان سیاسی و برچیده شدن بساط دیکتاتوری در کشور شدند.

درآغاز این مراسم که از  میدان "رپوبلیک" آغاز شد، ابتدا پیام کمیته مستقل ضدسرکوب شهروندان ایرانی قرائت شدکه در آن آمده بود: "سی و یک سال از انقلاب ایران گذشت. سی و یک سال اصحاب قدرت در ساختن نسلی انقلابی و آرمانگرا تلاش کردند. از انقلاب ۵۷ برایمان مبداء ساختند. مبداءِ پایان طاغوت و بهار آزادی. ما کتاب‌های مدرسه را خواندیم امّا در جهان پیرامون‌ سرکوب‌ دیدیم و تبعیض و بی‌عدالتی‌. خواندیم و ترسیدیم. حجم تضاد همه‌مان را به کنج دنجِ خلوتی سُراند. از هم دور شدیم. مردمی که انقلاب کردند گم شدند. در خرداد ۸۸، رأی ما را دزدیدند. "ما"یی که خیلِ عظیمی‌مان همان دبستانی‌های کتاب از بر کنِ قدیم بودیم. همان کنج نشینانِ خود اقلیّت پندار. بدون هیچ هماهنگی از خانه بیرون زدیم. پی حقِ خورده‌مان راهیِ خیابان شدیم و در خیابان، گمشده‌ زندگی‌مان را یافتیم. مردم را یافتیم. همدیگر را. ناگهان مفهوم اقلیت و اکثریت در هم شکست و جویبارهای سبزی از کوچه‌ها خروشید و به دریای یکپارچه‌ خیابان سرازیر شد. ما "ما" شدیم. با هزاران تفاوت در نگرش و اعتقاد و مرام. رفتیم تا رأی برده‌مان را باز آوریم که دیوار سیاهِ استبداد رنگ سرخ را نشان‌مان داد. رنگ خونِ سهراب و ندا و ده‌ها و ده‌ها شهیدِ راهِ دموکراسی. بر آن شدیم تا با سبزیِ جنبش و سپیدی صلح و سرخیِ خونِ یاران دبستانی‌مان ایرانی نو بسازیم. آستین‌ها را بالا زدیم و در کنار هم، بر سر فصول مشترک مطالبات‌مان توافق کرده و در میدان ماندیم. و می‌مانیم تا برسیم به روزی که قانون و قانون‌مندی ریشه‌ی دیکتاتوری را بخشکاند. تا انتخابات آزاد، بدون نظارت بی رحم استصوابی، راه را برای ایفای نقش مردم در سرنوشت خودشان بگشاید.  تا کسی جرأت نکند شهروندان را سرکوب کند. تا روزی که درِ کمیته‌مان را تخته کنیم."

عکس: مریم اشرافی

پس از آن نوبت به تنی چند از فعالین سیاسی و حقوق بشری و همچنین نمایندگان احزاب و گروه های حقوق بشری فرانسوی رسید که همدلی خود را با جنبش دموکراسی خواهانه مردم ایران اعلام کردند.

در این مراسم دکتر عبدالکریم لاهیجی، رئیس جمعیت دفاع از حقوق بشر در ایران و نایب رئیس فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر ضمن سخنانی، به نقض حقوق بشر در ایران اشاره کرد و تصویری از وضعیت کنونی کشور ارائه داد.

بابک داد، روزنامه نگار، یکی دیگر از سخنرانان این مراسم بود که ایرانیان را در سراسر جهان به همدلی فراخواند تا "روز تحقق خواست های مردم فرابرسد."

محمد جواد اکبرین، دیگر روزنامه نگار ایرانی نیزضمن اشاره به همدلی بین ایرانیان در داخل و خارج کشور از این نزدیکی ابراز خشنودی کرد.

در این مراسم، تنی چند از نمایندگان احزاب سیاسی، اعضای پارلمان فرانسه و اتحادیه اروپا و همچنین روزنامه نگاران و فعالین مدنی فرانسوی نیز حضور داشتند. مانوئل والس، نماینده حزب سوسیالیست در مجلس فرانسه و همچنین شهردار "اوری" هم پیامی به این مراسم ارسال کرده بود که در آن با اشاره به اینکه "ایران امروز، مقطعی تعیین کننده در تاریخ خودرا پشت سر می گذارد" آمده بود: "این شرایط امید تازه ای را در این منطقه مهم جهان، پیش روگذاشته و ما، سیاستمداران، روزنامه نگاران، و همه شهروندان جوامع دموکراتیک غربی، موظف به یاری رساندن به ایرانیان و حمایت از آنها هستیم."

وی همچنین افزوده بود: "ما نمی توانیم تنها به صورتی منفعل بنشینیم و تماشاگر برخوردهای خشونت آمیز حکومتی باشیم که با دستانی آهنین به سرکوب مردم ایران پرداخته است."

خانم کاترین مارگاته، شهردار "ملکوف" و نماینده فرانسه در پارلمان اروپا نیز دیگر سخنران این مراسم بود که با اشاره به حوادث دوران قبل و بعد از انقلاب، "شجاعت زنان ایرانی را که علیرغم دستگیری ها، شکنجه ها و تجاوزات به مبارزه برای احقاق حق خود و ابراز نظر ادامه می دهند" ستود و گفت: "مردم ایران باید بدانند که ما با تمام قوا حامی مبارزه آنها برای کسب حقوق و آزادی هایشان هستیم."

دیگر سخنرانان این جلسه عبارت بودند از: واسیلاتامزالی، وکیل و رئیس سابق بخش حقوق زنان در یونسکو، میشل توبمن، روزنامه نگار و مبتکر برنامه "آزادی برای ایران"، ژاکلین پرنی شیو، نماینده سازمان عفو بین الملل، توفیق علال، رئیس انجمن آزادی، دیدیه ایجادی، استاد دانشگاه و عضو حزب سبز.

پس از پایان سخنرانی ها، در حالیکه میهمانان در پیشاپیش صف قرار گرفته بودند، حاضران به راهپیمایی در فاصله میدان "رپوبلیک" تا میدان "ناسیون" پرداختند و بادادن شعارهایی چون "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" و "مرگ بردیکتاتور" همدلی خود را با مردم کشوربه نمایش گذاشتند. راهپیمایان که همگی نشانه های سبزی باخود حمل می کردند در میدان"ناسیون" با خواندن سرود ای ایران و یار دبستانی، به این تجمع پایان دادند.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:09 AM



برنامه نظارت بر حمایت مدافعان حقوق بشر، به عنوان برنامه ای مشترک از "سازمان جهانی مبارزه با شکنجه" و "فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر" اطلاعات جدیدی را دریافت کرده و درخواست رسیدگی فوری به وضعیت ذیل در جمهوری اسلامی ایران را دارد.

 

شرح مختصری از وضعیت پیش آمده:

برنامه نظارت از سوی منابع قابل اطمینان مطلع شده که آقای کاوه قاسمی کرمانشاهی، روزنامه نگار عضو "سازمان حقوق بشر کردستان" و کمپین "یک میلیون امضاء" و همچنین از اعضای سازمان دانش آموختگان ادوار، و آقای مازیار سمیعی، دانشجو و عضو کمپین "یک میلیون امضاء" دستگیر و بازداشت شده اند.

براساس اطلاعات به دست آمده، آقای کاوه قاسمی کرمانشاهی در تاریخ ۳ فوریه ۲۰۱۰ توسط هفت مأمور امنیتی در کرمانشاه دستگیر شد. این مأموران پس از تفتیش منزل و توقیف وسایل او، از جمله کامپیوتر و مدارک، با ارائه حکم جلبی که نام صادرکننده آن مشخص نبود وی را بازداشت کردند. در این رابطه هیچ گونه اطلاعی مبنی بر محل حبس آقای قاسمی کرمانشاهی به خانواده او داده نشده است.

آقای مازیار سمیعی نیز همان روز در منزل خود در تهران دستگیر شد. دستگیری آقای سمیعی نیز پس از توقیف وسایل شخصی او انجام شد و تاکنون از محل حبس وی اطلاعی در دست نیست.

بیم آن می رود که دستگیری و بازداشت این دو نفر هشداری برای تظاهرات اعتراض آمیز پیش بینی شده در روز ۱۱ فوریه باشد.

دیگر اعضای سازمان حقوق بشر کردستان نیز متحمل فشارهای شدید هستند تا فعالیت این سازمان را متوقف کنند. در ماه ژانویه، آقای اجلال قوامی، سخنگوی این سازمان، سه بار از سوی عوامل امنیتی که خواهان توقف فعالیت های این سازمان اند احضار شده است. به علاوه، برنامه نظارت خاطرنشان می سازد که آقای محمد صدیق کبودوند، مؤسس این سازمان، از سال ۲۰۰۷ در زندان بسر می برد.

برنامه نظارت مراتب نگرانی شدید خود را نسبت به حبس خودسرانه آقایان کاوه قاسمی کرمانشاهی و مازیار سمیعی اعلام می دارد. کاملاً مشخص است که این اقدام صرفاً به هدف فعالیت های آنان در زمینه حقوق بشر صورت گرفته است. برنامه نظارت از دولتمردان جمهوری اسلامی می خواهد که هرچه سریعتر و بدون هیچ گونه قید و شرطی تمامی مدافعان حقوق بشر که اکنون در سراسر کشور در زندان بسر می برند را آزاد کنند.

 

اقدامات فوری مورد درخواست:

از شما خواهشمندیم که هر چه سریعتر دولتمردان جمهوری اسلامی را از درخواست های زیر باخبر سازید:

۱. تحت هر شرایطی، سلامت روحی و جسمانی آقایان کاوه قاسمی کرمانشاهی، مازیار سمیعی، محمد صدیق کبودوند و دیگر مدافعان حقوق بشر در ایران را تضمین کنند.

۲. هرچه سریعتر و بدون هیچ گونه قید و شرطی مدافعان حقوق بشر که در سراسر کشور زندانی اند را آزاد کنند، زیرا حبس آنان کاملاً خودسرانه بوده و صرفاً به دلیل فعالیت های آنان در زمینه حقوق بشر صورت گرفته است.

۳. سریعاً به هرگونه اذیت و آزار و اقدام تهدیدآمیز، از جمله در سطوح قضایی، در قبال تمامی مدافعان حقوق بشر در ایران پایان دهند.

4. به کلیه مواد اعلامیه مدافعان حقوق بشر که در ۹ دسامبر ۱۹۹۸ به تصویب رسیده احترام گذاشته و آن را رعایت کنند. به ویژه ماده اول آن که می گوید: "هر شخصی به صورت فردی یا گروهی این حق را دارد که در سطوح ملی و یا بین المللی اقدام به حمایت از حقوق بشر کند و آزادی های اصلی را تحقق بخشد" و همچنین ماده ۵ قسمت سوم که می گوید: "هر شخصی این حق را دارد که به صورت فردی یا جمعی، در سطوح ملی یا بین المللی، (...) با سازمان های غیردولتی یا میان دولتی ارتباط برقرار کند" و همچنین ماده ۱۲ بند دوم که می گوید: "دولت باید کلیه تدابیر لازم را انجام دهد تا حمایت فردی و گروهی همه کس در برابر خشونت، تهدید، تعقیب، اقدامات تلافی جویانه، فشار، تبعیض های منفی شخصی و یا قانونی و هرگونه اقدام مستبدانه دیگری که به دنبال اقدامات مشروع و قانونی این اشخاص براساس این اعلامیه انجام شده، توسط مراجع ذیصلاح تضمین گردد".

5. به طور کلی، تحت هر شرایطی مفاد حقوق بشر و آزادی های اصلی را، مطابق با اعلامیه جهانی حقوق بشر و دیگر عهدنامه های بین المللی و منطقه ای حقوق بشر که ایران متعاهد آنهاست، رعایت نمایند.

 

منبع: فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر، ۵ فوریه

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388 ساعت 08:06 AM



 1- سلام- امروز میخواستم از عابربانک پول بگیرم که متوجه شدم تمام دستگاه خودپرداز را اسپری مشکی رنگ پاشیده اند. از چند وقت قبل این نوع کارها از طرف رژیم بسیار شده است. بر روی پل های عابر و باجه های تلفن هم به همین شکل. اما جالبتر اینکه مردم دست به ابتکاری جدید در ایستگاههای مترو و قطارها زده اند. چون نوشتن شعار در فضای مترو امکان پذیر نیست و هر لحظه امکان رویت نویسنده از دوربین یا مامور مترو وجود دارد، مردم شعارها را از قبل بر روی کاغذهای برچسب دار می نویسند و در فرصت مناسب آنرا در محل دلخواه می چسبانند. در ضمن شعار نویسی بر روی اسکناسها آنقدر زیاد شده که گویی روز اول انقلاب است. مردم دیگر از هیچ چیز هراس ندارند. تمام نقشه های دولت کودتا برای جشن 22 بهمن نقش برآب خواهد شد.     

2- سلام و خسته نباشید- چند شب پیش دوتا از بچه های بسیجی محل را دیدم که داشتند روی باجه تلفن با رنگ سبز می نوشتند "درود بر رجوی". فکر میکنم برای اینکه میخواهند جنبش سبز را به طریقی ربط بدهند به گروهای تروریستی و اشخاصی که مردم از آنها نفرت دارند.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 18 بهمن ماه سال 1388 ساعت 4:54 PM


    فیلمی که باید حتماً ببینید و سراسر ایران پخش کنید .در آستانه ۲۲ بهمن باید ببینید این رژیم چگونه آمد و بفهمیم که چگونه میرود. مطمئنن جوانانی هستند که این فیلم ها را ندیدند .
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 18 بهمن ماه سال 1388 ساعت 1:51 PM


کلمه:فرمانده سپاه علی بن ابیطالب به تشریح جریان و توطئه کشته‌سازی منافقان و بمب‌گذاری هواپیمای تهران ـ اهواز برای ترور خاتمی پیش از انتخابات پرداخت.

به گزارش فارس ابراهیم جباری شنبه شب در نشست سیاسی بصیرت که به مناسبت ایام‌الله دهه فجر در مسجد اهل البیت(ع) قم برگزار شد، جریان کشته‌سازی منافقان برای بدنام کردن نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را مورد توجه قرار داد و گفت: پیش از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و زمانی که خاتمی به شهر اهواز سفر کرده بود، منافقان درصدد ترور وی و اسطوره‌سازی و مظلوم‌نمایی فتنه سبز برآمدند.

وی افزود: آنها در هواپیمای اهواز ـ تهران که خاتمی و هیئت همراه او در آن جای داشتند بمب‌گذاری کردند و قرار بود که نیم ساعت پس از پرواز آن بمب در هوا منفجر شده و اینگونه دشمنان به اهداف شوم خود دست یابند.

جباری خاطرنشان کرد: اما خاتمی که حدود نیم ساعت زودتر به فرودگاه رسیده بود از سوی سرگروه تیم مطلع شد که هواپیمایی زودتر از موعد مقرر قصد پرواز به سمت تهران را داشته و اتفاقا در جلوی هواپیما نیز جای خالی وجود دارد، از این رو تصمیم به پرواز با آن هواپیما را گرفت.

وی در ادامه تصریح کرد: پس از نجات خاتمی از مهلکه‌ای که به ظاهر دوستان او برایش ترتیب داده بودند، مهماندار هواپیمای بمب‌گذاری شده در حالی که حدود یک ربع از پرواز هواپیما از فرودگاه اهواز گذشته بود، یادداشتی را در گوشه‌ای از هواپیما پیدا کرده بود که نسبت به بمب‌گذاری در دستشویی هواپیما هشدار داده بود.

فرمانده سپاه علی بن ابیطالب(ع) گفت: پس از مطلع شدن خلبان و مسئول امنیت پرواز از این جریان، آنها با توکل به خداوند تصمیم به بازگشت به فرودگاه گرفته و پاسدار فداکار امنیتی با گرفتن بمب در آغوش جان خود را برای محافظت از مسافران در طبق اخلاص قرار می‌دهد.

جباری در ادامه افزود: هنگامی که هواپیما به سلامت به فرودگاه می‌رسد، همان مسئول امنیتی به سرعت بمب را از هواپیما خارج کرده و به سمت فضای باز منتقل می‌کند.

وی اظهار داشت: پس از آنکه آن پاسدار بمب را در فضای باز رها می‌کند و در هنگام بازگشت آن بمب منفجر شده و موج انفجار او را زخمی می‌کند.

جباری تأکید کرد: پاسداران انقلاب اسلامی اینگونه از جان مردم در برابر خطرات محافظت می‌کنند اما منافقان کوردل تصور می‌کنند با کشتن افرادی مثل ندا آقاسلطان می‌توانند نظام اسلامی را به ترور متهم کنند، ولی این جاهلان مغز تهی چه فکری پیش خود می‌کنند و نظام از ترورهای بدین شکل چه منفعتی خواهد داشت که آنها اینگونه سخن می‌گویند.

فرمانده سپاه علی بن ابیطالب(ع) در پایان مردم را نسبت به آگاهی در برابر فتنه‌ها و دسیسه‌های دشمنان هشدار داد و گفت: امروز مردم و خواص جامعه باید با حضور پرشور در صحنه‌های حساس انقلاب اسلامی به ویژه راهپمایی ۲۲ بهمن، دفاع از ارزش‌های اسلامی و انقلابی و پاسداری از حریم ولایت‌فقیه را فریاد کشیده و فرصت هرگونه فتنه و شیطنت را از منافقان سلب کنند.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 18 بهمن ماه سال 1388 ساعت 11:39 AM



شبکه جنبش راه سبز(جرس):  آستانه برگزرای راهپیمایی 22 بهمن، مسئولان رسمی برگزاری مراسم، مشغول نصب بلندگو در مسیر چند کیلومتری از میدان آزادی تا انقلاب هستند.

 

 

کسانی که طی روزهای اخیر از خیابان آزادی عبور کرده اند، متوجه نصب داربست های در مسیر ویژه اتوبوس های تندرو، از میدان آزادی تا انقلاب و به فاصله هر 50 متر شده اند. از روز شنبه، بر روی این داربست ها بلندگوهایی نصب شده است. به این ترتیب مسیر طولانی مذکور در حال پوشش داده شدن به سیستم صوتی هستند.

 

این اقدام در طول 30 سال گذشته و در جشن های پیروزی انقلاب بی سابقه بوده است. در سالهای گذشته پوشش صوتی مراسم راهپیمایی 22 بهمن در تهران، سطح میدان آزادی و چند ده متر از ابتدای خیابانهای آزادی و محمدعلی جناح از سمت میدان آزادی را شامل می شد.

 

این اقدام به همراه اخبار منتشر شده اخیر مبنی بر برنامه ریزی برای انتقال نیرو از استانهای مختلف کشور در روز 22 بهمن به تهران و تقسیم بندی و توزیع مناطق مختلف در مسیر راهپیمایی تهران بین گروههای اعزامی از استان ها، حاکی از آن است که دولت با هزینه هنگفت، تدارک وسیعی را برای کنترل جمعیت راهپیمایی کننده روز 22 بهمن به کار بسته است.

 

به نظر می رسد خصوصاً اقدام در حال انجام در نصب بلندگو در مسیر طولانی راهپیمایی، به منظور پخش هماهنگ شعار و سایر اصوات با صدای بلند در طول راهپیمایی است که امکان داده شدن شعار از سوی مردم و شنیده شدن آن را ندهند.

 

همچنین سایت امروز گزارش می دهد که  طی روزهای اخیر سطح میدان آزادی، به طرز عجیب و بی سابقه ای در حال حصارکشی و محدود شدن است. به گونه ای که تا حال حاضر، کل محوطه چمن وسط میدان آزادی بوسیله داربست محصور شده  و قسمت هایی از پیاده روهای میدان نیز بوسیله داربست درحال محصور شدن است. هنوز مشخص نیست محدوده های محصور شده مذکور، برای استقرار گروههایی خاص تعبیه شده است یا قرار است در این مناطق امکان استقرار برای مردم بوجود نیامده و عملاً جای محدودی در سطح میدان برای حضور راهپیمایان وجود داشته باشد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 18 بهمن ماه سال 1388 ساعت 09:10 AM



ملت فهیم و دلیر ایران
به مناسبت تجمع اعتراضی روز 22 بهمن ماه و با عنایت به همه جوانب و امکانات و اخبار رسیده از تمهیدات نیروهای سرکوب گر ، نقشه ای از مسیرهای سبز حضور تهیه و تدوین گردیده است که به کمک فرد فرد شما قابل تکثیر و اطلاع رسانی خواهد بود .
مسیر اصلی جنبش سبز ، حد فاصل میدانهای انقلاب و آزادی و دور میدان آزادی میباشد .
- شهروندان محترمی که از شمال ، شرق و مرکز و جنوب شهر تهران به جمعیت خواهند پیوست ، میتوانند مستقیما به مسیر اصلی وارد شده و یا از میدان هفت تیر به عنوان نقطه شروع و تجمع اولیه بهره گیرند .
- شهروندان محترم جنوب غرب  تهران ، ری و اسلام شهر از ضلع جنوبی میدان آزادی و از طریق خیابان سعیدی .
- شهروندان شمال غرب تهران از سمت صادقیه و ضلع شمالی میدان آزادی
- شهروندان غرب ، اکباتان ، فکوری و جمعیتی که از کرج به تهران خواهند پیوست ، از مسیر جاده مخصوص و یا مستقیما ورود به میدان آزادی


از آنجا که بیم آن میرود که رژیم تمامیت خواه ، برگذاری یک تجمع مسالمت آمیز و بدون خشونت را برنتابد و مسیرهای پیوستن جنبش سبز را مسدود نماید ، لازم شد تا مسیر ها و اهداف جایگزین نیز معرفی گردد . بدیهی است عواقب حرکت خیل مردمی به این چهار نقطه استراتژیک ، بر عهده ایشان خواهد بود :
1- زندان اوین .
2- صدا و سیمای جمهوری اسلامی .
3- مرکز تجمع ساختمانهای حکومتی در میدان پاستور .
4- فرودگاه مهرآباد .

در نهایت ضمن تاکید بر لزوم حفظ استراتژی مبارزات بدون خشونت ، به حاکمیت هشدار داده میشود که کنترل جمعیت خشمگین در نقاط دیگر شهر ، بسیار دشوار تر از تحمل حضور سبز و آزادیخواهانه آنان در مسیر سبز خواهد بود .
زنده باد ایران . زنده باد آزادی .

رسانه شمایید/ با نشان سبز بیایید
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 18 بهمن ماه سال 1388 ساعت 09:07 AM



مجاهدین انقلاب اسلامی،کارگزاران،اعتمادملی، ستاد 88،انجمن اسلامی دانشکده حقوق

شبکه جنبش راه سبز(جرس):در آستانه 22 بهمن سازمانها و تشکلهای سیاسی با صدور بیانیه هایی ضمن دعوت از مردم برای شرکت گسترده در تظاهرات 22 بهمن،از مردم خواسته اند تا در حضور آرام و سبز خود در این روز مراقب تحرکات مشکوک و سازمان یافته و شعارهای تحریک آمیز برخی عوامل باشند. همچنین در این بیانیه ها به بررسی وضعیت موجود پرداخته و راهکارهایی را نیز ارایه داده اند.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی :22 بهمن مراقب شعارهای تحریک آمیز باشید

 

در آستانه سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با انتشار اطلاعیه ای ضمن بزرگداشت این روز تاریخ ساز، تأسف عمیق خود را از برخی اقدامات و اظهارات که ظاهراً با هدف جنگ روانی و ایجاد نگرانی و تردید در بدنه اجتماعی نسبت به شرکت در راهپیمایی 22 بهمن می شود، اعلام کرد و از مردم خواست در حضور آرام و سبز خود در این روز مراقب تحرکات مشکوک و سازمان یافته و شعارهای تحریک آمیز برخی عوامل باشند. متن کامل این اطلاعیه به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان به شرح زیر است:

ملت شریف ایران!

سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران را در حالی گرامی می داریم که کشور با شرایط حساس و سرنوشت سازی روبرو است. از یک سو روند رو به گسترش جنبش اصلاحی سبز به رغم تمامی محدودیت ها و فشارها و سرکوب ها از عزم راسخ و اراده استوار ملت در استیفای حقوق شهروندی، پیگیری مطالبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مشروع و قانونی خویش تا تحقق کامل آن و مقابله با تعرض و تحدید وجه جمهوریت نظام حکایت دارد و از سوی دیگر تحریف و وارونه نمایی آرمان ها و اهداف اصیل ملت بزرگ ایران در انقلاب اسلامی و برخورد متکبرانه و لجوجانه با اعتراضات و مطالبات قانونی و مشروع مردم، آشکارا نشان دهنده عدم تمایل جریان حاکم در به رسمیت شناختن موجودیت جنبش و بی تفاوتی عامدانه نسبت به مطالبات آن است.

 

در این میان ناکارآمدی کم نظیر دولتمردان کنونی در اداره امور وضعیت کشور را پیچیده تر و بحرانی تر کرده است. این وضعیت اگر چه دغدغه آفرین و نگران کننده، اما از وجهی دیگر مغتنم و امیدبخش است؛ چرا که بیش از هرچیز از حیات و ماندگاری پیام و فرهنگ انقلاب در عمق جان جامعه ایران و خودآگاهی و دلبستگی و مسئولیت ملی ایرانیان نسبت به آرمان های اصیل انقلاب خویش حکایت دارد. بدان گونه که پس از گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب نه تحریف و انحراف از آن و دستبرد به دستاوردهای آن را برمی تابد و نه در عزم راسخ خود در روز آمد کردن آرمان های والای انقلاب و تلاش برای تحقق آن تردیدی به خود راه می دهد.

 

از این رو جنبش سبز را باید خیزش امید بخش دیگری، در ادامه حرکت اصلاح طلبانه ملت ایران، برای دفاع و پاسداری ازاهداف و آرمان های اصیل انقلاب دانست. تأکید بر مطالبه و خواسته آزادی و حقوق شهروندی با شعارهای «الله اکبر و یا حسین»، بیانگر این حقیقت انکار ناشدنی است که جنبش سبز با پیوند نسل امروز و نسل 57 زیر چتر انقلاب اسلامی، در پی تحقق آرمان های اصیل و جاویدان ملت ایران در انقلاب اسلامی یعنی استقلال، آزادی و جمهوریت در پرتو معنویت و دیانت است. و چرا چنین نباشد؟ ملتی که مصادره رأی و انتخاب خویش را بر نمی تابد چگونه می تواند انحراف و تحریف انقلابی را که مظهر اراده و پایمردی خویش بر والاترین آرمان های الهی و انسانی و ثمره مجاهدت های صادق ترین فرزندان و پاک ترین خون های عزیزان خویش است، با سکوت به نظاره بنشیند؟ 22 بهمن امسال فرصتی مغتنم و یگانه است تا جنبش سبز ملی ایران فارغ از انحصار و محاصره رسانه ای و دروغ ها و تزویرها و اتهام ها و هتاکی های ناجوانمردانه، در متن ملت بزرگ ایران ضمن اعلام پایبندی و دلبستگی مجدد با آرمانهای ملی انقلاب اسلامی بر عزم خستگی ناپذیر خویش در تحقق این آرمان های بلند تأکید ورزد و انزجار خود را از تلاش های حاشیه نشینان دیروز انقلاب و فرصت طلبان امروز و فرقه های بنیادگرای منحرف جدید التأسیس برای تحریف هویت و اهداف انقلاب اعلام کند. 22 بهمن ملت بزرگ ایران بار دیگر از عزم جاودانه خود در دفاع از اسلام رحمانی در برابر خشونت و کینه توزی به نام اسلام، از آزادی در برابر خودکامگی، از استقلال مبتنی بر موازنه منفی در برابر روابط مبتنی بر موازنه مثبت و حاتم بخشی از منابع و منافع ملی کشور برای جلب حمایت این و آن، از عدالت اقتصادی و برابری حقوقی در برابر ظلم و نابرابری و اجحاف، از جمهوریت و مردمسالاری در برابر آمریت و مطلقیت فردی، از رأفت و سماحت دینی در برابر کینه ورزی و خصومت آفرینی و تشویق به خشونت و ستاندن جان انسان ها به نام دین، از صداقت و اخلاق در برابر فریب و ریاکاری و از جمهوری اسلامی در برابر حکومت خودکامان تأکید خواهد کرد و به تقدیس کنندگان خشونت و پرستندگان قدرت ثابت خواهد کرد که خواست و اراده معطوف به جمهوریت و آزادی در پرتو دین رحمانی و آرمان رسیدن به جامعه ای عاری از فقر و ستم در این سرزمین هرگز خاموش شدنی نیست.

 

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن گرامی داشت یاد و خاطره شهیدان همیشه جاوید انقلاب اسلامی و معمار و رهبر بزرگ آن امام خمینی، از ملت آگاه و فرهیخته ایران از هر قوم و مذهب و قشر و طبقه ای دعوت می کند تا با حضور در راهپیمایی این روز ملی همانند روزهای انقلاب، اراده و خواست ثابت و همیشگی خود را در تحقق نظام مبتنی بر آرمان های اسلامی و حق حاکمیت ملت و نفی استبداد با هر نام و رنگی مجدداً به نمایش بگذارند و به همگان تفهیم کنند مادام که آرمان های انقلاب در جان این ملت زنده است، خودکامگی در این سرزمین ممکن نیست.

 

سازمان تأسف عمیق خود را از برخی اقدامات و اظهارات که ظاهراً با هدف جنگ روانی و ایجاد نگرانی و تردید در بدنه اجتماعی نسبت به شرکت در راهپیمایی 22 بهمن می شود، اعلام می دارد. در عین حال از مردم آگاه و فهیم می خواهیم در حضور آرام و سبز خود در این روز مراقب تحرکات مشکوک و سازمانیافته و شعارهای تحریک آمیز برخی عوامل باشند.

 

حزب اعتماد ملی: آزادی زندانیان و نفی خودکامگی را طلب کنیم

 

در بیانیه حزب اعتماد ملی که نسخه کامل آن در سحام نیوز به چاپ رسید، با مروری بر شعارهای اصلی انقلاب اسلامی و دعوت از مردم برای حضور در مراسم پیروزی انقلاب آمده است : بدون تردید، دهه فجر، ۲۲ بهمن و در یک کلام، انقلاب اسلامی از آن ملت رشید ایران است و هیچ فرد و جریانی نمی‌تواند این روز‌های بزرگ و انقلاب اسلامی را ملک طلق خویش پندارد و آن‌ها را در انحصار خود درآورد.

حزب اعتماد ملی تصریح کرده که در این روز با سردادن شعارهای " استقلال،آزادی و جمهوری اسلامی،  آزادی زندانیان سیاسی، انتخابات آزاد و نفی خودکامگی و انحصارطلبی را نیز طلب می کنیم.

 

در این بیانیه به برخی از آرمان‌هایی را که زمینه‌ساز انقلاب اسلامی و از اساسی‌ترین مطالبات ملت درجریان انقلاب اسلامی بود و در اصول مختلف قانون اساسی آمده است، به شرح ذیل جمع‌بندی کرده است:




















بدون تردید انقلاب اسلامی دستاوردهای بزرگی برای کشور داشته است، اما آیا امروزه ما به مطالبات خویش در انقلاب اسلامی، آن‌چنان که باید و شاید رسیده‌ایم؟
۱/ تأمین استقلال همه‌جانبه با طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ بیگانگان در عرصه‌های مختلف اداره کشور. ۲/ تأسیس نظام برآمده از آرای ملت و حاکمیت اراده ملی از طریق براندازی نظام سلطنتی. ۳/ اتکای به آرای عمومی در اداره کشور. ۴/ فراهم‌سازی زمینه مشارکت عمومی در عرصه‌های مختلف تعیین سرنوشت. ۵/ اداره امور کشور بر اساس شورا و نظارت ملی و امر به معروف و نهی از منکر. ۶/ نفی هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی. ۷/ نفی هرگونه ستمگری، ستم‌کشی، سلطه‌گری و سلطه‌پذیری. ۸/ بر قراری عدالت همه‌جانبه در زمینه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و … . ۹/ تأمین آزادی‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و … در چارچوب قوانین مورد تأیید ملت. ۱۰/ تأمین آزادی بیان، نشریات، مطبوعات، اجتماعات و راهپیمایی‌ها و … . ۱۱/ برقراری امنیت عمومی و مقابله با سانسور و تفتیش عقاید و اجتناب حکومت از دخالت و تجسس در حوزه خصوصی مردم. ۱۲/ تنظیم روابط خارجی کشور بر اساس سیاست موازنه منفی و تأمین منافع ملی و معیارهای اسلامی. ۱۳/ آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همگان در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی تا سرحد خودکفایی کشور. ۱۴/ رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای عموم در زمینه‌های مادی و معنوی. ۱۵/ برقراری حقوق مساوی برای مردم بدون توجه به قوم، قبیله، ‌رنگ، نژاد و زبان. ۱۶/ تأمین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون. ۱۷/ حاکمیت اصل برائت، منع شکنجه و منع هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد. ۱۹/ پی‌ریزی برنامه اقتصادی صحیح و عادلانه بر اساس ضوابط علمی و معیارهای اسلامی در راستای تأمین رفاه عمومی و فقرزدایی و ریشه‌کن کردن ساختن هر نوع فقر و محرومیت. ۲۰/ برقراری مناسبات عادلانه در زمینه اشتغال و مبارزه با هرگونه پارتی‌بازی و اجبار افراد در انتخاب شغل و انجام کار معین و مقابله با هر نوع بهره‌کشی و استثمار. ۱۸/ جلوگیری از غارت بیت‌المال توسط صاحبان قدرت.

 

راههای برون رفت

 

همچنین در این بیانیه با پرداختن به مشکلات پیش رو، راههایی برای برون رفت از آن نکاتی آورده شده است.

بدون تردید، انقلاب شکوهمند ۱۳۵۷ انقلابی اسلامی و بر اساس ارزش‌های مورد قبول دین مقدس اسلام و مورد اتفاق همه ادیان الهی و فطرت‌های سلیم انسانی بود و هدف‏ از آن صرفا تغییر عناوین و اشخاص نبود، بلکه هدف برقراری نظامی بود که حاکمان آن دارای صلاحیت‌های مورد نظر اسلام و پای‌بند به موازین و معیارهای اسلامی در تمامی عرصه‌های مختلف نظر و عمل باشند تا در‏ ‏سایه چنین حاکمیتی، زمینه تحقق عدالت و آزادى و دیگر ارزش‌های اسلامی فراهم آید و استبداد و‏ ‏خفقان و اسباب انحطاط ریشه‌کن و موجبات عزت، کرامت و سربلندی ملت بزرگ ایران در منظر جهانیان فراهم آید، نه این‌که از دین به‌عنوان ابزاری برای تحکیم پایه‌های قدرت برخی جریان‌های منحط، ترویج خرافات، تحریف حقیقت، تقدیس خشونت و مقابله با مطالبات مشروع مردم استفاده شود و در نتیجه ما امروز شاهد بروز بدبینی‌های وسیعی در میان اقشار مختلف مردم به‌ویژه جوانان، و بالاخص نخبگان و نیروهای تحصیل‌کرده جامعه باشیم.
اگر دیروز بزرگانی چون امام خمینی(ره)، آیت‌الله‌العظمی منتظری، آیت‌الله طالقانی، آیت‌ا‌لله مطهری، آیت‌ا‌لله ‌بهشتی، دکتر شریعتی، مهندس بازرگان و … منادی دین رحمانی و اسلام ناب محمدی و تشیع علوی بودند و در سایه تعالیم و اخلاق الهی این بزرگواران، دل‌های رمیده جوانان، فوج فوج جذب اسلام می‌شد، متأسفانه امروز، در سی‌و‌یکمین سال پیروزی انقلاب اسلامی، بعضا مداحان و روضه‌خوان‌هایی پرچمدار اسلام و سردمدار تبلیغ آن از رسانه ملی شده‌اند که در نظر معتقد به تز ماکیاولیستی«هدف وسیله را توجیه مى‎کند»، «النصر بالرعب» و به‌تصریح خودشان، خواهان بریدن نفس مردم و جویدن خرخره آنان و در عمل مروج خشونت و خرافه می‌باشند.
۱/ استفاده ابزاری از دین


از این‌رو معتقدیم که باید با قاطعیت از استفاده ابزاری از دین مانع شد و مردم و به‌ویژه نسل جوان را متوجه این معنا کرد که هیچ نسبتی بین این افراد و جریان‌ها با اسلام عزیز وجود ندارد. باید کوشید تا حقیقت دین آن‌چنان که باید و شاید در جامعه مطرح و اصحاب خرافه و خشونت و سوء‌استفاده‌کنندگان از دین به‌مردم معرفی شوند. در چنین فضایی است که ابزارانگاران و اصحاب خرافه و خشونت نخواهند توانست از دین برای ویژه‌خواری و امتیازطلبی‌های بی‌مبنا سوءاستفاده کنند و در نتیجه زمینه خروج فوج فوج جوانان را از دین فراهم آورند.



ملت ایران، ملتی است واحد و متشکل از اقوام مختلف. فارس، ترک، کرد، لر، ترکمن، بلوچ‏، عرب و… و صاحبان ادیان و مذاهب مختلف. این ملت بزرگ با همین تنوع قومی، دینی و مذهبی در طول تاریخ بشری خدمات ارزنده و چهره‌های برجسته‌ای را در زمینه‌های مختلف، تقدیم تمدن بشری کرده و افتخارات بزرگی را برای ایران رقم زده است. ما معتقدیم تنها راه حفظ این وحدت و یک‌پارچگی تاریخی، رعایت اصول عدالت‌خواهانه قانون اساسی در حق آحاد اقوام، ادیان و مذاهب کشور و رفع تمامی اشکال ظلم و ستم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و … در این زمینه است که متأسفانه تا کنون آن‌چنان که باید و شاید به برخی از اصول قانون اساسی در این زمینه عمل نشده است و در نتیجه، امروزه ما شاهد برخی از نابرابری‌ها در این زمینه می‌باشیم.
۲/ تبعیض و نابرابری بین اقوام و مذاهب



بر اساس اصل ۵۶ قانون اساسی «حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ‌کس نمی‌تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد… .»
و در اصل ۶ قانون اساسی آمده است: «در جمهوری اسلامی ایران، امور کشور باید به اتکای آرای عمومی اداره شود، از راه انتخابات؛ انتخاب رییس‌جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شوراها و نظایر این‌ها، یا از راه همه‏پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین می‌گردد.»
متأسفانه امروزه با حاکمیت جریانی که اعتقادی به حاکمیت اراده ملی ندارد و برخلاف امام راحل که می‌فرمود: «میزان رأی ملت است.»، رأی ملت را منشأ هیچ اثری در نفس‌الامر نمی‌داند و آن را صرفا امری تزیینی می‌داند، حاکمیت اراده ملی به ‌محاق رفته و کسانی بر مسند اکثر مراکز قدرت تکیه زده‌اند که نمایندگان واقعی مردم نیستند و در نتیجه موجبات ایجاد شکافی عمیق بین حاکمیت و ملت را فراهم آورده‌اند.
امروزه، رد صلاحیت بی‌دلیل هزاران نفر از نیروهای ارشمند کشور در انتخابات‌های مختلف ریاست‌جمهوری، مجلس خبرگان رهبری، مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا عملا انتخابات را به انتصاباتی البته با هزینه‌های سنگین مادی و معنوی انتخابات، تبدیل کرده است.
مضاف بر این‌که علی‌رغم این‌همه محدودیت‌های اعمال‌‌شده، باز هم در مرحله انتخابات با هزینه‌های سنگین مادی و معنوی از بیت‌المال و اسلام و به‌کارگیری نیروهای نظامی و … با تکیه بر تئوری نظارت استصوابی عملا رأی مردم بی‌اثر کرده‌اند.
ملت فهیم ایران، امروزه با تمام وجود خود این معنا را دریافته که این جریان با اراده و رأی آنان در انتخابات‌های مختلف چه کرده و در نتیجه در جنبشی که آغاز کرده است به کم‌تر از انتخابات آزاد رضایت نخواهد داد.
رهبر فقید انقلاب اسلامی حکومتی را به مردم وعده می‌داد که اساس آن مبتنی بر انتخابات آزاد و آرای واقعی ملت است: «حکومت اسلامی، حکومت ملى است… با آرای ملت مى‌آید و ملت او را حفظ مى‌کند و هر روز هم که برخلاف آرای ملت عمل بکند قهراً ساقط است.»(صحیفه نور، ج۴، ص۵۸)
از این‌رو از حاکمیت می‌خواهیم که در برابر این خواسته به‌حق ملت ایران که در رأس مطالبات آنان قراردارد و در واقع بازگشت به شعارها و آرمان‌های اساسی انقلاب اسلامی است، تمکین کند که در این‌صورت، بخش مهمی از بحران موجود در کشور فروکش خواهد کرد و مقدمات حل کامل بحران و برقراری آرامش و ثبات فراهم خواهد آمد.
۳/ بی‌اعتنایی به حاکمیت اراده ملی



امروزه، یکی از مهم‌ترین عوامل بحران‌ساز کشور، اعمال خشونت در طریق حل منازعات سیاسی است که هیچ نسبتی با تفکر اسلامی و معیارهای اعلامیه جهانی حقوق بشر و موازین دموکراسی و مردم‌سالاری ندارد. از این‌رو حزب اعتماد ملی، به عنوان یک نهاد برآمده از قواعد دموکراسی و معتقد به معیارهای اعلامیه جهانی حقوق بشر و موازین و ارزش‌های اسلام رحمانی از همگان به‌ویژه حاکمیت می‌خواهد که با خویشتنداری مانع بروز خشونت در روابط بین حکومت و مردم شوند؛ زیرا خشونت مانع برقراری تعامل مثبت بین مردم و حاکمیت و در نتیجه موجب افزایش شکاف‌های موجود می‌گردد.
حزب اعتماد ملی، از مردم فهیم ایران نیز می‌خواهد که به‌هنگام حضور در عرصه‌های مختلف از جمله راهپیمایی عظیم و باشکوه ۲۲ بهمن از هرگونه خشونتی اجتناب ورزند و هرگز بهانه‌ای به دست کسانی ندهند که می‌خواهند با تحریکات خویش، حضور مسالمت‌آمیز مردم را به‌خشونت کشند تا زمینه سرکوب آنان را فرهم آورند.
بدون تردید با تجربه‌ای که اکنون در دست ماست، به‌خشونت کشاندن حضور مسالمت‌آمیز مردم و طرح شعارهای ساختارشکن، توسط نیروهای سازمان‌یافته وابسته به محافل اقتدارگرا انجام می‌شود تا با اغتشاشگر و ساختارشکن جلوه‌ دادن مردم زمینه اعمال خشونت علیه آنان را فراهم آورند. از این‌رو حرکت اعتراضی ملت ایران نباید در دام این جریانات خشونت‌طلب بیافتد.
۴/ اعمال خشونت در حل منازعات



یکی دیگر از مهم‌ترین عوامل بحران‌ساز کشور، نقض اصول قانون اساسی توسط بخش‌های عمده‌ای از حاکمیت است. قانون اساسی علی‌رغم کاستی‌های آن، میثاق بزرگ نظام با ملت است و باید تمامی اصول آن بدون کم و کاست اجرا شود.
قانون اساسی، اساس اداره کشور و حاکم بر تمامی قوانین دیگر است و هیچ فرد، نهاد و … حق ندارد نه از طریق تفسیر نامتعارف و نه از طریق تصویب قانون عادی موجبات نقض و یا بلااثر کردن آن را فراهم آورد.
به‌عنوان مثال، در اصل نهم قانون اساسی آمده است: «در جمهوری اسلامی ایران، آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت اراضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آن‌ها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به‌نام استفاده از آزادی، به‌استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کم‌ترین خدشه‏ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به‌نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادی‌های مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.»
اما با کمال تأسف امروزه ما شاهد نقض بسیاری از اصول قانون اساسی که مشتمل بر دفاع از حقوق ملت است می‌باشیم.
از این‌رو حزب اعتماد ملی خواهان اجرای کامل قانون اساسی است. قانون اساسی برای برون‌رفت از بحران‌های ممکن، راه‌حلی اصولی هم‌چون انجام همه‌پرسی را مطرح کرده است. در اصل ۵۹ قانون اساسی آمده است: «در مسایل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه‏پرسی و مراجعه مستقیم به آرای مردم صورت گیرد.»
از این‌رو حزب اعتماد ملی معتقد است که پس از ۳۱ سال از پیروزی انقلاب اسلامی، حداقل برای یک‌بار هم که شده می‌توان برای به‌دست آوردن مطالبات واقعی ملت به همه‌پرسی مراجعه کرد و مقولاتی چون «نظارت استصوابی» و … را به همه‌پرسی گذاشت تا ملت نظر خویش را در این زمینه‌ها ابراز دارد.
۵/ نقض اصول قانون اساسی



در سال‌های اخیر به‌ویژه بعد از انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری صدها نفر بی‌گناه با اتهامات واهی و بدون هیچ‌گونه دلیل موجهی و با روش‌هایی به‌دور از ابتدایی‌ترین موازین قضایی روز، بازداشت و بعضا ماه‌ها در سلول‌های انفرادی محبوس و تحت فشارهای شدید طاقت‌فرسا مجبور به برخی اعترافات شدند که چنین اعترافاتی در هیچ‌یک از نظام‌های حقوقی دنیا از کو‌چک‌ترین اعتباری برخوردار نیست.
از این‌رو حزب اعتماد ملی در آستانه ۲۲بهمن، خواهان آزادی بدون قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی است؛ زیرا آزادی‌ زندانیان سیاسی یکی از مهم‌ترین مطالبات ملت در انقلاب اسلامی بود و می‌تواند به برخی از بدبینی‌های موجود پایان دهد و زمینه برخی همگرایی‌ها را فراهم آورد.
۶/ نقض موازین عادلانه قضایی



یکی از اساسی‌ترین عوامل بحران‌های اخیر، نقض آزادی‌های مردم با بهانه دفاع از دین و ارزش‌های اسلامی است، و حال این‌که نقض آزادی‌های مردم و تلاش برای برقراری «استبداد دینی» از بدترین منکرات است و در تقابل مستقیم با آرمان‌های کلیه ادیان الهی به‌ویژه اسلام عزیز قرار دارد و می‌تواند بزرگ‌ترین ضربه‌ها را به‌دین وارد کند.
مرجع عالی‌قدر شیعه در عصر مشروطیت «آیت‌الله‌ علامه‌ شیخ محمد‌حسین نائینی»(ره) در کتاب شریف «تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله» که با تقریظ «آخوند خراسانی»(ره) و «آیت‌الله شیخ عبدالله مازندرانی» دو فقیه نامدار و رهبران بزرگ نهضت مشروطیت و توضیحات مرحوم آیت‌الله طالقانی به چاپ رسیده است و مانیفست این نهضت محسوب می‌شود، انواع و اقسام استبداد را مردود اعلام کرده و با تحکیم مبانی مشروطیت، در خاتمه‌کتاب از عوامل تحکیم استبداد با عنوان« قوای ملعونه استبداد» نام برده و در پایان، بدترین نوع استبداد را استبداد دینی دانسته و از آن با عنوان «شجره‌ خبیثه‌ استبداد دینی» نام ‌برده و در باره‌ حامیان آن گفته است: «ضرر آنان(حامیان استبداد دینی) بر ضعفای شیعه‌ ما بیش‌تر است از سپاهیان یزید(لعنت خدا بر او باد) بر امام حسین(ع)»!
امام خمینی(ره) بزرگ‌پرچمدار دین در عصر حاضر، زمانی که بزرگ‌ترین انقلاب معاصر را رهبری می‌کرد با وعده‌ آزادی مردم را به میدان مبارزه با رژیم سابق دعوت می‌کرد و جوانان عصر انقلاب نیز برای رسیدن به جامعه‌ای با مختصات ذیل در برابر ارتش تا دندان مسلح شاهنشاهی سینه خود را سپر گلوله‌ها کردند:
«ما حکومتی را می‌خواهیم که برای این‌که یک‌دسته می‌گویند مرگ بر فلان‌کس، آن‌ها را نکشند.»(پاریس، در مصاحبه با خبرنگاران، ۱۲ آبان ۱۳۵۷)
«حکومت اسلامی ما اساس کار خود را بر بحث و مبارزه با هر نوع سانسور می‌گذارد.»(پاریس، در مصاحبه با رویترز، ۴ آبان ۱۳۵۷)
«دولت استبدادی را نمی‌توان حکومت اسلامی خواند … رژیم اسلامی با استبداد جمع نمی‌شود.»(پاریس در مصاحبه با خبرنگار خبرگزاری فرانسه،۱۳ آبان ۵۷، صحیفه نور،ج۴،ص۱۴۷)
«جامعه آینده ما جامعه آزادی خواهد بود. همه نهادهای فشار و اختناق و هم‌چنین استثمار از میان خواهد رفت.»(مصاحبه با اشپیگل، ۷ نوامبر ۱۹۷۷)
«خون‌های جوان‌های ما برای این جهات ریخته شده، برای این‌که آزادی می‌خواهیم ما. ما پنجاه سال است که در اختناق به‌سر بردیم، نه مطبوعات داشتیم، نه رادیوی صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم، نه خطیب توانست حرف بزند، نه اهل منبر می‌توانستند حرف بزنند، نه امام‌جماعت می‌توانست آزاد کار خودش را ادامه بدهد، نه هیچ‌یک از اقشار ملت کارشان را می‌توانستند ادامه بدهند.»(سخنرانی بهشت زهرا ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، مرکز اسناد انقلاب اسلامی)
«در حکومت اسلامی همه افراد دارای آزادی در بیان هرگونه عقیده‌ای هستند.»(پاریس در مصاحبه با سازمان عفو بین‌الملل، ۱۹ آبان ۵۷)
بر این اساس حزب اعتماد ملی از حاکمیت می‌خواهد که با مراجعه به وعده‌های رهبر فقید انقلاب اسلامی که بر اساس تفکر اسلامی به‌عنوان میثاق بین رهبر و ملت لازم‌الوفا می‌باشد و در صورت تخطی از آن‌ها به تصریح امام راحل، حاکمیت را از مشروعیت می‌اندازد، نه تنها زمینه آزادی‌های مشروع مردم را فراهم آورد، بلکه کسانی را که سد راه آزادی‌های مردم بوده‌اند به مجازات برساند.
۷/ نقض آزادی‌های مردم


سخنی با ملت بزرگوار ایران؛ احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر


بدون تردید، تنها راه غلبه بر مشکلات موجود و نیل به مطالبات مردم و آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی، حضور گسترده مردم در صحنه و احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر است.


امر به معروف و نهی از منکر از تعالیم اساسی قرآن کریم، سنت رسول اکرم(ص) و سیره ائمه معصومین(ع) است و در صورت ترک آن همه افراد ملت مسؤول‌اند.
علی(ع) در بستر احتضار و در آخرین وصیت‌های خویش فرمود: «امر به معروف و نهى از منکر را ترک مکنید که اشرار بر شما مسلط مى‏شوند و سپس هرچه دعا کنید مستجاب نمى‏گردد.»
در اصل۸، قانون اساسی نیز آمده است: «در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه‏ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت…»
از این‌رو باید فریضه امر به‌ معروف و نهی ‌از منکر به‌عنوان نظارت ملی بر حکومت و جامعه احیا گردد تا با تبیین نابسامانی‌ها و مقابله با آن‌ها زمینه حل معضلات کشور و برون‌رفت از بحران موجود فراهم آید.


اگر امروزه ما مبتلای به وضعیتی هستیم که شایسته انقلاب بزرگ اسلامی ما نیست، باید بدین نکته متفطن باشیم که خداوند متعال فرموده است: «… ان‌الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم؛ به‌راستی خدا حال و مال قومی را تغییر نمی‌دهد، تا آنان خود آن (جان و جانان) را تغییر دهند.»(رعد۱۱/)؛ مدلول مطابقی این کلام خدا پیوند اعمال انسان با حوادث جهان است، هر چند که از مدلول التزامی آن نوعی تنبیه و اعلان خطر به انسان‌ها نیز بر می‌آید.
از این‌رو اگر خواهان تغییر سرنوشت کشور و بازگشت به آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی هستیم باید با نصب‌العین قرار دادن آیه ۵۴ سوره مائده از کسانی باشیم که خداوند متعال در وصف آنان فرمود: «در راه خدا جهاد مى‏کنند و از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى‏ترسند.» و فرمود: «… کسانی که پیام‌های خدا را به خوبی ابلاغ می‌کنند و از او می‌هراسند و از احدی جز خدا نمی‌هراسند.»


حزب اعتماد ملی از مراجع عظام تقلید، علما، اساتید دانشگاه، دانشجویان، فرهنگیان و اقشار مختلف ملت بزرگوار ایران می‌خواهد که با حضور آگاهانه خویش در عرصه‌های مختلف و مقابله با هرگونه تخطی از آرمان‌های اولیه انقلاب اسلامی، زمینه اصلاح نا‌بسامانی‌های حاکم بر کشور را فراهم آورند و نگذارند انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیافتد.


سخنی با حاکمیت


حزب اعتماد ملی از مسؤولان حاکم بر کشور نیز می‌خواهد که فریاد بلند ملت ایران را بشنوند و دست از هرگونه لجاجت در برابر ملت بردارند.
امروز، اساسی‌ترین مطالبات ملت رشید ایران در سال‌روز پیروزی انقلاب اسلامی به‌شرح ذیل است:









 
۱/ آزادی بی‌قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی. ۲/ ایجاد فضای باز مطبوعاتی و به‌رسمیت شناختن نقد و نقادی و اجرای عدالت در استفاده از رسانه ملی برای کلیه اقشار مردم و جریانات مختلف سیاسی. ۴/ رفع موانع فعالیت احزاب، سازمان‌ها، جمعیت‌ها و گروه‌های سیاسی. ۳/ برداشتن فضای امنیتی و جو پلیسی و محیط رعب و وحشت. ۴/ لغو نظارت استصوابی و تمکین در برابر انتخابات آزاد و اجتناب از انتخابات مهندسی شده. ۵/ جلوگیری از ورود نظامیان در عرصه سیاست و اقتصاد کشور. ۶/ اجتناب از مشابه‌سازی‌های رذیلانه توسط برخی از رسانه‌ها و محافل قدرت که می‌کوشند، صاحبان اصلی انقلاب اسلامی و پیشتازان عرصه دفاع مقدس و یاران برجسته امام راحل را با تروریست‌های خائن به ملک و ملت تشبیه کنند و از این طریق زمینه سرکوب آنان را فراهم آورند. این محافل برای نیل به این هدف شوم خود به امام راحل نیز رحم نمی‌کنند و به تحریف و استفاده گزینشی از بیانات امام راحل می‌پردازند، به‌طوری‌ که فریاد بیت امام راحل را نیز درآورده‌اند. ۶/ رعایت موازین عادلانه قضایی در اتهامات سیاسی و برگزاری دادگاه‌های علنی با حضور هیأت منصفه و اجرای اصول قانون اساسی در این زمینه. ۷/ اجرای همه‌پرسی برای کشف صریح و قانونی نظر ملت در خصوص برخی از اساسی‌ترین مسائل کشور.

دعوت حزب کارگزاران برای حضور مردم در راهپیمایی 22 بهمن


اعتماد مردم نسبت به نظام مخدوش شده است

 

 

 حزب کارگزاران سازندگی ایران همزمان با سی و یکمین سالگرد انقلاب مردم را به حضور یکپارچه و وحدت آفرین در راهپیمایی ملی 22 بهمن فراخوانده و شعار "استقلال،آزادی، جمهوری اسلامی" را مناسب ترین شعار برای یادآوری و احیای آرمانها و اهداف اصیل انقلاب اسلامی مردم ایران در این روز دانست.

 

 

بیانیه حزب کارگزاران با بیان اینکه "نظام جمهوری اسلامی ایران برای تحقق عدالت،استقلال و آزادی تاسیس شد" در بیانیه خود تاکید کرد: "امروز که در آستانه سی و یکمین سالروز پیروزی انقلاب قرار داریم اما اوضاع کشور نه به سامان است و نه شیرین.به دنبال انتخابات پر حاشیه ریاست جمهوری دهم که می توانست نقطه عطفی برای شکوفایی و توسعه کشور در همه زمینه ها باشد،حوادثی تلخ و ناگوار ایران را دستخوش نا آرامی،خشونت و بحران کرد.عده ای از همان کسانی که سی و یک سال قبل در چنین روزهایی نتایج تلاشهای خود در به ثمر رساندن نهال نوپای انقلاب اسلامی را به شادی گرامی می داشتند امروز یا در زندان هستند و یا نا امید از هر اصلاح و تغییری،کنج عزلت گزیده و با افسوس از وحدت و همدلی مردم در روزهای نخستین پیروزی انقلاب یاد می کنند."

 

 

بیانیه با بیان اینکه " ایران اسلامی دوران بسیار سختی را سپری می کند" تاکید کرده است" اعتماد مردم به نظام مخدوش شده و در بسیاری از موارد آزادیهای اساسی و حقوق شهروندی آنان تحدید شده است.فعالیت سیاسی احزاب قانونی به دلیل فشارهای امنیتی و فضای بسته سیاسی به حالت تعلیق در آمده و در نتیجه مطالبات مردم و اختلافات سیاسی در کف خیابانها پیگیری می شوند.شرایطی که در مجموع نظام و کشور را دچار بحرانهای جدی ساخته و زمینه تفرقه افکنی و فتنه انگیزی دشمنان خارجی را بیش از پیش فراهم کرد.در چنین شرایطی است که عدم چاره اندیشی مسوولان و خیرخواهان،منجر به تعمیق بحران مشروعیت نظام جمهوری اسلامی خواهد شد.وضعیتی که هیچیک از دوستداران نظام و انقلاب و مردم فهیم و دوراندیش ایران خواهان آن نبوده و تمام تلاششان را در جهت جلوگیری از درافتادن کشور به ورطه نابود کننده رادیکالیسم کور و خشونت طلبانه از هر طرفی که باشد به کار خواهند بست.

 

 

حزب کارگزاران سازندگی ایران در ادامه ابراز عقیده می کند که :" در سی و یکمین دهه فجر انقلاب اسلامی ضمن تاکید بر کلام ارزشمند و راهگشای امام خمینی(ره) که" جمهوری اسلامی،نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد" و با رد حرکتهای افراطی و شعارهای انحرافی و ساختارشکن در این روز و هر زمان دیگری؛ مردم شریف ایران را به حضور یکپارچه و وحدت آفرین در راهپیمایی ملی 22 بهمن فراخوانده و شعار "استقلال،آزادی،جمهوری اسلامی" را مناسب ترین شعار برای یادآوری و احیای آرمانها و اهداف اصیل انقلاب اسلامی مردم ایران در این روز می داند."

 

ستاد 88: با حضور اعتراضی در 22 بهمن نفی دیکتاتوری را فریاد کنیم


ستاد ملی جوانان حامی خاتمی و موسوی در کل کشور با صدور بیانیه ای از مردم دعوت کرد تا در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت کنند تا از آرمانهای انقلاب ۵۷ دفاع کرده وو حوادث پس از انتخابات را محکوم نمایند.

 

 

 

 

در این بیانیه آمده است: حکومتی که امام راحل (ره) بنیان گذاشت، قرار بود که بزرگترین نگاهبان خواست و مطالبات مردمی باشد. قرار بود تجسمی عینی از حکومت عدل علی (ع) باشد که در آن حاکم اسلامی، مرگ خویش را به خاطر باز شدن خلخالی از پای زنی یهودی در قلمرو حکومتش روا می داند. قرار بود مصداق ” اسلامی ” باشد که به گفته امام (ره) در آن ” دیکتاتوری اصلاً وجود ندارد”.

 

 

ستاد جوانان با اشاره به برابری وعده داده شده به مردم افزوده است : قرار بود در آن “شخص اول حکومت اسلامی با آخرین فرد مساوی” باشد. انقلاب ما قرار بود پایه گذار حکومتی باشد که به گفته بنیانگذار کبیرش “بدون رضایت مردم هیچ اساس ندارد”. اما در سی و یکمین سالگرد انقلاب عظیم مردم ایران برای نیل به آزادی و سرنگونی دیکتاتوری فردی، مردان انقلاب، یاران و همراهان آیت اله خمینی تنها به جرم اینکه به تاسی از امام کبیر انقلاب، به نادیده گرفته شدن خواست و مطالبات جامعه از سوی حاکمیت اعتراض کرده بودند، به بند کشیده شده اند و فرزندان خمینی کبیر، اینک به جرم فریاد کردن آرمانهای بنیادین انقلاب و آموزه های پدر معنوی خود، در گوشه زندانها به سر می برند و خون جوانان این سرزمین، تنها به جرم پیگیری اصل اصیل باورهای رهبر کبیر انقلاب در “میزان ” بودن رأی ملت، به زمین ریخته می شود و دردناک تر آنکه این فجایع از سوی کسانی صورت می گیرد که شعار “وا اماما” شان، گوش ها را سخت می آزارد.

 

 

در ادامه این بیانیه از 22 بهمن بعنوان روز مبارزه همیشگی ملت آگاه ایران برای نیل به آزادی و دموکراسی که ” آزادی”، سودای جاودان مردم ایران، از مشروطه تا امروز یاد شده و آمده است: بیست و دوم بهمن هشتاد و هشت به عنوان سمبلی از این مبارزه همیشگی مردم ایران، به روزی تاریخی در نفی آن چیزی تبدیل خواهد شد که هیچ نامی جز انحراف از آرمانهای هویت بخش انقلاب ۵۷، بر آن نمی توان نهاد.

 

 

ستاد جوانان با تاکید بر شرکت در راهپیمایی افزوده است که در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضور خواهیم داشت تا مسیری را که پدرانمان متجاوز از ۳ دهه پیش به پیشوایی خمینی، در رویارویی با استبداد علنی پیمودند، بپیماییم و یکبار دیگر مرگ دیکتاتوری، آزادی زندانیان سیاسی، غارتگر بیت المال و حفظ شان روحانیت معظم و شخصیت های محبوب ملی را خواستار شویم.

 

 

در خاتمه این بیانیه با تسلیت اربعین حسینی از مردم دعوت کرده تا با شرکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن به انحراف انقلاب از پایه های هویتی آن اعتراض کنند. در این بیانیه همچنین آمده است : با تاکید مجدد بر به رسمیت نشناختن دولت از مردم آگاه می خواهد که در اعتراض به آنچه که در روزهای پس از کودتای انتخاباتی خرداد ۸۸ بر این سرزمین رفته است، در راهپیمایی امسال حضوری اعتراضی داشته باشند و نفی دیکتاتوری عریان و بازگشت به اصول هویتی انقلاب سال ۵۷ را فریاد کنند.


دعوت انجمن اسلامی دانشکده حقوق برای حضور سبز دانشجویان در راهپیمایی 22 بهمن


شبکه جنبش راه سبز (جرس):انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با صدور بیانیه ای ضمن محکومیت وضعیت فعلی کشور از مردم و دانشجویان دعوت نمود تا با حضور سبز خود در راهپیمایی 22 بهمن آرمانهای آزادیخواهانه را فریاد کنند.متن این بیانیه به شرح زیر است:

 

به گزارش جرس، در ابتدای این بیانیه آمده است: شاید تقدیر بر این نبود که این انقلاب در مسیر اصیل و اصلی خود باقی بماند و انقلابیون آرمانهایی را که سالها برای آن جنگیدند و خون دادند تحقق بخشند، شاید تقدیر این بود که نااهلان سکان انقلاب را بدست گیرند. روزهای خوبی را پشت سر نمی گذاریم و اخبار خوشی نمی شنویم؛ انگار دامان دانشجوی بی گناه و مظلوم را از بازداشت رهایی نیست، طی روزهای گذشته چندین تن از اعضای برجسته دیروز و امروز انجمن اسلامی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران مظلومانه به بند ظالمان گرفتار شده اند؛ وحید عابدینی، حمید یحیوی، محمدعلی رفیعی، و عزیز دوماه دربندمان سید مجتبی هاشمی.

 

بیانیه می افزاید: جنبش سبز ملت ایران به عنوان یک نهضت آزادی خواهانه و دموکرات که گرچه برخلاف نامش سال88 ، قدمت دیرینه ای در تاریخ مبارزات ملت ایران-از مشروطه گرفته تا انقلاب اسلامی- دارد، امروز بیش از هر امری فضای سیاسی کشور، افکار و اذکار هر آشنای به سیاست را به خود مشغول ساخته است. جنبشی که همانطور از منش و روشش پیداست حرکتیست برای استقرار مجدد و تثبیت قانون، جنبشی که از رهبرانش موسوی صداقت، کروبی شجاعت و خاتمی متانت را آموخته و اسلام آزدایخواهانه محمدی(ص) مذهب پیروان آن است و جنبشی که مسالمت و خوی اصلاح طلبی را در طول ماه های سخت و طوفانی حفظ نموده.

 

انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران دربیانیه خود تصریح می کنند: اما نه انگار که اقتدارگرایان آستانه تحمل بالایی دارند و در این چند ماهه پس از انتخابات علنا نشان داده اند نقد و منتقد چه جایگاه و سرنوشتی در سرشت حکومت اصولگرایی آنان دارد؛ آنانی که ابایی از پا گذاشتن بر اصول دین نداشته و خون مردم را فرش قرمزی بر اریکه ی قدرت خواهی خود نموده و این است اصل اساسی اصولگرایی آنها: همه چیز باید برای تثبیت ما فدا گردد. نیک دیدیم در این ماههای طوفانی و غبارآلود پس از انتخابات که دانشجو و دانشگاهی چطور ملعبه ی مستان قدرت طلب شدند و احکام اخراج، تبعید، توبیخ و بازنشستگی بر کارنامه آنها نشست، زنان و فعالان مدنی به جاسوسی متهم گشته و مدنیت آنان به براندازی نرم و اصطلاحات مزحک اینچنین تعبیر گشت، روزنامه ها سرویس های بیگانه نامیده شدند و روزنامه نگاران جایی جز اوین ها و کهریزکها نصیبشان نشد و احزاب نیز جز قفلی بر درب ، ضبط اسناد و بازداشت اعضایشان ثمره تلاششان برای گرم نمودن انتخابات امر دیگری حاصل نشد...

در ادامه این بیانیه می خوانیم: همه و همه اینها در حالی اتفاق می افتد که امروز شاهد افول روزافزون دستگاه قضا هستیم و چه زیبا و موجز توصیف کرد رهبر جنبش سبز که: متاسفانه دستگاه قضای ما ضابط نیروهای امنیتی گشته است! باری، در دستگاه فکری حاکمان امروز چیزی جز فضای امنیتی و اطلاعاتی در برخورد با مردم وجود ندارد و این چنین است که سازمان های امنیتی و انتظامی سکاندار اصلی عرصه سیاست کشور گشته اند. در دستگاه قضایی که نظامیان مشاور قاضی القضات آن می شوند انتظار هم می رود صدور حکم محارب برای منتقد بدون هیچ واهمه ای صورت گیرد. وا اسفا... امروز چنان دچار سقوط اخلاقی اسلامی در عرصه حاکمیت گشته ایم که خطیبان نماز جمعه به جای آنکه طلایه دار مهر و منش اسلامی باشند بدون هیچ شرم و حیایی دم از اعدام و کشتار مردم می زنند و حتی تشویق و همراهی نیز می کنند. در مقابل اما عالمان و روحانیون واقعی به گوشه ای رانده شده اند و هر لحظه بیم آن می رود که توهین یا هجمه ی جدیدی به بیوت ایشان اتفاق افتد. امروز منتظری ها و صانعی ها که چراغ واقعی تلفیق سیاست و دیانت هستند مظلوم تر از هر زمانی حتی از تریبونی برای اعلام مواضعشان محروم گشته اند.

در این بیانیه همچنین آمده است: امروز دستگاه ها و افرادی در در حکومت دست به طراحی و اجرای پروژه های سخیف و مضحک می برند، و این همان رویه ای که سالهاست در نزد ملت باطل و محکوم است؛اما کجایند کسانی که آگاه باشند و توصیه به توقف این روند کنند؟ تصویر حضرت امام روح الله را پاره می کنند و آن را به قشر فرهیخته دانشجو نسبت می دهند، تصاویری از آرشیو اعتراضات جنبش سبز در محرم پخش می کنند و آن را تفسیر به توهین به امام حسین (ع) می کنند، قرآن پاره می کنند و ... اما همگی به فضل خداوند سندی شد بر رسوایی بیشتر متقلبان سیاسی در پیشگاه ملت.

بیانیه با انتقاد شدیداز صدا و سیما می نویسد: امروز صدا و سیمای ما که به توصیه ی امام راحل باید دانشگاه ملت می بود، تبدیل به سازمان مخوف تخریب منتقدان و عرصه ی تکتازی و معاشقه های وابستگان قدرت شده، دروغ، جعل خبر، تصویرسازی ودهها اقدام غیر اخلاقی دیگر رویه ی عادی این سازمان شده، اما کیست که نداند حنای رسانه ی میلی آقایان دیگر نزد ملت رنگی ندارد؟! اما دانشجو و دانشگاهی در کنار ملت آگاه ایران نیک می داند که این وضعیت دیر نخواهد پایید و ملت آزادیخواه و شجاع که بارها و بارها در طول تاریخ ثابت کرده استبداد را باطل خواهد کرد، به زودی بذر سبز آزادی و اسلام واقعی را در سرتاسر کشور خواهید پاشید و با تاکید و تکیه بر منش اصلاح طلبی خود این روند نامیمون را مجبور به توقف و عاملان آن را نیز وادار به عقب نشینی خواهد کرد.

در پایان این بیانیه همچنین آمده است: انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده حوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ضمن اعلام مخالفت و محکومیت جدی وضعیت فعلی سیاسی کشور - مخصوصا بازداشت های گسترده و غیرقانونی دانشجویان- تاکید می کند برای برون رفت از وضعیت فعلی راهی جز آنچه که مکررا در بیانیه ها و مصاحبه های رهبران جنبش سبز بیان شده نمی داند و ادامه روند فعلی را ضرر بزرگ و جبران ناشدنی به منافع ملی کشور ارزیابی می نماید. در پایان ضمن گرامیداشت مجدد دهه مبارک فجر و سی و یکیمین بهار سبز انقلاب اسلامی از آحاد ملت بزرگ ایران و بخصوص دانشجویان دعوت می نماید تا ضمن حضوری سبز در راهپیمایی 22بهمن بار دیگر چون گذشته آرمانهای آزادی خواهانه ی خود را فریاد کنند

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 18 بهمن ماه سال 1388 ساعت 09:05 AM


کلمه: رئیس‌جمهور سابق کشورمان با تشریح اهداف و مبانی انقلاب اسلامی ایران، از دو جریان افراطی و تفریطی که دین و آزادی را در مقابل یکدیگر می‌دانند انتقاد کرد و سپس با دفاع از کارنامه دولت اصلاحات در زمینه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی و نیز هسته‌ای، برای روشن شدن حقیقت خواستار آن شد که دست اندرکاران سیاست خارجی و متصدیان پرونده هسته‌ای در فضایی آزاد و منصفانه کارنامه دولت اصلاحات را بررسی کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی در مصاحبه‌ای مشروح با ماهنامه “نسیم بیداری” به بررسی ریشه‌های انقلاب اسلامی و اهداف آن پرداخت.

وی در این گفتگو با تاکید بر اینکه «انقلاب اسلامی در ایران به‌حق مردمی ترین انقلاب بود»، گفت:« این انقلاب در مقایسه با تحولات و انقلاب‌های دیگر آرام ترین حرکت بود یعنی با وجود دگرگون کردن یک نظام نیرومند به لحاظ نظامی،امنیتی و جهات بین‌المللی به‌خصوص قدرت‌های بزرگ، کمترین هزینه انسانی و مادی را به بار آورد و قابل مقایسه با انقلاب های مشابه نبود. »

رئیس دولت اصلاحات افزود:« چون گرایش دینی در اکثریت قاطع مردم پر ژرفا و نیرومند بود و رهبری انقلاب نیز بر عهده شخصیتی دینی و والاقدر بود، این امر به انقلاب ما هویت دینی بخشیده‌بود که خود از مهمترین عوامل فراگیری و گستردگی و نیرومندی آن بود.»

رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«به نظر من انقلاب ما مرحله کمال جنبش مردم شریف و بیدار ایران بود که از دهها سال پیش در جریان بوده‌است و بارها درباره آن سخن گفته‌ام. جنبش عمیق و فراگیر مردم ایرانی در عرصه حیات اجتماعی دارای جهت و هدف مشخص بوده‌است.»

وی خواست‌های ملت ایران را شامل آزادی وحاکمیت بر سرنوشت در برابر استبداد نفس‌گیر؛ استقلال در برابر سلطه بیگانگان و دخالت آنان در امور و خواستار پیشرفت در برابر عقب‌ماندگی مُزمن کشور و ملت در همه عرصه‌ها و نیز عدالت و برخورداری از حقوق مادی و معنوی در برابر سرکوب و تبعیض و تحقیر عنوان کرد.

خاتمی تاکید کرد:«آنچه در انقلاب اسلامی ممتاز بود، اینکه ملت این‌همه را از پایگاه دین خواست، یعنی خواست تاریخی ملت با هویت تاریخی او در یک جهت قرار گرفت و دین به‌گونه ای مطرح شد که مؤید آزادی، استقلال و پیشرفت و عدالت بود و می بینیم که از دل انقلاب «جمهوری اسلامی» برآمد.»

به عقیده رئیس‌جمهور سابق کشورمان جمهوری اسلامی متضمّن آزادی مردم‎‎‏‎، حاکمیت آنان بر سرنوشت، از میان برخاستن استبداد و وعده دهنده به مردم‌سالاری و عزت مردم و کشور بود و در عین حال طالب حاکمیت معیارها و ارزش‌های اسلامی بود، ارزش‌ها و معیارهایی که خود نافی استبداد و استعمار و بی‌عدالتی و عقب ماندگی است.

وی با اشاره به بیانات امام راحل از همان روزهای نخستین نهضت، گفت:«شما به بیان و سخن رهبر انقلاب از همان روزهای نخستین نهضت بنگرید. همه جا در کنار تکیه بر دین و احکام الهی و اخلاق اسلامی، به چپاول ثروت ملی از سوی حکومت استبدادی فاسد، حمله می‌شود. دخالت بیگانگان در سرنوشت نفی می‌شود. سرکوب مردم، زندان و شکنجه و تحقیر ملت مورد نکوهش قرار می‌گیرد و مردم به دگرگون‌کردن این وضعیت فرا خوانده می‌شوند.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان ادامه داد:«همه‌جا در سخنان امام راحل، سخن از آزادی است و این که ملت باید حاکم بر سرنوشت خود باشد. عدالت باید حاکم گردد و نظایر آن و نیز اسلام به گونه‌ای مطرح می‌شود که نه تنها مانع این‌همه نیست بلکه دقیقاً تأیید کننده خواست‌ها و مطالبات واقعی و تاریخی ملت است.»

خاتمی سپس نتیجه‌گیری کرد:« بنابراین انقلاب ما که هم در مبنا و هم در هدف و هم رهبری صبغه و هویت دینی داشت، در جهت تأمین خواست اساسی مردم یعنی آزادی، مردم‌سالاری، عزّت ملی و برخورداری همگان از مزایای زندگی و تأمین حقوق‌ و نیازهای ملت (از هر آئین و مرام و گرایشی) حرکت کرد و پیروز شد. »

وی البته بلافاصله تصریح کرد:«نپنداریم که با پیروزی درخشان ۲۲ بهمن همه چیز به پایان رسید، بلکه ۲۲ بهمن سرآغاز تلاش جدی مردم در رسیدن به همان هدف‌ها و تأمین همان خواست‌ها است.»

به عقیده رئیس‌موسسه بین‌المللی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدنها موفقیت یا عدم موفقیت‌ را باید در تحقق یا عدم تحقق آن خواست‌ها و هدف‌ها جُست و اگر نیست کوشید تا به آن سو برویم و اگر انحراف هست با یاری مردم در جهت اصلاح آن با همین موازین و معیارها برآمد.

رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد:« اصلاحات به تعبیر ما هم، چیزی جز این نیست و به‌همین جهت است که آن را ریشه دار و غیر قابل دفع و حذف می‌دانیم و انقلابی واقعی، کسی است که در این مسیر گام بردارد.»

وی در پاسخ به پرسشی درباره ریشه‌ها و زمینه‌های شکل گیری انقلاب اسلامی، با اشاره به اثرگذاری شرایط اجتماعی و تاریخی، زمینه‌های اقتصادی و فرهنگی، اظهار داشت:«با این حال به نظر من رشد مردم، تحول‌خواهی و سیر به سوی جامعه‌ای آزاد و کشوری آباد و البته گرایش دینی تحول‌خواه و رهبری ممتاز، نقش ممتاز داشته‌اند. »

خاتمی یادآور شد:« اکثریت مردم ما دین‌دارند و وقتی حرکت و جنبش شأن دینی داشت و رهبری آن به عهده عالمی وارسته و شخصیت ممتاز دینی و سیاسی بود؛ این حرکت، فراگیر و نیز پرژرفا خواهد بود.»

رئیس‌ بنیاد باران ادامه داد:« به‌علاوه سلطه تحقیر کننده بیگانه، دوری حکومت از مردم بلکه مقابله با آن و سرکوب، رواج فساد اخلاقی و اداری، فاصله‌های طبقاتی، حاکمیت هزار فامیل وابسته و عقب افتادگی مزمن، این‌ها همگی در شکل‌گیری و کامروایی انقلاب مؤثر بود.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان همچنین به قرائتی که انقلاب اسلامی ایران را محصول انزوا و حصر دین و ارزش‌های اسلامی در ساحت جامعه به خواست حاکمان و برخلاف اعتقاد و باورهای عمیق مردم می‌دانند و بر همین اساس معتقدند شأنیت حکومت دینی در قالب نظام اسلامی صرفاً برقراری مناسبات و احکام مبتنی بر شریعت است و سایر مسائلی چون حقوق اساسی افراد و آرمان‌هایی چون آزادی و برابرخواهی را یک‌سره ناچیز می‌شمارند، پاسخ داد.

به گزارش روابط عمومی دفتر سیدمحمد خاتمی، او گفت:« خواست‌ها و مطالبات مردم هم به نظر من روشن بود و اینک تلقی مردم از اینکه تا چه حد به خواسته‌های خود رسیده‌اند، تعیین کننده وضعیت آینده ماست. سیاست‌ها و برنامه‌های ضد دینی، ضد اخلاقی، ضد ملی رژیم گذشته، مسلماً انگیزه‌ساز انقلاب بوده‌است، ولی تلقی و توهّم پاره‌ای از اصحاب قرائت آنچنانی را کاملا غلط و اغواکننده و زیان‌بار می‌دانم.»

رئیس بنیاد باران افزود:«تردید نیست که اکثریت مردم خواستار نظام و حکومتی بوده (و هستند) که نه تنها به دین احترام بگذارد، بلکه معیارها و موازین دینی خود را در رابطه خود با مردم و در روابط اجتماعی مراعات کنند، ولی دین را بیگانه با خواست‌ها و مطالبات مردم و حتی احیاناً در برابر آن‌ها دانستن، هم جفای به دین است و هم جفای به مردم و نشانة بیگانگی با روح انقلاب و حتی خصومت با آن است.»

خاتمی تصریح کرد:«وانگهی، مراد از شریعت چیست؟ شریعتی که نسبت به حقوق و حرمت‌ و آزادی‌های انسان و مردم بی تفاوت باشد و یا خدای ناخواسته در برابر آن قرار گیرد، شریعت مورد نظر انقلاب و امام نیست.»

وی با اشاره اینکه «با تحقق جمهوری اسلامی حتی نیاز جامعه به اجتهاد نوین که بتواند مسائل جامعه پیچیده کنونی را حل‌کند، بیشتر احساس شد»، اظهار داشت:« در بیانات امام به‌خصوص در سال‌های آخر عمرشان، این مطلب آشکارا و به تکرار بیان شد. »

رئیس‌جمهور سابق کشورمان در ادامه این گفتگو با اشاره به وسیع بودن بحث مبنایی درباره حکومت دینی، منشأ و مبنا و کارکرد آن و نسبتی که با مردم و جهان دارد، نکاتی را به صورت اجمالی در این باب مطرح کرد.

خاتمی سپس به این سخن امام خمینی(ره) اشاره کرد که «حکومت اسلامی از اهمّ احکام اولیه است و بر سایر احکام، اولویت دارد و بنیاد احکام حکومتی هم مصلحت اسلام و جامعه است.»

او سپس با استناد و اشاره به این سخن، اظهار داشت:« نکته اول آنکه مصلحت بوالهوس نیست، اینکه کسی از چیزی خوشش بیاید بگوید مصلحت است یا بدش بیاید بگوید خلاف مصلحت است امر باطلی است.»

رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:« نکته دوم آنکه تشخیص مصلحت کاری بسیار دقیق و کارشناسانه است و طبعا بر عهده کارشناسان متعهد است نه یک شخص و یک سلیقه.

بنابراین مطلوب این است که مصلحت را نمایندگان صالح همه بخش‌ها و طبقات جامعه از عالمان دینی، دانشگاهیان، کارشناسان و سیاست‌مداران و… تشخیص دهند. حتی براین باورم که آنچه امام قبل از ترسیم قانون اساسی معین کردند، که تشخیص مصلحت بر عهده اکثریت نمایندگان مجلس باشد، به صواب نزدیک‌تر بود.»

وی سپس دو نکته را یادآور شد؛ اول آنکه«حاکمیت مردم بر سرنوشت و آزادی‌های اساسی و مردم‌سالاری و نظایر آن در متن انقلاب و از پایه‌های نظام مورد نظر بوده‌است» و دوم «شریعت در نظام اسلامی با اجتهاد پویا و کارساز (و البته رعایت موازین و فکر و فقه اسلامی) بسیار وسیع‌تر و راه‌گشاتر از دیدگاه‌های تنگی‌است که احیاناً با امام و اصل انقلاب هم سازگار نبوده و نیست و در غیبت امام می‌کوشد که خود را متولی انقلاب و اسلام بداند و درصد حذف همه افکار و گرایش‌هایی است که نمی پسندد.»

خاتمی سپس در پاسخ سئوالی که با اشاره به رواج گفتمان‌هایی چون استقلال‌خواهی و حفظ تمامیت ارضی، پیشرفت اقتصادی و سازندگی و تکیه بر آزادی‌های اجتماعی و حقوق فردی و به‌عبارت دیگر، از او درباره مهم‌ترین دغدغه دهه چهارم انقلاب اسلامی را جویا شد، گفت:«استقلال‌خواهی، تمامیت ارضی و نظایر آن از اصیل‌ترین خواست‌های انقلاب و مردم ما بوده‌است و دورانش هم تمام نشده‌است. پیشرفت اقتصادی و سازندگی نیز از اهداف بلند جامعه انقلابی ماست؛ آزادی و حاکمیت بر سرنوشت نیز، هم از مبانی و هم از هدف‌های والای انقلاب و برخاسته از خواست تاریخی ملت است.»

وی افزود:«آنچه در دوران اصلاحات مطرح شد، این بودکه پس از طی دوران پر بحران جنگ و ترور و نیز با حرکت موفق جامعه به سوی استحکام پایه‌های اقتصادی و مدیریت جامعه، ما به دوران ثبات رسیده‌ایم و جا دارد که استثناها که مختص به دوران‌های بحرانی است، جای خود را به قاعده بدهد که مهم‌ترین آن استحکام پایه‌های حاکمیت مردم بر سرنوشت است و به موقعیتی رسیده‌ایم که به سوی تکمیل الگوی مورد نظر انقلاب برویم.»

رئیس دولت اصلاحات، یادآور شد:« هدف ما در دولت اصلاحات تحقق کامل؛ یعنی نظامی مردم‌سالار با محوریت مردم و رأی آنان و مسئولیت پذیری حکومت و تأمین لوازم مردم‌سالاری یعنی آزادی‌های اساسی و تکیه بر حقوق مردم و پاس‌داشت حق و حرمت و کرامت همه کسانی که زندگی در چارچوب قانون اساسی را پذیرفتند با هر عقیده و گرایشی؛ و نیز تأمین بیشتر و بهتر و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی و شکوفایی فرهنگی و تقویت پایه‌های عزت بین‌المللی و تأمین امنیت پایدار با محوریت مردم و… بوده است.»

وی تاکید کرد:« دغدغه امروز و فردای من نیز، اهتمام به بنیادهای انقلاب‌اسلامی و مبنا قرار گرفتن قانون اساسی و پرهیز ازبرداشت‌ها و تعبیرها و تفسیرهای ناسازگار با روح و حتی نصّ قانون (چه رسد به نقص قانون اساسی) و به رسمیت شناختن حق حاکمیت مردم و جدی‌گرفتن مردم‌سالاری و تن‌دادن به همه لوازم آن که آزادی‌های اساسی و بهره‌گیری از همه امکانات داخلی و بین‌المللی برای پیشرفت همه‌جانبه و تأمین عدالت در همه ابعاد و پافشاری بر آرمان استقلال خواهی و هوشیاری در برابر فزون‌طلبی قدرت‌های سلطه‌طلب از اهمّ آنهاست.»

رئیس دولت اصلاحات با اشاره به تیین مبانی نظری اصلاحات که توسط او پیش از این صورت گرفته است، اظهار داشت:«من اصلاحات واقعی را دارای ریشه‌های با قدمت بیشتر از یکصد سال می‌دانم و انقلاب‌اسلامی را یکی از فرازهای تکاملی این حرکت تاریخی می‌دانم که پایدار است و نیرومند که در عمق جامعه در جریان است.»

وی همچنین در پاسخ به این سئوال که «برخی از منتقدان بر این باورند در دوره هشت ساله زمام‌داری شما با تکیه برآمیزه‌هایی چون آزادی، حقوق و کرامت انسانی، حدود و مرز احکام دینی و شرعی مورد تعرّض و یا بی‌توجهی قرار گرفته‌اند»، تصریح کرد:« ابداً چنین نیست. چرا باید تصور شود که آزادی و حقوق و کرامت انسانی تعارض با احکام الهی دارد؟»

رئیس بنیاد باران افزود:«آنان که احکام الهی را در تعارض با کرامت و آزادی انسان می‌دانند از حقیقت دین خدا آگاه نیستند یا مغرضانه، توهّمات خود را بر اصل دین می نشانند.»

خاتمی تاکید کرد:« بزرگترین خدمت به دین در یک نظام منتسب به دین این‌است که مردم احساس‌کنند در سایه دین مورد حرمت هستند، به نام دین آزادی‌های اساسی آنان (و نه ولنگاری‌ها) تأمین می‌شود و به نام دین زمینه پیشرفت همه‌جانبه و عدالت، فراهم می‌آید.»

وی با بیان اینکه «بارها گفته‌ام دو جریان افراطی و تفریطی در متن جامعه و تاریخ ما وجود دارد که دین و آزادی را در مقابل یکدیگر می‌دانند»، گفت:« منتهی یکی می‌گوید تا دین بماند آزادی باید از میان برخیزد و دیگری می‌گوید برای تأمین آزادی باید دین را کنار بگذاریم.»

رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:«من می‌گویم دین و آزادی می‌توانند و باید در آغوش هم باشند. دین، آزادی را لطیف و اخلاقی می‌کند و آزادی (نه بوالهوسی)، پویایی دین را تضمین می‌کند و سبب می‌شود که دین خدا که متعلق به همه عرصه‌ها و نسل‌ها است از تصلّب و عادت‌زدگی و توهّم رها شود.»

در ادامه این گفتگو، سیدمحمد خاتمی به دفاع از کارنامه دولت اصلاحات پرداخت.

او اظهار داشت:«به استناد آمار و شهادت منصفان، اصلاحات دولتی موفق در عرصه اقتصاد، مدیریت و روابط بین‌الملل و… بوده‌است. البته منظور این نیست که هیچ مشکل و کمبود و نقص وجود نداشته، ولی با حرکت علمی و مدبّرانه و علی‌رغم همه موانع ساختاری و رفتاری ، سمت و سوی جامعه به سوی بهبودی، عزّت و برخورداری بوده است.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان ادامه داد:«با حدود۱۶۰میلیارد دلار درآمد نفتی در هشت سال، کارهای بزرگی صورت گرفت. منابع بانک‌ها از اینکه در اختیار دولت و پوشاننده ضعف‌ها و مشکلات و نیز زمینه ساز رانت و سوء استفاده باشد، در مسیر آزاد شدن قرار گرفت و تقویت شد و حتی برای پرداخت بدهی‌های دولت به آن‌ها برنامه‌ریزی و اجرا شد.»

وی یادآور شد:«محدودیت اعتبار از بانک‌ها و بیمه های خارجی رفع شد و سرمایه‌گذاری در ایران رونق گرفت و میلیاردها دلار اعتبار در اختیار بخش خصوصی قرار گرفت. ده‌ها طرح بنیادی و بزرگ در زمینه نفت، گاز و پتروشیمی و فولاد و محصولات زیربنایی وارتباطات شروع شد و به نتیجه رسید.»

خاتمی تصریح کرد:«عسلویه کانون افتخار آمیز تکنولوژی و سرمایه‌گذاری و تولید و زمینه‌ساز صادرات صنعتی شد. ده‌ها هزار نفر از متخصصان و نیروی‌کار عادی به کار مشغول شدند.کافی است بررسی کنید که همین عسلویه اکنون در چه وضعی است تا ادعای ما بر کار آمدی دولت قبلی و مشکلات دولت فعلی آشکار شود و این در حالی است که در مدت ۴ سال حدود ۳۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی داشتیم.»

وی همچنین اظهار داشت:« ما با همه محدودیت‌ها، ذخیره ارزی قابل قبولی داشتیم که بخش مهمی از آن با تسهیلات به بخش خصوصی تزریق شد که طرح‌های خوبی هم در تهران و شهرستان‌ها به ثمر رسید و حدود ۱۵میلیارد دلار هم در حساب ذخیره ارزی به دولت بعدی تحویل شد. بررسی کنید این صدها میلیارد دلار چه شد و حساب ذخیره ارزی و میزان بهره‌گیری بخش خصوصی از این حساب در چه وضعی است؟»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با اشاره به خودکفایی گندم، تشکیل وزارت رفاه و تأمین اجتماعی و برداشته شدن گام‌های سنجیده به سوی عدالت اجتماعی عزّت‌آمیز در دولت اصلاحات، گفت:«امروز را با دیروز مقایسه کنید، وضع معیشتی مردم، کارگران، کشاورزان و اصناف و فاصله بخش‌های پردرآمد با کم درآمد چگونه است ؟ تا آشکار شود (و بحمدالله آشکار هست) که چه زمانی بهتر و بیشتر برای اقتصاد، عدالت، علم و پژوهش و صنعت و… کارشده است، مقایسه وضع گرانی،تورم ،بیکاری و رشد اقتصادی و دیگر عوامل، همگی شاهد صادق و بسیار گویا بر قابل قبول بودن وضعیت در گذشته است.»

وی با بیان اینکه « سنجیده‌ترین برنامه‌های پس از انقلاب در دولت اصلاحات تدوین و تصویب شد»، یادآور شد:« برنامه سوم را با موفقیت قابل قبولی اجرا کردیم. چشم‌انداز بیست‌ساله در زمان ما تدوین و تصویب شد، برنامه چهارم اجرا نشد و حتی علی‌رغم تکلیف قانونی، گزارش کار هم به مجلس داده‌نشد. آیا نسبت به اهداف چشم‌انداز بیست‌ساله از سال مبدأ جلو آمده‌ایم یا به عقب رفته‌ایم؟»

خاتمی در بخش پایانی این گفتگو اظهار داشت:«ما معتقدیم دین در سپهر حیات اجتماعی بشر دخالت دارد و متعلق به همه زمان‌ها و عصر هاست و آن را دارای ظرفیت و انعطاف برای تطابق با شرایط زمان و مکان می‌دانیم و طبعا دین نسبت به پر فایده‌ترین و کم هزینه‌ترین نظام اجتماعی و مدیریت که حاصل تکامل زندگی بشری است، یعنی “مردم سالاری” نمی‌تواند بی‌تفاوت وبا آن در تضاد باشد، همچنان که نیست.»

وی ادامه داد:«این که در انقلاب اسلامی، “جمهوری اسلامی” به عنوان نظام مورد نظر طرح و تصویب می‌شود یک تصادف نیست و امام به صراحت می‌گویند مراد ما از جمهوری همان است که در دنیا رایج است؛ منتها وفادار به ارزش‌ها و معیارهای دینی و الگویی چون حکومت مولا امیرالمومنین (ع)؛ همین امر دلیلی بر سازگاری دین با مردم‌سالاری است.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«دولت اصلاحات بی‌آنکه ذره‌ای از مصالح و منافع ملی عدول کند و ارزش‌ها و اصول بنیادین انقلاب و جامعه را زیر پا بگذارد؛ در حد توان خود توانست استقلال و سربلندی و عزت ملت را تأمین و بسیاری از خطرات را از کشور و مردم، دفع و بسیاری از منافع ملی را استیفا کند.»

خاتمی یادآور شد:«درست است که تنش‌زدایی و اعتمادسازی در عین پایبندی به منافع و مصالح ملی، اساس سیاست خارجی ما بود؛ ولی از یاد نبریم که پیشرفت اساسی در برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای متعلق به دوران ما است؛ بی‌آنکه بخواهم تلاش پیشینیان و پسینیان را نادیده بگیرم.»

رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد:«اعتراف به حق ملت ایران برای داشتن فناوری صلح آمیز هسته‌ای (نه فقط انرژی اتمی) متعلق به دوران ماست. ما راهی را انتخاب کردیم که اگر درست ادامه می‌یافت (و البته اگر تعلّل و اشتباه غرب به خصوص اروپا نبود) نه تنها امروز واقعاً تکنولوژی صلح‌آمیز هسته‌ای را بهتر و گسترده تر از امروز داشتیم، بلکه پرونده ما در شورای امنیت سازمان ملل نبود.»